05 شهريور 1405 / ۱۳ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 103662
دوشنبه 27 شهريور 1402 , 11:09
دوشنبه 27 شهريور 1402 , 11:09


از تفاهم تا گارانتی؛ زمان طلایی در معماری امنیت هرمز
علیرضا رجائی
حلقه مفقوده ادعای صلح شرافتمندانه
محمدحسین محترم
مرز خود را با غربگرایان و جریان فتنه حفظ کردهام
محمدباقر قالیباف
زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
از دغدغه اعزام به تهران تا پیدا کردن دارو...
علیرضا ضابطی سیستان
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی

همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
تذکر به فرمانده
فاش نیوز - اگر لازم بود حتی به فرماندهان مافوق خودش هم تذکر میداد و هرگز از بیان حقایق بیم نداشت.
دوستانش میگفتند در کردستان عدهای از رزمندگان خدمتشان به اتمام رسید. فرماندة آنها گفته بود که قبل از بازگشت اورکت و چکمههایتان را تحویل بدهید. خبر به گوش ابوالفضل رسید و با عجله خود را به محل رساند و در مورد این دستور توضیح خواست. فردی که دستور بازپسگیری البسه رزمندگان را داده بود از دوستان صمیمی او بود. ابوالفضل با ناراحتی گفته بود: «به چه مجوزی در این هوای سرد این بچه روستاییها را خلع لباس میکنی؟»
این موضعگیری او موجب لغو دستور قبلی گردید و پوشاک رزمندگان به آنها بازگردانده شد. بعد از این قضیه ما متعجبانه میدیدیم در مورد رفتوآمد به منزل آن دوست تعلل میکند! گاهی ما را به آنجا میبرد؛ ولی خودش نمیآمد! بعد از شهادت ابوالفضل آن دوست خانوادگی به منزل ما آمد و ساعتها بر فقدان شهیدگریست. میگفت: «ابوالفضل را دیر شناختم کاش زودتر با روحیات و شخصیت او آشنا میشدم و درسهای بیشتری از او میگرفتم.»
*خاطرهای از شهید ابوالفضل رفیعی سیج
*راوی: فاطمه دهقانی فیروزآبادی، همسر شهید
* مریم عرفانیان
منبع: کیهان


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی
















کد ملی ۶۴۱۹۳۳۶۴۲۲
جانباز ۵ درصد هستم