شناسه خبر : 127672
شنبه 11 مهر 1405 , 10:30
اشتراک گذاری در :
ادبیات ایثار و شهادت

فرفورد، فلای دوبی، فرار از عراق

فاش نیوز - ادعای بمب‌گذاری در پایگاه فرفورد انگلیس و انتساب آن به ایران ادعای درگیری خونین دو خلبان در پرواز دوبی تل‌آویو با ۱۸۰ سرنشین صهیونیست که هواپیما را تا مرز سقوط پیش برد.
 ادعای خروج نیروهای نظامی آمریکا از عراق، اخباری ازاین‌دست را چگونه باید تحلیل کرد؟
به‌عنوان ابتکار عمل آمریکا و اسرائیل در نظر گرفت و اینکه هیچ موضوعی از دست آمریکا و اسرائیل در نمی‌رود و حتماً مهندسی شده و تحت اِشراف است؟ یا چنین تلقی کرد که کلاً کار از دستشان دررفته و بنابراین، هیجان‌زده شد؟
اولاً به نظر می‌رسد بر خلاف برخی تحلیل‌ها، باید میان سه خبر فرق گذاشت. ثانیاً اگر ثابت شد فلان خبر، صحنه‌سازی صهیونیستی یا آمریکایی است، این صحنه‌سازی نباید ما را منفعل کند و از مطالبه حقوق مشروع خود یا زدن ضربات بازدارنده متقابل منصرف سازد. ثالثاً در کنار رصد طراحی‌ها و صحنه‌سازی‌های دشمن، نباید از این واقعیت مهم غافل شد که دشمنان، ضربات راهبردی غیر قابل جبرانی دریافت کرده‌اند و برخی رفتارهایشان از سر اضطرار و انفعال است، نه ابتکار عمل.
در ماجرا ادعای درگیری دو خلبان پرواز دوبی به تل‌آویو، خبرها کاملاً مدیریت شده منتشر شده است.
قطعاً نفرت عمومی از نسل‌کشی و جنایات صهیونیست‌ها در منطقه و جهان، در اوج است و می‌توان انتقام‌جویی از آنها را یک گمانه قابل‌تأمل تلقی کرد؛ چه در ماجرای اخیر، چه در حمله به صهیونیست‌ها در استرالیا و ایتالیا و...
درعین‌حال یک گمانه جدی این است که نتانیاهو و رژیم اسرائیل به‌خاطر ناکامی‌های بزرگ و ایستادن در موضع اتهام جهانی حتی در دادگاه لاهه، مجمع‌عمومی سازمان ملل و... بخواهند صحنه‌سازی‌هایی را ترتیب دهند و ضمناً با ایجاد شوک و هیجان، بر برنامه‌های محتمل ایران برای تلافی "محاصره هوایی" پیش‌دستی کنند. (انفعال ایجاد کنند)
حتی اگر گمانه اخیر درست باشد، نباید در طراحی‌های ضروری برای هزینه‌دار کردن محاصره هوایی و دریایی ایران تردید و تعلل کرد.
امنیت تردد برای همه و ناامنی هم برای همه، این اصل حیاتی، باید بااقتدار در منطقه جا بیفتد.
در موضوع ادعایی پایگاه نظامی فرفورد، ابتدا ادعا شد پلیس انگلیس از وقوع یک «حادثه بزرگ و بمب‌گذاری تروریستی در نزدیکی این پایگاه» جلوگیری کرده است. اما دیروز پلیس مبارزه با تروریسم انگلیس اعلام کرد ۵ مظنون با قید وثیقه آزاد شدند. این آزادی، تروریستی بودن ماجرا را منتفی می‌کند. پلیس همچنین اذعان کرد "هیچ دستگاه انفجاری در نزدیکی محل پیدا نکرده است" گفتنی است در این فضاسازی، برخی محافل (از جمله ترامپ) انگشت اتهام را به‌سوی ایران گرفتند و نتانیاهو گفت که اسرائیل، انگلیس را از اقدام تروریستی باخبر کرده است.
او در واقع، به عاملیت خود در شانتاژ اعتراف کرد. اما پایگاه فرفورد کجاست؟ به اذعان شبکه دولتی بی‌بی‌سی "این پایگاه از ابتدای جنگ اخیر، در عملیات مستقیم آمریکا به خاک ایران مورداستفاده قرار گرفت" از ۶ مارس، بمب‌افکن‌های بی-۱ بی لنسر در این پایگاه در منطقه گلاسترشر مستقر شده و برای حمله به ایران به پرواز درآمدند.
مجموعاً ۱۸ فروند بی-۱ بی و بی-۵۲ در این پایگاه مستقر شدند. اگر یک پایگاه در تجاوزات متعدد به خاک ایران، قتل‌عام بیش از هفت هزار ایرانی (از کودکان و زنان و شهروندان عادی تا مقامات ارشد و دانشمندان)، و ایراد خسارت چند صد میلیارددلاری نقش داشته، بنابراین از نظر حقوق بین‌الملل، هدفی مشروع برای انتقام‌گیری، و پیگرد متهمان در محاکم بین‌المللی و مطالبه مجازات/ خسارت محسوب می‌شود.
همان‌گونه که برخی پایگاه‌ها در منطقه به‌خاطر میزبانی جنایت‌کاران هدف حملات ایران قرار گرفتند، پایگاه‌های فرامنطقه‌ای نیز اهدافی مشروع هستند و فرار به جلو نمی‌تواند موجب فرار آنها از بازخواست و مجازات شود.
 اما خبر خروج نیروهای نظامی آمریکا از عراق...
 برخی معتقدند این هم صحنه‌سازی است و آمریکا از طریق پیمانکاران امنیتی، سفارتخانه و عوامل وابسته و همچنین قبضه درآمدهای نفتی، همچنان بر عراق مسلط است و می‌خواهد با عملیات فریب، مقاومت عراق را خلع سلاح کند.
این نکات بیراه نیست؛ اما نباید آمریکا را مانند دو دهه قبل، فعال‌مایشاء منطقه که با اشغال افغانستان و عراق بر منطقه چنبره زد، تلقی کرد.
چند سال قبل که نیروهای آمریکایی با آن وضعیت افتضاح از افغانستان گریختند، عده‌ای ادعا کردند این کار با ابتکار عمل و نقشه‌ای زیرکانه برای گرفتار کردن ایران همراه است. بلافاصله موج سیاسی و رسانه‌ای پر حجمی به راه افتاد که ادعا می‌کرد ملت ایران بیچاره شده‌اند. آمریکا، تروریست‌های طالبان را به جان ایران انداخته، جنگ قریب‌الوقوع است، افغانی‌ها را باید از ایران اخراج کرد و به‌سرعت به جنگ با افغانستان و طالبان رفت.
 یکی از اهداف چندگانه این فضاسازی، به حاشیه راندن پنهان داشتن "شکست آمریکا در افغانستان، فرار خفت‌بار بدون هیچ دستاورد و باتحمل هزینه‌های هنگفت نظامی، اقتصادی، سیاسی و حیثیتی" بود.
درعین‌حال، مرور زمان نشان داد که تخلیه افغانستان، نه‌تنها برای ایران فاجعه نبود و ناامنی نیاورد، بلکه فرصت‌های اقتصادی و سیاسی مهمی را برای کشورمان به ارمغان آورده است.
طبعاً موضوع عراق، تفاوت‌های مهمی با افغانستان دارد؛ اما در آنجا هم واقعیت این است که آمریکا نه‌تنها از حضور نظامی و اشغالگری طرفی نبست، بلکه هزینه‌های گزافی را متحمل شد. این هزینه‌ها وقتی رو به فزونی نهاد و غیرقابل‌تحمل شد که در اتفاقی بی‌سابقه، پایگاه‌های چندگانه آمریکا در منطقه، تبدیل به سیبلی برای ضربات انتقامی ایران شدند.
موضوع خروج از عراق، وقتی برای نظامیان آمریکایی جدی شد که در تعاقب جنگ و جنایت اخیر، پایگاه‌های مهم پنتاگون در منطقه و عراق، زیر ضرب سنگین مقاومت رفت.
پایگاه‌هایی که تا دیروز، ابزار قدرت‌نمایی و ارعاب و باج‌خواهی در منطقه بدون شلیک گلوله بودند حالا تبدیل به پاشنه آشیل و مایه سرشکستگی آمریکا در جهان شده بودند و جای جبرانی هم وجود نداشت. (باید توجه داشت که حتی عقب‌نشینی نیروهای آمریکا از خلیج‌فارس به اردن هم آنها را از دیدرس و تیررس ایران خارج نکرد) بنابراین، ضمن داشتن ملاحظات درست درباره طراحی‌های احتمالی آمریکا، باید توجه داشت که خروج نظامی از عراق، یک سرشکستگی بزرگ، پس از دو دهه ادعای "قرن جدید آمریکایی" و "خاورمیانه جدید" است.
این شکست بزرگ دشمن را که حاصل پویایی و بالندگی جبهه مقاومت به‌ویژه ایران مقتدر است، باید سردست گرفت، فعالانه‌تر با تحولات منطقه مواجه شد و ضمناً از پویایی از سر اضطرار و ناچاری دشمن هم غفلت نکرد.
در مقام مقایسه باید گفت آمریکا دو دهه قبل بر افغانستان و عراق چنبره زده بود و ایران را تهدید می‌کرد، اما امروز در کنار شکست در دو جنگ نظامی بزرگ، تنگه‌های راهبردی هرمز و باب‌المندب و دریای سرخ را هم باخته است.
اگر دولت بوش با یک دهه فاصله به‌خاطر جنگ‌افروزی در عراق و افغانستان سرزنش، و از او به‌عنوان ارث گذار چند هزار میلیارد دلار بدهی یاد شد، دولت ترامپ همین حالا متهم است که مرتکب جنگی احمقانه و بی دستاورد اما پر هزینه شده است.
نتیجه را هم می‌توان در قالب شکست حیثیتی ابرقدرت، ازکارافتادن بیست پایگاه مهم پنتاگون در منطقه، واگذاری گذرگاه‌های راهبردی، افزایش ۳۰ تا ۴۰ دلاری قیمت نفت (و بنزین و گازوئیل)، انفجار بدهی‌های آمریکا، و سقوط بی‌سابقه مقبولیت دولت ترامپ در آستانه انتخابات کنگره مشاهده کرد.

|| محمد ایمانی

اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi