شناسه خبر : 127270
پنجشنبه 09 مهر 1405 , 12:00
اشتراک گذاری در :
ادبیات ایثار و شهادت

کشورهای همسایه، تاریخ فراموش نمی‌کند!

فاش نیوز - گاهی ملت‌ها و کشورها دوستان و دشمنان واقعی خود را نه در روزهای آرام، بلکه در روزهای سخت می‌شناسند. روزهایی که امنیت، اقتصاد و آینده یک کشور در معرض خطر قرار می‌گیرد و هر کشور ناچار است میان مصلحت کوتاه‌مدت و نگاه بلندمدت خود انتخاب کند.
 امروز منطقه ما در یکی از همان روزهای حساس قرار دارد. جنگ و رویارویی مستقیم ایران با آمریکا و اسرائیل، فقط مسئله ایران نیست. آتش جنگ اگر در یک نقطه از منطقه شعله‌ور شود، مرزهای سیاسی نمی‌شناسد و آثار آن دیر یا زود به اقتصاد، امنیت، تجارت، انرژی، حمل‌ونقل و زندگی مردم کشورهای اطراف نیز می‌رسد.
 از نظر حقوق بین‌الملل نیز اصل موضوع روشن است: منشور سازمان ملل متحد کشورها را از تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی و استقلال سیاسی کشورها منع می‌کند. درعین‌حال، ماده ۵۱ منشور، حق دفاع مشروع در برابر حمله مسلحانه را به رسمیت می‌شناسد؛ بنابراین درباره مشروعیت هر اقدام نظامی مشخص، باید جزئیات، مبنای حقوقی و شرایط آن بررسی شود؛ اما اصل منع توسل به زور، یک اصل بنیادین در نظام حقوق بین‌الملل است.
 در چنین شرایطی، رفتار کشورهای همسایه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.
 گزارش‌های منتشرشده در روزهای اخیر نشان می‌دهد که فشار بر ارتباطات هوایی ایران افزایش یافته است. از جمله، تعلیق پروازهای شرکت‌های ایرانی به جمهوری آذربایجان گزارش شده و درباره محدودیت‌های ایجادشده برای پروازهای ایرانی در برخی کشورهای منطقه نیز گزارش‌هایی منتشر شده است. درعین‌حال، وضعیت همه مرزها یکسان نیست و نمی‌توان همه کشورهای همسایه را در یک دسته قرار داد. برای نمونه، مرز زمینی ایران و جمهوری آذربایجان همچنان با محدودیت‌های خاص خود روبه‌رو است، درحالی‌که مسیر زمینی ایران و ترکیه در همین دوره به یکی از مسیرهای مهم انتقال کالا تبدیل شده است.
 اما پرسش اساسی اینجاست که آیا کشورهای منطقه فقط امروز را می‌بینند؟
 ممکن است یک دولت تصور کند با محدودکردن ارتباطات، بستن مسیرها یا همراهی با فشارهای خارجی، در کوتاه‌مدت از خطر دور می‌ماند. اما در سیاست بین‌الملل، هیچ کشوری در خلأ زندگی نمی‌کند. امنیت هر کشور به امنیت محیط پیرامونی آن وابسته است.
 کشوری که امروز تصور می‌کند بحران فقط در داخل مرزهای ایران باقی می‌ماند، باید به تجربه چند دهه گذشته منطقه نگاه کند.
 جنگ ایران و عراق نمونه روشنی است. جنگی که در سال ۱۹۸۰ با حمله عراق به ایران آغاز شد، نزدیک به هشت سال ادامه یافت و آثار آن تنها به دو کشور محدود نماند. کشورهای منطقه نیز از پیامدهای اقتصادی، امنیتی و سیاسی آن متأثر شدند. برخی کشورهای خلیج‌فارس، باوجود اعلام بی‌طرفی، از عراق حمایت مالی کردند؛ در مقابل، سوریه و لیبی از ایران حمایت کردند. ترکیه نیز در طول جنگ موضع بی‌طرفی خود را حفظ کرد، اما هم‌زمان از افزایش تجارت با دو طرف جنگ بهره اقتصادی برد.
 این تجربه تاریخی یک پیام مهم دارد؛ کشورها ممکن است در یک جنگ مستقیماً نجنگند، اما هیچ جنگ بزرگی در یک منطقه بدون هزینه برای همسایگان باقی نمی‌ماند.
 امروز نیز مسئله فقط ایران نیست. اگر یک قدرت خارجی بتواند در منطقه، قواعد امنیتی را صرفاً بر اساس قدرت نظامی خود تعریف کند، کشورهای کوچک‌تر و متوسط منطقه نیز در بلندمدت از این وضعیت مصون نخواهند بود. اگر این اصل حاکم شود که یک قدرت بزرگ می‌تواند هر زمان که بخواهد به کشوری حمله کند، زیرساخت‌های آن را هدف قرار دهد یا با فشار اقتصادی و تحریم، همسایگان آن کشور را وادار به قطع ارتباط کند، این قاعده ممکن است روزی علیه کشور دیگری نیز به کار گرفته شود.
 این همان نکته‌ای است که کشورهای منطقه باید با دقت بیشتری به آن فکر کنند. امروز ممکن است موضوع، ایران باشد. فردا چه کسی می‌تواند موضوع باشد؟
 تاریخ روابط بین‌الملل نشان داده است که هیچ ترتیبی برای همیشه ثابت نمی‌ماند. ائتلاف‌ها تغییر می‌کنند، منافع تغییر می‌کنند و حتی دوستان امروز ممکن است در شرایط دیگری منافع متفاوتی داشته باشند.
 به همین دلیل، سیاست خارجی کشورها نباید فقط بر این محاسبه استوار باشد که «اگر با قدرت بزرگ همراه شویم، از خطر در امان خواهیم ماند».
 گاهی همراهی کوتاه‌مدت با قدرت بزرگ، یک کشور را از یک خطر فوری دور می‌کند، اما آن کشور را در معرض خطر بزرگ‌تری در آینده قرار می‌دهد.
 ازسوی‌دیگر، کشورهای همسایه ایران باید بدانند که ایران نیز فقط یک کشور روی نقشه نیست. ایران کشوری با مرزهای طولانی زمینی و دریایی، جمعیت زیاد، اقتصاد بزرگ منطقه‌ای، منابع انرژی، مسیرهای ترانزیتی و پیوندهای تاریخی و انسانی گسترده با کشورهای اطراف است.
 بستن مسیرهای ارتباطی با ایران فقط به ایران آسیب نمی‌زند. وقتی یک مسیر هوایی، زمینی یا تجاری بسته می‌شود، شرکت‌های حمل‌ونقل، تجار، گردشگران، کارگران مرزی و اقتصاد شهرهای مرزی دو طرف نیز آسیب می‌بینند. نمونه اخیر فشار بر حمل‌ونقل هوایی ایران نیز نشان می‌دهد که محدودیت‌های ارتباطی چگونه می‌تواند مسافران و حتی مسیرهای تجاری را به سمت راه‌های زمینی پرهزینه‌تر سوق دهد.
 بنابراین موضوع فقط این نیست که «ایران چه زیانی می‌کند». پرسش بزرگ‌تر این است که، منطقه چه چیزی از دست می‌دهد؟ و شاید مهم‌تر از آن، این باشد که کشورهای همسایه ایران در حافظه تاریخی مردم ایران چگونه دیده خواهند شد.
 مردم ایران، مانند هر ملت دیگری، رفتار دوستان و همسایگان خود را در روزهای سخت فراموش نمی‌کنند. تاریخ نشان می‌دهد که ملت‌ها شاید اختلافات سیاسی را پشت سر بگذارند، اما خاطره رفتار کشورها در لحظات دشوار می‌تواند سال‌ها و حتی نسل‌ها باقی بماند.
 همان‌گونه که کمک یک کشور در یک روز سخت می‌تواند برای همیشه در حافظه یک ملت باقی بماند، بی‌تفاوتی، بستن راه‌ها یا همراهی با فشار علیه یک ملت نیز می‌تواند اثر مشابهی داشته باشد.
 این به معنای آن نیست که دولت‌ها باید منافع ملی خود را نادیده بگیرند.
 اتفاقاً برعکس؛ منافع ملی واقعی، نیازمند نگاه بلندمدت است. هیچ کشوری نباید انتظار داشته باشد همسایه‌اش در شرایط دشوار، همه منافع خود را نادیده بگیرد. اما هم‌زمان باید توجه داشت که همکاری با فشارهای خارجی نیز ممکن است هزینه‌های خاص خود را داشته باشد.
 جهان امروز بسیار کوچک‌تر از گذشته شده است.
 یک پهپاد ناشناس می‌تواند فعالیت یک فرودگاه را مختل کند. یک حمله سایبری می‌تواند زیرساخت‌های یک کشور را دچار مشکل کند. یک بحران در مسیر انرژی می‌تواند قیمت‌ها را در چندین کشور تغییر دهد. بسته‌شدن یک مسیر هوایی یا زمینی می‌تواند تجارت چند کشور را تحت‌تأثیر قرار دهد.
 پس امنیت دیگر فقط پشت مرزهای سیاسی تعریف نمی‌شود.
 کشوری که تصور می‌کند بحران همسایه‌اش به او ارتباطی ندارد، ممکن است زمانی متوجه شود که آن بحران از مرز عبور کرده است.
 حتی از نگاه کاملاً عمل‌گرایانه نیز ثبات ایران برای کشورهای پیرامونی اهمیت دارد. ایران بخشی از شبکه انرژی، تجارت، ترانزیت و ارتباطات منطقه است. هرچه بی‌ثباتی در این شبکه بیشتر شود، هزینه آن برای همسایگان نیز بیشتر خواهد شد.
 در چنین شرایطی، شاید عاقلانه‌ترین سیاست برای کشورهای منطقه نه ورود به جنگ و نه دشمنی با یک طرف، بلکه حفظ ارتباط، باز گذاشتن مسیرهای انسانی و تجاری، رعایت اصول حقوق بین‌الملل و تلاش برای کاهش دامنه بحران باشد.
 بی‌طرفی واقعی با بی‌تفاوتی تفاوت دارد.
 یک کشور می‌تواند در جنگ دخالت نکند، اما هم‌زمان اجازه ندهد فشار خارجی، ارتباطات انسانی و اقتصادی میان ملت‌ها را نابود کند.
 و اینجاست که باید یک نکته مهم را به خاطر سپرد؛ امروز ایران در سختی است؛ اما منطقه فردا ممکن است با بحران دیگری روبه‌رو شود. آن روز، کشورها بیش از هر چیز به همسایگانی نیاز خواهند داشت که در روزهای دشوار، راه ارتباط را نبسته باشند. تاریخ ایران نیز این مسئله را به‌خوبی نشان داده است. ایرانیان فراموش نمی‌کنند چه کسی در روز سخت کنار آنها ایستاد و چه کسی راه خود را جدا کرد. این تهدید یا وعده نیست؛ یک واقعیت تاریخی و اجتماعی است.
 کشورهای همسایه ایران اگر امروز تصمیمی درباره مرزها، پروازها، تجارت و روابط خود می‌گیرند، بهتر است فقط به سود و زیان امروز آن تصمیم نگاه نکنند. به فردا هم فکر کنند؛ به روزی که شاید شرایط منطقه تغییر کرده باشد، ائتلاف‌ها عوض شده باشند و دوباره این پرسش مطرح شود که در روزهای سخت، چه کسی کنار چه کسی ایستاده بود؟
 جهان کوچک و پرمخاطره امروز، بیش از هر زمان دیگری به همسایگانی نیاز دارد که امنیت خود را در ناامنی دیگری جست‌وجو نکنند. شاید این مهم‌ترین درسی باشد که تاریخ منطقه بارها به ما داده است: هیچ کشوری نمی‌تواند برای همیشه از آتشی که در خانه همسایه روشن شده، خود را جدا بداند. امروز ممکن است خانه همسایه باشد؛ فردا شاید خانه خود ما.

|| داود گودرزی

منبع: دفاع پرس
اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi