06 شهريور 1405 / ۱۴ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 105406
شنبه 20 آبان 1402 , 11:57
شنبه 20 آبان 1402 , 11:57


از تفاهم تا گارانتی؛ زمان طلایی در معماری امنیت هرمز
علیرضا رجائی
حلقه مفقوده ادعای صلح شرافتمندانه
محمدحسین محترم
مرز خود را با غربگرایان و جریان فتنه حفظ کردهام
محمدباقر قالیباف
زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
از دغدغه اعزام به تهران تا پیدا کردن دارو...
علیرضا ضابطی سیستان
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی

همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
خاطره نابی که شهید طهرانی مقدم برای زاکانی تعریف کرد
خاطره نابی که شهید طهرانی مقدم برای زاکانی تعریف کرد
حاج حسن همه جوره از همه ما بزرگتر بود. همان شب حاج حسن آمد منزل ما و موشکی تحت عنوان فاتح 110 را نشانم داد که نسل اول موشکهای نقطه زن بود.

دوازدهمین سالگرد سردار شهید حاج حسن طهرانی مقدم پدر موشکی ایران با حضور سردار امیر علی حاجی زاده فرمانده هوافضای سپاه پاسداران، علیرضا زاکانی شهردار تهران، خانواده شهید و جمعی از دوستداران شهید طهرانی مقدم در جوار مزارش در گلزار شهدای بهشت زهرا برگزار شد.
شهردار تهران در میان صحبت های خود به ذکر خاطرهای از شهید حسن طهرانی مقدم پرداخت و گفت: آن سالها گاهی برای نماز صبح به مسجد شهرک دقایقی میرفتم. حاج حسن هم پای ثابت نماز صبح بود. خانه ما با او سه پلاک فاصله داشت و بعضی مواقع تا منزل قدم میزدیم و او نکاتی میگفت. یک روز که از شرایط کشور بسیار خسته بودم، پرسید: خیلی خستهای؟ سرم را تکان دادم. گفت: میخواهم خستگی تو را در بیاورم. و بعد شروع کرد خاطره ای تعریف کرد: رفته بودم روسیه موشک نقطه زن بگیرم، ژنرال روسی این خرید را لغو کرد. پرسیدم: چرا؟ گفت: چون این تکنولوژی به عنوان ارزش اختصاصی در اختیار ما هست و به شما نمیدهیم. موشکی با برد 300 کیلومتر. هر چه اصرار کردم نداد. گفتم دلیل مخالفت شما چیست گفت از رویش میسازید. گفتم نه نمیسازم. گفت: چرا. گفتم پس می روم و خودمان میسازیم. او خندید.
وی افزود: حاج حسن همه جوره از همه ما بزرگتر بود. همان شب حاج حسن آمد منزل ما و موشکی تحت عنوان فاتح 110 را نشانم داد که نسل اول موشکهای نقطه زن بود. این خاطره را گفتم چون بگویم توکل و توسل شهدا برای ما درس است. او می گفت باید من ذوالفقار علی را بسازم و دشمنان را از تعرض به ایران منع کنم.
شهردار تهران بیان داشت: دورهای من در مجلس بودم و فصل بودجه بود. شهید طهرانی مقدم به من گفت ما منابعی لازم داریم، حدود 20 میلیارد تومان. قرار شد من در مجلس پیگیری کنم. نهایت کار به اطرافیان آقا کشید. وقتی موضوع با فرزند مقام معظم رهبری مطرح شد گفت: آقای رئیس جمهور باید این موضوع را بدانند. چند وقت بعد به شهید طهرانی مقدم گفتم بیا عنوان را عوض کنیم و عنوان دیگری را مطرح کنیم برای این مبلغ. گفت نه. آن زمان رئیس جمهور کارهایی انجام داده بود که حاج حسن گفت: من دیگر اساساً از این رئیس جمهور چیزی نمی خواهم.
وی به ذکر خاطرهای دیگر از شهید طهرانی مقدم پرداخت و گفت: حاج حسن تعریف میکرد یکبار با آقا عزیز رفتیم خدمت مقام معظم رهبری. ایشان سوالاتی مطرح کرد که حس کردم چند کارشناس موشکی روسی مقابلمان نشستند و سوال تخصصی می پرسند.
شهردار تهران در میان صحبت های خود به ذکر خاطرهای از شهید حسن طهرانی مقدم پرداخت و گفت: آن سالها گاهی برای نماز صبح به مسجد شهرک دقایقی میرفتم. حاج حسن هم پای ثابت نماز صبح بود. خانه ما با او سه پلاک فاصله داشت و بعضی مواقع تا منزل قدم میزدیم و او نکاتی میگفت. یک روز که از شرایط کشور بسیار خسته بودم، پرسید: خیلی خستهای؟ سرم را تکان دادم. گفت: میخواهم خستگی تو را در بیاورم. و بعد شروع کرد خاطره ای تعریف کرد: رفته بودم روسیه موشک نقطه زن بگیرم، ژنرال روسی این خرید را لغو کرد. پرسیدم: چرا؟ گفت: چون این تکنولوژی به عنوان ارزش اختصاصی در اختیار ما هست و به شما نمیدهیم. موشکی با برد 300 کیلومتر. هر چه اصرار کردم نداد. گفتم دلیل مخالفت شما چیست گفت از رویش میسازید. گفتم نه نمیسازم. گفت: چرا. گفتم پس می روم و خودمان میسازیم. او خندید.
زاکانی ادامه داد: شهید طهرانی مقدم گفت: برگشتم ایران و هر چه تلاش کردم نشد. متوسل شدم سه روز به ثامن الحجج و فکر میکردم. روز سوم جرقهای به ذهنم زد و فهمیدم عنایتی شد و طرحی به ذهنم رسید. برگشتم در دفترچه دخترم ذهنم را پیاده کردم و بالاخره موشک را ساختیم.

وی افزود: حاج حسن همه جوره از همه ما بزرگتر بود. همان شب حاج حسن آمد منزل ما و موشکی تحت عنوان فاتح 110 را نشانم داد که نسل اول موشکهای نقطه زن بود. این خاطره را گفتم چون بگویم توکل و توسل شهدا برای ما درس است. او می گفت باید من ذوالفقار علی را بسازم و دشمنان را از تعرض به ایران منع کنم.
شهردار تهران بیان داشت: دورهای من در مجلس بودم و فصل بودجه بود. شهید طهرانی مقدم به من گفت ما منابعی لازم داریم، حدود 20 میلیارد تومان. قرار شد من در مجلس پیگیری کنم. نهایت کار به اطرافیان آقا کشید. وقتی موضوع با فرزند مقام معظم رهبری مطرح شد گفت: آقای رئیس جمهور باید این موضوع را بدانند. چند وقت بعد به شهید طهرانی مقدم گفتم بیا عنوان را عوض کنیم و عنوان دیگری را مطرح کنیم برای این مبلغ. گفت نه. آن زمان رئیس جمهور کارهایی انجام داده بود که حاج حسن گفت: من دیگر اساساً از این رئیس جمهور چیزی نمی خواهم.
وی به ذکر خاطرهای دیگر از شهید طهرانی مقدم پرداخت و گفت: حاج حسن تعریف میکرد یکبار با آقا عزیز رفتیم خدمت مقام معظم رهبری. ایشان سوالاتی مطرح کرد که حس کردم چند کارشناس موشکی روسی مقابلمان نشستند و سوال تخصصی می پرسند.
منبع: جهان نیوز


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















