17 خرداد 1405 / ۲۱ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 48510
سه شنبه 26 مرداد 1395 , 08:38
سه شنبه 26 مرداد 1395 , 08:38


انقلابِ ناگفتهمانده
سیدمهدی حسینی
جنگ دورَگه در منطقه خاکستری
سید محمدرضا میرشمسی
جهان جدید، رهبر جدید و ایران و ایرانیان جدید
غلامرضا صادقیان
بالاخره مذاکره با آمریکا نتیجه داد!
حمیدرضا مرادی
با چه زبانی بگویند که باور کنیم؟!
حسین شریعتمداری
منادی کرامت انسانی
علیرضا رجائی
این احتمال را جدی بگیرید
جعفر بلوری
پایان برزخ راهبردی
علیرضا رجائی
آنجا که کرامت انسانی در سکوت خاک میشود
داود گودرزی
خروج اورانیوم از کشور؛ یعنی خلعسلاح ایران
حمیدرضا مرادی
دو بزنگاه کنونی دشمن در جنگ ترکیبی
سعدالله زارعی

گوش و چشمی که وارث حسین(ع) شد!
محسن قنبریان
دلنوشتهای از سر درد و دلتنگی
علیرضا ضابطی سیستان
صبح دلتنگی رهبر و فرماندهان شهید
طاهر اسدی
شبهای بمباران، در آغوش مخملین دعا
ر . جعفری

فیش حقوقی «حسن یخی» را منتشر کنید!
"حسن امیری فر" متولد 1301، ساکن محله نازی آباد بود. (فقط کمی پایینتر! از محله جماران، منطقه مسکونی اختصاصی روسای جمهور قبلی و فعلی جمهوری اسلامی. البته از تجریش بیفتید توی اتوبان امام علی (ع)، دهها کیلومتر که سرازیر شوید، به نازی آباد خواهید رسید).
عموحسن، نه برج عاج در سعادت آباد داشت و نه خود و فرزندانش صرافی داشتند و دلاری نان می خوردند!
او در خیابان وحدت اسلامى تقاطع چهار راه مختارى، یک دکه کوچک یخ فروشی داشت و همه خرج زندگی خود و خانواده را از آن تامین می کرد.
جنگ که شروع شد، درست مثل ماههای قبل از هر انتخابات چه ریاست جمهوری، چه مجلس و چه شوراها، او هم سریع احساس تکلیف کرد. عموحسن دکه یخ فروشی را ول کرد و غیرتمندانه رفت جنگ.
هر بار که به او می گفتند: "عمو، شما پشت جبهه بمون و خدمت کن، دیگه از شما گذشته بری جبهه!"
می گفت: "چی میگید؟ من صدتا جوون رو حریفم."
و سرانجام عموحسن، پس از سالها حضور در خط مقدم و عملیات مختلف، در 64 سالگی، در سرزمین تفتیده شلمچه، در عملیات کربلای پنج، در کنار دهها هزار جوان که برای دفاع از شرف و کیان دین و میهن جان خویش را فدا کردند، در خون خفت.
هیچکدام از اولاد عموحسن نه تاجر داروهای نایاب شدند، نه فلان هنرپیشه ناباب شد عروسش، نه واردکننده خودروهای لوکس لکسوس بودند، نه تابعیت انگلیس و آمریکا و کانادا داشتند و دارند، نه در فرنگ تحصیل کردند و نان و نمک آنها را به بدن زدند که روزی جبران کنند! و نه ....
حقوق یک بسیجی که می رفت تا جلوی پیشرفته ترین سلاح و تانک و هواپیمای بعثیان را با بدن خویش سد کند، تا شرافت ملت از دست نرود، فقط ماهی 2400 تومان بود!
بالاترین حقوق آن زمان برای افراد متاهل و عیالوار و زن و بچه دار هم حدود 4500 تومان بود، و نه 4500 میلیارد تومان!
لطفا فیش حقوقی حسن یخی را منتشر کنید تا مدیران خدوم و فداکار، شاید کمی به خود آیند و بیندیشند که پایه های صندلی ریاستشان بر خون چه کسانی استوار است!
و یوم القیامتی که قطعا دیر نیست، خون حسن یخی و دوستانش، یقه خود و خانواده آنها را خواهد گرفت.
اگرچه همچنان بر کرسی وزارت و ریاست و مجلس تکیه زده باشند و در خانه های میلیاردی فراهم آمده از بیت المال، نماز اول وقتشان ترک نشود!
*حمید داودآبادی
عموحسن، نه برج عاج در سعادت آباد داشت و نه خود و فرزندانش صرافی داشتند و دلاری نان می خوردند!
او در خیابان وحدت اسلامى تقاطع چهار راه مختارى، یک دکه کوچک یخ فروشی داشت و همه خرج زندگی خود و خانواده را از آن تامین می کرد.
جنگ که شروع شد، درست مثل ماههای قبل از هر انتخابات چه ریاست جمهوری، چه مجلس و چه شوراها، او هم سریع احساس تکلیف کرد. عموحسن دکه یخ فروشی را ول کرد و غیرتمندانه رفت جنگ.
هر بار که به او می گفتند: "عمو، شما پشت جبهه بمون و خدمت کن، دیگه از شما گذشته بری جبهه!"
می گفت: "چی میگید؟ من صدتا جوون رو حریفم."
و سرانجام عموحسن، پس از سالها حضور در خط مقدم و عملیات مختلف، در 64 سالگی، در سرزمین تفتیده شلمچه، در عملیات کربلای پنج، در کنار دهها هزار جوان که برای دفاع از شرف و کیان دین و میهن جان خویش را فدا کردند، در خون خفت.

حقوق یک بسیجی که می رفت تا جلوی پیشرفته ترین سلاح و تانک و هواپیمای بعثیان را با بدن خویش سد کند، تا شرافت ملت از دست نرود، فقط ماهی 2400 تومان بود!
بالاترین حقوق آن زمان برای افراد متاهل و عیالوار و زن و بچه دار هم حدود 4500 تومان بود، و نه 4500 میلیارد تومان!

و یوم القیامتی که قطعا دیر نیست، خون حسن یخی و دوستانش، یقه خود و خانواده آنها را خواهد گرفت.
اگرچه همچنان بر کرسی وزارت و ریاست و مجلس تکیه زده باشند و در خانه های میلیاردی فراهم آمده از بیت المال، نماز اول وقتشان ترک نشود!
*حمید داودآبادی
منبع: مشرق


حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی
روایت خلبان F-۱۴ از فتح خرمشهر و مقاومت دزفول
مهدی طلوع وند
راز سفرهای که ۷ نفر را مسافر بهشت کرد
مریم صاحب محمدی نژاد















