07 شهريور 1405 / ۱۵ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 47793
شنبه 02 مرداد 1395 , 11:28
شنبه 02 مرداد 1395 , 11:28


تبریک میلاد رسول خدا (ص) به گونهای دیگر
حسین شریعتمداری
از تفاهم تا گارانتی؛ زمان طلایی در معماری امنیت هرمز
علیرضا رجائی
حلقه مفقوده ادعای صلح شرافتمندانه
محمدحسین محترم
مرز خود را با غربگرایان و جریان فتنه حفظ کردهام
محمدباقر قالیباف
زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
از دغدغه اعزام به تهران تا پیدا کردن دارو...
علیرضا ضابطی سیستان
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی

همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
نمایشنامه زندگی شهید «محمد جهانآرا» نوشته می شود

ایوب آقاخانی پس از تجربه موفق «تکههای سنگین سرب» درباره شهید دکتر مصطفی چمران، زندگی شهید محمد جهانآرا را در قالب نمایشنامه مینویسد.
در ادامه پرتره نگاریهای تاریخ دفاع مقدس توسط اهالی تئاتر و به سفارش اداره کل هنرهای نمایشی، زندگی شهید محمد جهانآرا فرمانده نامدار مقاومت خرمشهر نیز به قلم ایوب آقاخانی تبدیل به نمایشنامه میشود.
شهید جهانآرا، 9 شهریورماه سال 1333 در خرمشهر به دنیا آمد. سیزده ساله بود که پایش به فعالیتهای دینی مساجد و هیئتهای مذهبی باز شد. وی در همین سالها با یک گروه مبارز مخفی به نام «حزبالله» خرمشهر آشنا گردید. دو سال بعد یعنی در 1351 این گروه توسط عوامل ساواک شناسایی شد و تمام اعضایش از جمله محمد دستگیر و زندانی شدند. وی به دلیل سن کم به یک سال زندان محکوم شد. در سال 1354 در دانشگاه قبول شد و برای ادامهی تحصیل راهی مدرسهی عالی بازرگانی تبریز شد. در دانشگاه نیز فعالیتهای سیاسی او همچنان ادامه داشت. وقتی تظاهرات مردمی علیه رژیم شاه در روزهای بهار و تابستان 1357 اوج گرفت. جهانآرا نیز به همراه دوستانش با فعالیتهای چریکی و مسلحانه به حرکت مردم یاری میرساند.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی وی پس از دو سال و نیم زندگی مخفی به خرمشهر بازگشت. جهانآرا و دوستانش در خرمشهر گروهی به نام «کانون فرهنگی نظامی انقلابیون خرمشهر» تشکیل دادند. هدف این کانون حراست از نظام نوپای انقلابی در برابر حملاتی بود که از طرف بازماندگان رژیم و یا طرفداران تجزیه خوزستان به آن میشد.
جهانآرا در سال 1358 ازدواج کرد. در همان سالها فرماندهی سپاه خرمشهر را به عهده گرفت و همزمان جهاد سازندگی خرمشهر را نیز پایهگذاری کرد. با شروع جنگ دوش به دوش مردم از شهر دفاع کرد. بعد از سقوط خرمشهر و عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا تمامی نیروها یک دل به دشمن یورش بردند.
نخستین گام آنها شکستن محاصرهی آبادان بود این پیروزی در مهر 1360 روی داد. به دنبال این پیروزی در روز 7 مهر محمد جهانآرا و تعداد دیگری از فرماندهان راهی تهران شدند تا گزارش عملکرد شجاعانه نیروها را به رهبر انقلاب بدهند. در میانهی راه هواپیمای حامل آنها دچار نقص فنی شد و سقوط کرد و جهان آرا و دیگر مسافران هواپیما به شهادت رسیدند.
ایوب آقاخانی چندی پیش نیز در نمایش «تکههای سنگین سرب» به روایت زندگی شهید دکتر مصطفی چمران از شاخصترین و در عین حال دراماتیکترین چهره جنگ پرداخت. این نمایش با بازی پیام دهکردی و عارفه لک در تالار چهارسو تئاتر شهر به صحنه رفت. این نمایشنامه در قالب کتاب نیز از سوی نشر موغام منتشر شده است.
ایوب آقاخانی نمایشنامهنویس، کارگردان، بازیگر و مدرس دانشگاه است. وی نویسنده نمایشنامههای همچون «نوک طلا»، «کوه و پرنده»، «دوئتی کوتاه برای پاییز»، «ماه پیشونی»، «رؤیاهای رام نشده» و «امپراتور و آنجلو» است. همچنین «رؤیاهای رام نشده»، «شمعدانیها»، «سهگانه پاریسی»، «کسوف» و «جنوب از شمال غربی» از جمله آثاری است که توسط آقاخانی اجرا شده است.
«حلقه بازی»، «یک سو از هزار سوی این شهر بیدر و پیکر»، «در مه بخوان»، «لبخند با شکوه آقای گیل»،«هملت با سالاد فصل» و «مثل ماه برای آسمان» از جمله نمایشهای است که آقاخانی به عنوان بازیگر در آن حضور داشته است.
منبع: تسنیم


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی















