06 شهريور 1405 / ۱۴ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 37761
چهارشنبه 01 مهر 1394 , 10:41
چهارشنبه 01 مهر 1394 , 10:41


از تفاهم تا گارانتی؛ زمان طلایی در معماری امنیت هرمز
علیرضا رجائی
حلقه مفقوده ادعای صلح شرافتمندانه
محمدحسین محترم
مرز خود را با غربگرایان و جریان فتنه حفظ کردهام
محمدباقر قالیباف
زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
از دغدغه اعزام به تهران تا پیدا کردن دارو...
علیرضا ضابطی سیستان
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی

همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
کمک دختر رهبری به ترمیم دست ایشان
دکترم یک روز دید که با این دست بغلش گرفتهام، خیلی تشویق کرد، گفت این بچه دست تو را خوب میکند! وقتی از روی محبت این بچه را بغل میگیری، همین باعث میشود سنگینیاش را تحمل کنی؛ همینطور هم شد.

به گزارش مشرق - حضرت آیتالله خامنهای درباره ترمیم دست مجروحشان و نقشی که فرزند ایشان در به دست آوردن توانایی از دست رفته، انجام داده است، میفرمایند: دست من، آن اولی که فلج شد، به خاطر حادثه ترور، تا مدتی این دست، اصلاً حرکت نمیکرد و ورم داشت. بعد بهتدریج دیدم که یککمی از شانه حرکت میکند. دکتر به من گفت وقتی راه میروم، دستهایم را بهطور طبیعی حرکت بدهم. من همین کار را کردم، دامنه حرکت بیشتر شد. بعد یواشیواش دیدم میتوانم دستم را خم کنم از آرنج.
در همان اوقات، خدای متعال یک فرزند دختری به ما داد که به من خیلی انس داشت. زیاد سراغ من میآمد دفتر ریاست جمهوری، من بغلش میگرفتم. یواشیواش دیدم با این دست هم میتوانم بغلش بگیرم.
دکترم یک روز دید که با این دست بغلش گرفتهام، خیلی تشویق گرد. گفت این بچه دست تو را خوب میکند! وقتی از روی محبت این بچه را بغل میگیری، همین باعث میشود سنگینیاش را تحمل کنی؛ همینطور هم شد. بغل میگرفتم، میآوردم و میبردم. بعد یواشیواش این دست قوت پیدا کرد. الآن هم انگشتها از مچ به پایین، دست نیست، صورت دست است؛ چون هیچ کاری برای ما، تقریبا-تقریبا! انجام نمیدهد. بعضی از کارها را فقط میکند، ولی دست، دست است دیگر.[1]
[1] - مسیح در شب قدر (روایت حضور مقام معظم رهبری در منازل شهدای ارمنی و آشوری)، مؤسسه جهادی صهبا، تهران، 1393، ص 61


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















