شنبه 25 بهمن 1404 , 14:00




در سالگرد شهادت این شهید عزیز میباشد
وصیتنامه عارفانه یک شهید ۱۶ساله
خدایا! به من لیاقت خوب بودن دادی و این طور بین دوستانم نشانم دادی؛ پس لیاقت حقیر شمردن خود در مقابل آن بزرگان را هم بده تا گمراه نشوم....
فاش نیوز - بسمالله الرحمن الرحیم؛ طلبه بسیجی شهید محمودرضا استادآقا نظری از خانوادههای متمول تهران بوده است، او که در خانه، مستخدمها برایش غذا میآوردند، اینجا در جبهه افتخار میکرد که خادمالحسین(ع) شده است.
بخشهایی از وصیتنامه عارفانه شهید عزیزی که تولدش در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۴۸ در تهران و شهادتش ۲۴ بهمن ۱۳۶۴ در منطقه عملیاتی فاو عراق و در ۱۶سالگی بود.
ما به سرزمین شهادت میرویم، ما به دشتهای سبز ایمان میرویم، ما به باغهای پرگل ایثار میرویم، ما به انبوه کارزار میرویم، ما به کوههای بلند انسانیت میرویم، ما به کشتزارهای تقوی میرویم، ما به خانه خورشید میرویم، ما به سرخی شفق میرویم، ما به قله توحید میرویم، ما به برج عدالت میرویم.
ما از چشمههای وحدت نوشیدهایم، بر مرکب نشستهایم و به جهاد میرویم، ما به سرود پیروزی تا آوای اذان میرویم، ما به فریاد قیامت میرویم، ما به جهاد اکبر میرویم، ما به نبرد با اهریمن میرویم، ما به پیکار شب میرویم، ما به رزم با تباهی میرویم.
بیاید تا با شما بر سجادهای به وسعت ایران نماز رفتن بخوانیم، بیاید تا با شما پیمان دوستی ببندیم، تا با شما در جشن پیروزی شرکت کنیم.
در کوله بارمان چیزی جز صداقت نداریم و به شمایش می سپاریم، در راهمان چیزی جز ایمان نبود، به پایتان میریزیم، در قلبمان چیزی جز امید نیست، هدیهتان میکنیم.
جز ایمان به خدا چه سرمایهای میتوان داشت که شریکمان باشد، جز بهروزی امت چه سودی می توانیم خواست،
دل بر نیروی خدا بستیم. از نیرنگ اهریمن چه باک! راه ما راه خداست، مکتب ما دین خداست، رهبر ما روح خداست و به سوی تمام آنان که پیکارشان به راه خدا و ایثارشان برای خلق خداست، دست بیعت دراز میکنیم، امید آن که گیرد دست ما در دست.
خدایا! به من لیاقت خوب بودن دادی و این طور بین دوستانم نشانم دادی؛ پس لیاقت حقیر شمردن خود در مقابل آن بزرگان را هم بده تا گمراه نشوم.
خدایا! من از روشنی روز فرار کردم و به سیاهی شب پناه آوردم به این امید که در پناه تو باشم و با تو درد دل کنم.
مرا از تاریکی شب چه باک و ترس، که سیاهی را در درون سینهام دارم و در تاریکی شب مینشینم که در این تاریکی شب، سیاهی قلبم را پاک کنی.
خدایا! تو با بندگانت نسیه معامله میکنی و گفتی: ای بنده تو عبادت کن، پاداشش نزد من است در قیامت. اما شیطان همیشه نقد معامله کرده با بندگانت. میگوید: گناه کن و در عین حال مزهاش را به تو میچشانم....
پس خدا! برای خلاصی از این هوسها تو مزه عبادتت را بما بچشان، که بالاترین و شیرینترین مزههاست.
هدیه به ارواح طیبه شهدا، امام شهدا و شهدای عزیزی که امروز سالگرد شهادتشان میباشد و این شهید عزیز فاتحه باصلوات
دعای این شهید عزیز بدرقه امروزتان انشاءالله

















