04 شهريور 1405 / ۱۲ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 113956
چهارشنبه 11 مهر 1403 , 11:26
چهارشنبه 11 مهر 1403 , 11:26


زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
از دغدغه اعزام به تهران تا پیدا کردن دارو...
علیرضا ضابطی سیستان
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی
قالیبافی که ما میشناسیم
حسین شریعتمداری
مجروح جنگ را نباید در صف اثبات جانبازی تنها گذاشت
غلامرضا یاوندعباسی

ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
آخرین عکس یادگاری در مجنون با پاهای تاول زده
فاش نیوز - جعفر طهماسبی از رزمندگان دفاع مقدس ماجرای ثبت یک عکس پیش از سقوط جزیره مجنون در سال ۱۳۶۷ را روایت کرده است.
«ایثارتهران» جعفر طهماسبی از رزمندگان تخریبچی لشکر ۱۰ سیدالشهدا علیهالسلام در خاطرهای از سقوط جزیره مجنون در اواخر خرداد سال ۱۳۶۷ روایتی بیان کرده است که در ادامه میخوانید.
من و حاج ناصر اربابیان معاون گردان تخریب لشکر ۱۰ سیدالشهدا علیهالسلام، تازه از بستر بیماری جدا شده بودیم و حال و روز خوشی هم نداشتیم. خبردار شدیم که دشمن در جزیره مجنون در حال انجام تحرکاتی است. خودمان را به نزدیکی آنها رساندیم تا در مقابل دشمن و در داخل آب مین گذاری کنیم. بدن هر دوی ما پر از تاول بود و آب تلخ و شور جزیره هم سم مهلکی برای زخمهای ما شد. با حاج ناصر رفتیم داخل کمینهای توی خط مقدم، دوربین عکاسی داشتیم و وحید بهاری با هم همراه ما بود تا آخرین عکسها را با هم به یادگار بگیریم.
عکس پیش رو ماحصل عکاسی در همان روز است که عینک برای خوش تیپی به چشم نزدیم، بلکه عینک دودی برای این بود که آفتاب چشمهای ما را اذیت نکند.
شهید اربابیان اهل شلوار کردی پوشیدن نبود و همیشه از جهت ظاهری آراسته بود. شلوار گشاد را برای این پوشیده بود که تاولها پاهاش را اذیت نکن، یادش بخیر.
من و حاج ناصر اربابیان معاون گردان تخریب لشکر ۱۰ سیدالشهدا علیهالسلام، تازه از بستر بیماری جدا شده بودیم و حال و روز خوشی هم نداشتیم. خبردار شدیم که دشمن در جزیره مجنون در حال انجام تحرکاتی است. خودمان را به نزدیکی آنها رساندیم تا در مقابل دشمن و در داخل آب مین گذاری کنیم. بدن هر دوی ما پر از تاول بود و آب تلخ و شور جزیره هم سم مهلکی برای زخمهای ما شد. با حاج ناصر رفتیم داخل کمینهای توی خط مقدم، دوربین عکاسی داشتیم و وحید بهاری با هم همراه ما بود تا آخرین عکسها را با هم به یادگار بگیریم.
عکس پیش رو ماحصل عکاسی در همان روز است که عینک برای خوش تیپی به چشم نزدیم، بلکه عینک دودی برای این بود که آفتاب چشمهای ما را اذیت نکند.
شهید اربابیان اهل شلوار کردی پوشیدن نبود و همیشه از جهت ظاهری آراسته بود. شلوار گشاد را برای این پوشیده بود که تاولها پاهاش را اذیت نکن، یادش بخیر.


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی
















