07 شهريور 1405 / ۱۵ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 102122
یکشنبه 01 مرداد 1402 , 11:20
یکشنبه 01 مرداد 1402 , 11:20


تبریک میلاد رسول خدا (ص) به گونهای دیگر
حسین شریعتمداری
از تفاهم تا گارانتی؛ زمان طلایی در معماری امنیت هرمز
علیرضا رجائی
حلقه مفقوده ادعای صلح شرافتمندانه
محمدحسین محترم
مرز خود را با غربگرایان و جریان فتنه حفظ کردهام
محمدباقر قالیباف
زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
از دغدغه اعزام به تهران تا پیدا کردن دارو...
علیرضا ضابطی سیستان
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی

همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
ما پیرو امام حسینیم...
فاش نیوز - برادرم مداح اهلبیت بود؛ ماه مبارک رمضان اذان میگفت و شبها توی مسجد نوحه میخواند. مردم جمع میشدند و در مراسم سینهزنی و نوحهسرایی محمد شرکت میکردند.
علاقه زیادی به اسلام و ولایت و ائمه اطهار داشت. پس از انقلاب، مدام در راهپیماییها و تشییع جنازه شهدا حاضر بود و میگفت: «چون امام حسین برای اسلام و برپایی عدالت به شهادت رسیده؛ ما هم باید راه ایشان رو ادامه بدیم و از اسلام و انقلاب حمایت کنیم.»
در جبهه هم مداح بود و بین روضههایش میخواند: «آمدهایم بجنگیم، ما که پیرو امام حسینیم.»
او عاشق سیدالشهدا(علیهالسلام) بود و همیشه میگفت: «کاش در کربلا حضور داشتم و این اسلحه رو اونجا به دست میگرفتم و مقابل یزیدیان میایستادم.»
دو، سه مرتبه که منطقه رفت و شیمیایی شد، عمو ولی گفت: «دیگه نمیخواد با این وضعیت برگردی.»
محمد اما جواب داد: «عمو جان، اگه روز قیامت حاضر هستی جواب امام حسین رو بهجای من بدی، دیگه نمیرم.»
عمو ولی سکوت کرد و بعد از کمی فکر گفت: «اگه میخوای برگرد.»
برادرم با همان مجروحیت به جبهه رفت و حاجتش را از همان روضهها گرفت...
خاطرهای از شهید محمد رجایی
راوی: رقیه رجایی، خواهر شهید
* مریم عرفانیان


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















