05 شهريور 1405 / ۱۳ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 98431
چهارشنبه 10 اسفند 1401 , 10:32
چهارشنبه 10 اسفند 1401 , 10:32


از تفاهم تا گارانتی؛ زمان طلایی در معماری امنیت هرمز
علیرضا رجائی
حلقه مفقوده ادعای صلح شرافتمندانه
محمدحسین محترم
مرز خود را با غربگرایان و جریان فتنه حفظ کردهام
محمدباقر قالیباف
زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
از دغدغه اعزام به تهران تا پیدا کردن دارو...
علیرضا ضابطی سیستان
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی

همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
تشویق
فاش نیوز - نگهبان در ورودی پایگاه هوایی از ورودش ممانعت کرده بود. نیم ساعتی روی جدول حاشیه خیابان نشسته بود که به مسئول وقت فرودگاه گفته بودند دم در مهمان داری.
وقتی مسئول فرودگاه اهواز دم در آمد دید که عباس بابایی فرمانده عملیات نهاجا دم در روی جدول نشسته. گفته بود:
- چرا اینجا نشستی؟ خیلی آرام و خونسرد به مسئول فرودگاه اهواز گفته بود:
- نگهبان بنده خدا گفت؛ هواپیما رو بانده و شما نمیتوانی وارد شوی. من هم همینجا نشستم تا مانع پرواز هواپیما نشم.
عباس بابایی که مسئولیت به آن بزرگی داشت نه تنها سرباز را تنبیه نکرد بله درخواست تشویق نگهبان دم در را داشت.
ابوالقاسم محمدزاده
منبع: کیهان


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















