13 مرداد 1405 / ۱۹ صفر ۱۴۴۸
شناسه خبر : 103661
دوشنبه 27 شهريور 1402 , 11:07
دوشنبه 27 شهريور 1402 , 11:07


مغزهای زنگزده غربزدگی
سید محمدرضا میرشمسی
تنها چاره آمریکا فرار فوری از منطقه است
سعدالله زارعی
۵ دلیل عقبنشینی تکراری ترامپ
عبدالباری عطوان
از مردم عذرخواهی کنید
رضا امیریان فارسانی
معجزه مردم مبعوث
رحمان الهی
پیروزی تمامعیار ایران در جنگ ترکیبی
مسعود اکبری
پشتپرده فعال شدن ناگهانی ساکتین ماههای جنگی اخیر؟
سیدرضا موسوی فاضل
آقای رئیس، کجای این مسئولیت ایستادهاید؟!
داود گودرزی
برادرانه با خواهر گرامی خانم مهاجرانی!
حسین شریعتمداری
مجازات ترامپ و نتانیاهو اعدام و مصادره اموال است
علی بهادری جهرمی
می دانید چندماه حمله آمریکا به یک کشور یعنی چه؟!
غلامرضا یاوند عباسی


روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
بـالانشیـن
فاش نیوز - ردایم را گرفت و کشید. نگاهش کردم. دخترک آزرده بود و آشفته. چهرهام را در هم کشیدم:
«چه میخواهی بچه؟»
گفت: «آب، آب میخواهم.»
ردایم را از میان انگشتانش کشیدم: «آب نمیدهم برو.»
دستش را به اندازهی قدحی کوچک نشانم داد: «اندکی، زیاد نمیخواهم.»
داد زدم: «مگر نگفتم نمیدهم، مگر از دیگران عزیزتری؟»
التماس کرد: «برای خودم نمیخواهم که.»
خم شدم و در موهایش چنگ انداختم: «پس برای که میخواهی؟»
دستم را کنار زد: «برای بابایم او تشنه است.»
خندیدم: «بابایت؟»
گفت: «آری بابایم، هر گاه او قرآن میخواند وظیفهی من است که برایش آب ببرم، اما او از صبح دارد قرآن میخواند ولی جرعهای ننوشیده.»
خندهام گرفت. قدحی آب به دستش دادم. دوید.
دستش را بلند کرد نشد. روی پنجههای پایش ایستاد نرسید.
نیزه خیلی بلند بود.
نویسنده: سید علیرضا میری


پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی
خاطرهای از زیارت عتبات توسط آزادگان
علیاکبر امیراحمدی
تیربارچی قهار با آستین خالی
جعفر طهماسبی
اسلحه همه خراب شد الا مریم امجدی
مریم امجدی زنجانی
و فردا چه سرنوشتی در انتظار ماست....
علیرضا ضابطی سیستان















