شناسه خبر : 118481
شنبه 24 مرداد 1405 , 16:10
اشتراک گذاری در :

نگاهی به بازتاب قتل فجیع حمیدرضا رجب‌زاده

سفیدشویی جنایت و جشن خشونت در شبکه‌های اجتماعی

فاش نیوز - به نام خدا؛
۱. وقتی جنایت عادی می‌شود
قتل فجیع حمیدرضا رجب‌زاده، مداح جوانی که بنا بر گزارش‌های منتشرشده پس از حدود پانزده روز ناپدیدشدن ربوده و به قتل رسید و تصاویر جنایت نیز برای خانواده او ارسال شد، تنها یک جنایت تلخ نیست؛ نحوه انتشار و بازتاب این حادثه در فضای مجازی نیز جای تأمل جدی دارد.
وقتی تصاویر یک جنایت هولناک به جای ایجاد انزجار و همدردی، با عنوان‌هایی مانند «انتقام» و «پیروزی» منتشر می‌شود و حتی عده‌ای با دیدن آن ابراز شادی می‌کنند، اتفاق خطرناک دیگری نیز رخ داده است: زشت و غیرانسانی بودن جنایت، در میان هیاهوی سیاسی کم‌رنگ می‌شود.
۲. تغییر نام جنایت
گاهی برای توجیه یک کار نادرست، خودِ واقعیت را تغییر نمی‌دهند؛ فقط نام آن را عوض می‌کنند.
قتل می‌شود «انتقام»، شکنجه می‌شود «مجازات» و قربانی به جای یک انسان، به «دشمن» یا «عامل سرکوب» تبدیل می‌شود.
وقتی چنین عباراتی بارها تکرار شود، ممکن است مخاطب کم‌کم اصل ماجرا را فراموش کند: یک انسان شکنجه و کشته شده است.
فرقی نمی‌کند قربانی چه عقیده‌ای داشته، طرفدار چه گروهی بوده یا درباره او چه ادعاهایی مطرح شده است. هیچ‌کدام مجوز شکنجه و قتل نیست.
۳. خطر بزرگ‌تر از خود جنایت
شاید عده‌ای تصور کنند بازنشر یک فیلم فقط یک کار رسانه‌ای است؛ اما چنین نیست.
وقتی تصاویر خشونت‌آمیز بارها منتشر می‌شوند، وقتی مردم زیر آنها می‌خندند یا ابراز شادی می‌کنند و وقتی قتل به عنوان «دستاورد» معرفی می‌شود، کم‌کم قبح خشونت از بین می‌رود.
چیزی که امروز برای انسان عادی تکان‌دهنده است، ممکن است با تکرار زیاد فردا عادی به نظر برسد.
خطر اصلی همین‌جاست: جامعه‌ای که به دیدن خشونت عادت کند، ممکن است به شنیدن و حتی پذیرفتن خشونت نیز عادت کند.
۴. وقتی سیاست بر انسانیت غلبه می‌کند
اختلاف سیاسی، مخالفت، اعتراض و حتی خشم، بخشی از زندگی اجتماعی است؛ اما هیچ اختلاف سیاسی نمی‌تواند قتل یک انسان را به جشن تبدیل کند.
اگر فردی به دلیل عقیده، رفتار یا سابقه خود متهم است، راه آن قانون و دادگاه است، نه شکنجه و انتقام.
این معیار باید درباره همه یکسان باشد؛ چه قربانی هم‌عقیده ما باشد و چه مخالف ما.
مشکل از جایی آغاز می‌شود که برای قربانیِ خودی اشک بریزیم، اما برای قربانیِ مخالف، دنبال توجیه بگردیم.
۵. شبکه‌های اجتماعی و چرخه خشونت
در فضای مجازی، افراد گاهی فقط برای اینکه از گروه خود عقب نمانند، حرف‌ها و رفتارهای دیگران را تکرار می‌کنند.
یک نفر فیلم خشونت را منتشر می‌کند، دیگری آن را با شادی بازنشر می‌کند، نفر بعدی برای آن عنوان سیاسی می‌گذارد و بعد صدها نفر همان رفتار را تکرار می‌کنند.
به این ترتیب، یک جنایت واقعی تبدیل به یک نمایش مجازی می‌شود و قربانی از یاد می‌رود.
در چنین فضایی، مرز میان خبر، تبلیغات، نفرت‌پراکنی و سرگرمی از بین می‌رود.
۶. ما چه باید بکنیم؟
قبل از بازنشر هر تصویر یا خبر تکان‌دهنده، چند سؤال ساده از خودمان بپرسیم:
آیا این خبر واقعاً تأیید شده است؟
آیا انتشار این تصویر کمکی به روشن‌شدن حقیقت می‌کند؟
آیا با دیدن آن، به قربانی و خانواده‌اش احترام گذاشته می‌شود؟
آیا این محتوا برای اطلاع‌رسانی منتشر شده یا برای تحریک نفرت و انتقام؟
گاهی بازنشر نکردن یک تصویر خشونت‌آمیز، خودش یک رفتار اخلاقی و مسئولانه است.
۷. سخن آخر
پرونده حمیدرضا رجب‌زاده هر نتیجه‌ای که در تحقیقات نهایی داشته باشد، یک درس مهم برای همه ما دارد:
هیچ عقیده، حزب، جریان سیاسی یا انتقامی نمی‌تواند شکنجه و قتل یک انسان را به افتخار تبدیل کند.
عدالت یعنی رسیدگی قانونی، نه انتقام.
اعتراض یعنی بیان مخالفت، نه جشن گرفتن مرگ انسان‌ها.
و انسانیت یعنی حتی وقتی با کسی مخالفیم، حق زندگی و کرامت انسانی او را انکار نکنیم.
اگر روزی به جایی برسیم که از کشته‌شدن انسانی فقط به این دلیل خوشحال شویم که «از طرف ما» نیست، آن روز فقط یک قربانی را از دست نداده‌ایم؛ بلکه بخشی از انسانیت خود را نیز از دست داده‌ایم.
اگر برای قربانیِ «خودی» عدالت بخواهیم و برای قربانیِ «غیرخودی» توجیه، مشکل فقط در رسانه نیست؛ در اخلاق جمعی ماست.

|| محمدرضاالهی

اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi