شناسه خبر : 127837
شنبه 18 مهر 1405 , 11:54
اشتراک گذاری در :

زنی که جنگ برای او پایان نیافت

فاش نیوز - بر طبل جنگ که کوبیدند بعضی‌ها گریختند، بعضی‌ها گریستند، ‌بعضی‌ها هم به دل به آتش زدند. در آن روزها زنی از دل یک روستا، پای زنان و مردان چند روستا را به میدان خدمت باز کرد.

دفاع‌پرس- خانم «طوبی پورمحمود» معروف به طوبی خانم سال ۱۳۰۵ در روستای حیدرآباد از توابع شهرستان گرگان به دنیا آمد. پدرش قبل از تولد او در شهر گرگان زندگی می‌کرد، اما پس از درگذشت همسر نخستش به روستای حیدرآباد کوچ کرد و در آنجا ازدواج کرد. او در روستا کارگاه خیاطی خود را راه انداخت؛ حرفه‌ای که بعد‌ها در زندگی دخترش نیز نقشی مهم پیدا کرد.

طوبی خانم

طوبی خانم هنوز کودکی بیش نبود که پای سفره ازدواج نشست. او در نه‌سالگی ازدواج کرد، درحالی‌که به دلیل سن کم دلش به این وصلت رضایت نمی‌داد. برای راضی‌کردنش خانواده داماد یک هکتار زمین به او ه دیه دادند؛ زمینی او با پول فروشش یک چرخ‌خیاطی خرید و به‌تدریج خیاط ماهری شد که آوازه مهارتش از روستای خودش فراتر رفت و اهالی روستا‌های اطراف نیز برای دوخت لباس به او مراجعه می‌کردند. چرخ‌خیاطی برای او فقط ابزار کار نبود؛ راهی برای کسب روزی حلال و تأمین معاش خانواده بود؛ راهی که پس از درگذشت همسرش نیز به کمک او آمد.

او و همسرش ۵۰ سال در کنار یکدیگر زندگی کردند. طوبی خانم در طول زندگی‌اش ۲۱ بار باردار شد، اما از میان فرزندانش تنها ۹ فرزند زنده ماندند؛ تجربه‌ای دشوار که بخشی از فراز و نشیب زندگی او بود.

طوبی

پیش‌قدم در جبهه‌ها

با آغاز جنگ تحمیلی، طوبی خانم راه تازه‌ای برای خدمت پیدا کرد. در روز‌های نخست جنگ، کمک‌های مردمی جمع‌آوری می‌کرد و برای رزمندگان می‌فرستاد؛ اما دلش می‌خواست خودش نیز در این مسیر حضور داشته باشد. به همین دلیل، درخواست اعزام داد و همراه گروهی از زنان، از سوی بسیج گرگان با مینی‌بوس راهی مناطق جنگی شد.

برنامه حضورش به این صورت بود که حدود یک ماه در گرگان می‌ماند و پانزده روز را در مناطق جنگی و پشت‌جبهه می‌گذراند. در آنجا، کار‌های خدماتی و پشتیبانی را بر عهده داشت؛ کار‌هایی که اگرچه کمتر دیده می‌شدند، اما برای ادامه فعالیت رزمندگان ضرورت داشتند.

یکی از مهم‌ترین کار‌های زنان در آنجا، شستن پتو‌هایی بود که از سنگر‌ها می‌آوردند. پتو‌ها پر از گل‌ولای، خار و آلودگی بود و شستنشان کار آسانی نبود. زنان ناچار بودند آنها را با پا لگدمال کنند تا تمیز شوند؛ خار‌ها و سنگ‌های فرورفته در میان پتو‌ها نیز پاهایشان را زخمی می‌کرد. این کار دشوار، بخشی از مسئولیت روزانه زنانی بود که پشت‌جبهه، بی‌وقفه برای فراهم‌کردن امکانات موردنیاز رزمندگان تلاش می‌کردند. طوبی خانم نیز در این مسیر بار‌ها آسیب‌دیده بود.

دخترش نقل می‌کند: «خاطرم هست یکبار یکی از خانم‌های بسیج به سراغم آمد و گفت مادرت سفارش کرده تو را همراه خودم به پشت‌جبهه ببرم تا در کنار او به رزمندگان کمک کنی. من آن موقع ۱۴ سال داشتم و هنگامی که کرند کرمانشاه رسیدیم بر اثر حملات، ویرانی گسترده‌ای را شاهد بودیم. پس از آن، برای کمک با مادرم به سرپل ذهاب رفتیم تا به کار‌های پشتیبانی ادامه دهیم. مادرم برادرهایم را هم به جبهه فرستاد و مشوق آنها در این مسیر بود».

طوبی

نان روز‌های جنگ

اما کمک‌رسانی طوبی خانم به همین کار‌ها محدود نبود. در روز‌هایی که در گرگان حضور داشت، برای جبهه آذوقه و امکانات تهیه می‌کرد. از صبح زود، زنان روستا را برای پخت نان همراه می‌کرد. دخترش می‌گوید: اذان صبح در لگن‌های بزرگی خمیر می‌کردیم و پس از به‌عمل‌آمدن، مادرم پشت بلندگوی مسجد اعلام می‌کرد: «خانم‌ها خمیر وَر آمد بیایید ببرید». زنان روستایی نیز خمیر‌ها را در تنورهایشان می‌پختند و طوبی خانم نان و دیگر اقلام آماده‌شده را به سپاه گرگان تحویل می‌داد تا به مناطق موردنیاز فرستاده شود.

او همچنین در جمع‌آوری کمک برای جنگ‌زدگان شهر‌های جنوبی کشور نیز پیش‌قدم بود. با حمله به شهر‌ها و جابه‌جایی مردم، خانواده‌های بسیاری به مناطق دیگر منتقل می‌شدند و برای ادامه زندگی به امکانات اولیه نیاز داشتند.

طوبی خانم با شناختی که از مردم روستا‌های اطراف داشت و اعتمادی که میان آنها شکل‌گرفته بود، کمک‌های مردمی را جمع‌آوری می‌کرد و برای جنگ‌زدگان می‌فرستاد. او حواسش به همه چیز بود حتی در بازسازی مناطق آسیب‌دیده از جنگ نیز برای گردآوری کمک تلاش می‌کرد.

در همان روزها، خودش نیز بار‌ها خطر جنگ را از نزدیک تجربه کرده بود. یکی از خاطراتی که بعد‌ها برای فرزندانش تعریف می‌کرد، مربوط به زمانی بود که در محل استقرارشان گلوله‌باران آغاز شد. آنها از سنگر بیرون رفتند و پس از پایان حمله، وقتی به محل بازگشتند، دیدند گلوله دقیقاً به همان جایی اصابت کرده که در آن مستقر بودند. طوبی خانم این اتفاق را لطف خدا می‌دانست و فرصتی دوباره برای زنده‌ماندن و ادامه راهی که با میل و اراده انتخاب کرده بود.

طوبی

پیوند عمیق میان خدمت و زندگی زنانه

پایان جنگ، پایان مسیر خدمت طوبی خانم نبود. روحیه‌ای که او را به جمع‌آوری کمک برای رزمندگان و جنگ‌زدگان کشانده بود، در سال‌های بعد نیز در زندگی‌اش ادامه پیدا کرد. دستگیری از نیازمندان، حمایت از خانواده‌های شهدا و مشارکت در کار‌های خیر، همچنان بخشی از روزگار او بود.

دیدار با خانواده شهدا برای طوبی خانم اهمیت ویژه‌ای داشت. حتی هنگامی که برای سفر حج راهی مکه شد، برای فرزندان خانواده‌های شهدا سوغاتی تهیه کرد تا سهمی از شادی سفرش را با آنها قسمت کند. 

از یادگار‌های ماندگار طوبی خانم، ساخت منبر چوبی برای مسجد حیدرآباد بود. او به مسجد روستای خودش بسنده نمی‌کرد و برای آبادی دیگر روستا‌ها نیز در حد توان کمک جمع می‌کرد.

اما روزگار او را با آزمونی سخت نیز روبه‌رو کرد. طوبی خانم به سرطان مبتلا شد و چندین بار تحت عمل جراحی قرار گرفت. بنا بر روایت خانواده، پزشکان از ادامه درمان ناامید شده بودند و گفته بودند که احتمالاً بیش از شش ماه زنده نخواهد ماند.

در همان روزها، نامش برای سفر حج درآمد و او راهی مکه شد. پس از بازگشت نیز آرزوی زیارت امام رضا (ع) را در دل داشت و برای تحقق آن به مشهد رفت. خانواده‌اش این اتفاق را از خاطراتی می‌دانند که با یاد لطف خدا تعریف می‌کنند؛ چراکه طوبی خانم پس از آن بیماری و سفر‌های زیارتی، حدود ده سال دیگر زندگی کرد.

طوبی

راه خدمت همیشه باز است

در تمام این سال‌ها، شکرگزاری از خدا را کنار نگذاشت. حتی وقتی بیماری او را ناتوان کرده و به بستر کشانده بود، از روز‌هایی که پشت سر گذاشته بود با سپاس یاد می‌کرد. بنا بر روایت نوه‌اش، هرگاه هنگامه اذان فرامی‌رسید، برایش آفتابه و لگن می‌آوردند تا وضو بگیرد. طوبی خانم با وجود ضعف جسمانی، وضو می‌گرفت و نمازش را اول وقت می‌خواند.

او سواد خواندن و نوشتن نداشت، اما هرجا می‌رفت، درباره مکان‌ها و اتفاقات سؤال می‌کرد و می‌کوشید خاطراتش ثبت و ضبط شود. کسی چه می‌داند شاید می‌خواست آنچه تجربه کرده بود، از یاد نرود و آوازه زنانگی‌هایش برای نسل‌های بعد باقی بماند.

طوبی خانم سرانجام در ۲۰ آبان ماه سال ۱۳۷۷ از دنیا رفت؛ زنی که زندگی‌اش میان کار و رنج، ایمان و خدمت و خانه و جبهه سپری شد. زنی که خدمت را نه به یک دوره خاص، بلکه به تمام سال‌های عمرش پیوند زده بود. جنگ پایان یافت، اما در زندگی طوبی خانم، راه خدمت همچنان باز بود.

طوبی

طوبی

انتهای پیام

اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi