ارتشی که صدام میخواست ۶ ماهه شکستش بدهد، این بود؟
فاش نیوز - در دورهای که ۳۳ درصد از درآمد نفتی کشور رسماً صرف انبارداری تجهیزات گرانقیمت آمریکایی و بریتانیایی میشد و ۲۰ هزار مستشار خارجی با دریافت حقوقهای ۱۲ هزار دلاری از حق کاپیتولاسیون بهره میبردند، محمدرضا پهلوی مجبور بود برای جبران کمبودها، هواپیمای جنگی از واشنگتن اجاره کند و حتی حق تعیین نوع خریدهای تسلیحاتی خود را نداشت.

خبرگزاری فارس: «پاپا بهتر میداند!»؛ این پاسخ رسمی سفارت آمریکا به ارتش شاهنشاهی ایران بود وقتی که تهران پرسید چرا باید میلیاردها دلار پول نفت را صرف سلاحهایی کند که حتی نوع آنها را خریدار تعیین نکرده است؟ اسناد لانه جاسوسی و یادداشتهای محرمانه دربار پهلوی فاش میکنند که تا پیش از سال ۱۹۷۲، حکومت ایران حتی حق انتخاب نوع تسلیحات سفارشی خود را نداشت و واشنگتن با همین منطق تحقیرآمیز که «پاپا بهتر میداند» لیست خریدهای نظامی را یکطرفه مشخص میکرد. در کشوری که در سال ۱۳۵۵ بیش از ۹۳ درصد از کل صادراتش منحصر به فروش نفت خام بود، یکسوم از کل درآمد نفتی کشور رسماً به انبارداری و گرانفروشی تسلیحاتی تسلیم میشد.

بررسی آمار و ارقام خریدهای نظامی پهلوی، ابعاد بیسابقهای از این وابستگی مالی و ساختاری را روشن میکند. بودجه جاری ارتش که در سال ۱۳۴۲ حدود ۱۵۵ میلیون دلار بود، در سال ۱۳۵۲ به ۴۸۰ میلیون دلار رسید و پس از جهش قیمت نفت، در سال ۱۳۵۶ به رقم بیسابقه ۸.۱ میلیارد دلار سرپوش گذاشت. در فاصله سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷، ایران نزدیک به ۲۷ میلیارد دلار صرف خرید سلاح کرد که تنها در سال ۱۹۷۷، از ۵.۵ میلیارد دلار خریدهای نظامی، ۴.۴ میلیارد دلار آن مستقیماً به جیب کمپانیهای تسلیحاتی آمریکا سرازیر شد. در مجموع، سهم کلی ایالات متحده از این بازار پرطمع به حدود ۱۹ میلیارد دلار رسید. این بازار مکاره با گرانفروشیهای حیرتانگیز همراه بود. بر اساس اسناد بهدستآمده از لانه جاسوسی، در سال ۱۳۴۵ در حالی که شوروی حاضر بود جنگنده «میگ» را با تسهیلات ارزان و قیمتی حدود ۶۰۰ هزار دلار در اختیار ایران قرار دهد، آمریکا با اعمال نفوذ، هر فروند هواپیمای «اف-۴ مدل سی» را با قیمت ۳ تا ۳.۵ میلیون دلار به شاه فروخت. محمد رضا پهلوی با کنایه ارزش یک میگ ۶۰۰ هزار دلاری را با اف-۴ سه میلیون دلاری مقایسه کرد، اما در نهایت زیر بار تسلط تسلیحاتی واشنگتن رفت.

شاهکار این نابرابری در یادداشت روز دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۵۲ اسدالله علم ثبت شده است؛ آنجا که شاه به علم دستور میدهد: «سفیر آمریکا را بخواه و بگو ما ۳۵ هواپیمای اف-۵ به شما دادیم که به ویتنام فرستادید. در عوض شما ۱۶ فانتوم اف-۴ به ما قرض دادید که اجاره کردهایم و ۶۴ فانتوم هم که خودمان داریم، اما درست معادل همان ۱۶ فانتومی که اجاره کردهایم، فانتومهای خودمان به علت نداشتن وسایل یدکی زمینگیر (grounded) هستند!»؛ ارتشی که برای تحویل هواپیمای خود به جنگ ویتنام اجارهدهنده بود، برای حفظ توان پایهای خود هواپیمای اجارهای از آمریکا میگرفت. در عرصه زرهی و دریایی نیز وضع به همین منوال بود. شاه بین سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۵ قرارداد خرید ۱.۵۰۰ فروند تانک «چیفتن» را با انگلیس امضا کرد؛ تانکی با موتورهای سنگین و استهلاک بالا که اصلاً مناسب اقلیم ایران نبود و حتی سپهبد فریدون جم، رئیس ستاد مشترک ارتش، صریحاً با خرید آن مخالفت کرد.

انگلیس با دریافت پیشپیش ۶۵۰ میلیون پوند، تا آستانه انقلاب تنها ۱۸۰ دستگاه را تحویل داد و مابقی پول به طلبِ وصولنشده ایران بدل شد. در نیروی دریایی، قیمت یک ناوشکن هاورکرافت آمریکایی که در اصل ۱۲۰ میلیون دلار بود، با ولع خریدهای شاه ظرف ۲ سال به ۳۳۹ میلیون دلار (حدود ۳ برابر) رسید. خریدهای نیروی هوایی نیز تا حدی افراطی شد که تیمسار خاتمی، رئیس وقت هوانیروز، علناً اعلام کرد نیروی هوایی قدرت جذب و پذیرش این همه هواپیما را ندارد. پشت پرده این خریدهای بیحساب، پورسانتها و رشوه خواریهای کلان جریان داشت. ارتشبد حسین فردوست در خاطرات خود مینویسد: «مسلم است که فروشندگان سلاح به طوفانیان حقوحساب میدادند… در معاملات بزرگ تا ۲ درصد و در ارقام کوچک تا ۵ درصد پرداخت میشد… طوفانیان ارقام دقیق پورسانتاژ را به محمدرضا میگفت و او مقداری را به خودش میداد و در مورد بقیه مبلغ دستور میداد که به کدام اشخاص پرداخت شود.»

این ساختار فساد باعث میشد کمپانیهایی شانس تأیید داشته باشند که درصد بیشتری به شاه و مأمورانش بدهند، فارغ از اینکه سلاح چه کیفیتی دارد. روابط نظامی پنهانی با رژیم صهیونیستی نیز فصل دیگری از این خسارتها بود. در سال ۱۳۵۶، تیمسار طوفانیان، معاون وزیر جنگ ایران، در سفر به اسرائیل با موشه دایان (وزیر جنگ رژیم صهیونیستی) درباره پروژهای موسوم به «شکوفه» برای انتقال خط مونتاژ موشک مذاکره کرد. شاه حاضر شد ۲۸۰ میلیون دلار برای این پروژه بپردازد، اما سه دهه بعد روزنامه اسرائیلی در مقالهای با عنوان «جنگ پنهان اسرائیل در ایران» فاش کرد که صهیونیستها با کلاهبرداری ۱ میلیارد دلاری از داراییهای ایران، فناوریهای از ردهخارج و اسقاطی را به طرف ایرانی غالب کرده بودند. حضور بیگانگان در ارتش، عزت ملی را کاملاً پایمال کرده بود. تا سال ۱۳۵۴ حدود۳۵٫۰۰۰خارجی در تهران زندگی میکردند که ببشتر تکنسین، مدیر، مشاور، یا نمایندگان شرکتهای خارجی بودند و عده زیادی زیر مجموعه ارتش بودند که تکنسینهای آنها تا ۱۲.۵۰۰ دلار در ماه از بودجه ایران حقوق میگرفتند. همچنین ۲۰٫۰۰۰ مستشار نظامی آمریکایی در ایران حضور داشتند


ویلیام سولیوان، آخرین سفیر آمریکا در تهران، مینویسد: «پرسنل نظامی آمریکا در ایران، جزء نیروهای مسلح ایران به شمار میآمدند… حقوق، مزایا، هزینه ایاب و ذهاب و مخارج تحصیل فرزندان آنها از طرف دولت ایران تأمین میشد.» این مستشاران از مصونیت قضایی (کاپیتولاسیون) نیز برخوردار بودند. این ارتش با تمام هزینههایش، تنها ابزاری برای سرکوب داخلی (مانند طرح تختهقاپو کردن عشایر و قتلعام ایلهای بختیاری و قشقایی در دوره رضاخان) و حافظ منافع غرب در منطقه بود. شاه در دیدار با الکساندر دو مارانش (رئیس جاسوسی فرانسه) ادعا کرد: «من بهترین وسیله دفاع از غرب در این قسمت دنیا هستم» و ژنرال هایزر (معاون ناتو) نیز نوشت: «برای منافع غرب حضور نیروهای نظامی ایران در خلیج فارس حیاتی بود.» کارایی این ارتش وارداتی در شهریور ۱۳۲۰ نشان داده شد که ظرف چند ساعت در برابر متفقین فروپاشید و سالها بعد، صدام حسین در دومین جلسه بازجویی خود پس از دستگیری توسط FBI (در ۸ فوریه ۲۰۰۴) درباره آن گفت: «اگر ارتش شاه هنوز وجود داشت، ما آنها را ظرف یک ماه شکست میدادیم.»

امروز، آرایش نظامی و تهدیدهای روزافزون آمریکا و اسرائیل علیه ایران دقیقاً ریشه در همین نقطه دارد. واشنگتن و تلآویو ایرانِ دوره پهلوی را میخواهند؛ کشوری که بازار فروش سلاحهای گرانقیمت، تأمینکننده منافع غرب در خلیج فارس و پذیرای ۲۰ هزار مستشار دارنده حق کاپیتولاسیون باشد. جنگ و فشار امروز علیه ایران، نبرد بر سر «استقلال» است؛ چرا که ایرانِ پس از انقلاب اسلامی با قطع چرخه وابستگی تسلیحاتی، بومیسازی توان دفاعی و پایان دادن به باجدهی به آمریکا و اسرائیل، الگوی سلطهگری غرب را در منطقه در هم شکسته و هزینه مستقل بودن خود را میپردازد.
منابع: ۱. کتاب «صعود چهلساله» از محمدحسین راجی
۲. کتاب «مأموریت آمریکاییها در ایران» از آرتور میلسپو
۳. کتاب «خاطرات دو سفیر» از ویلیام سولیوان و آنتونی پارسونز
۴. کتاب «ایران بین دو انقلاب» از یرواند آبراهامیان