07 خرداد 1405 / ۱۱ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 104104
دوشنبه 10 مهر 1402 , 10:59
دوشنبه 10 مهر 1402 , 10:59


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


باران اشک
فاش نیوز - در دره شهید حیدری بودیم. شب از نیمه گذشته بود که از خواب بیدار شدم. شور و حال عجیبی بین بچهها بود. در تاریکی و ظلمت شب هر کس گوشهای را برای راز و نیاز با یگانه محبوبش پیداکرده بود. آنطرفتر چشمم به رضا افتاد؛ پروانهوار دور محبوبش طواف میکرد و در گرمی وجودش ذوب میشد. اشک از محاسنش فرومیریخت. چشمانش به سرخی گراییده بود. آنچنان غرق در عشقبازی بود که از دنیا بریده بود و حتی اگر سیلی به صورتش مینواختی متوجه نمیشد! خودش را محو در وجود یگانه معشوق خویش ساخته بود. حالت عجیبی داشت، چقدر از تماشای او لذت میبردم. شبها زیر نور مهتاب، وسط بیابان و یا زیر نخلهای نیمسوخته آنقدر «الهی العفو» میگفت که باران اشکش مرهمی میشد بر دلسوختة نخلها.
بر اساس خاطرهای از شهید غلامرضا پروانه
راوی: علیاصغر روحانی، همرزم شهید
* مریم عرفانیان
منبع: کیهان

















