04 شهريور 1405 / ۱۲ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 105722
یکشنبه 28 آبان 1402 , 11:06
یکشنبه 28 آبان 1402 , 11:06


زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
از دغدغه اعزام به تهران تا پیدا کردن دارو...
علیرضا ضابطی سیستان
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی
قالیبافی که ما میشناسیم
حسین شریعتمداری
مجروح جنگ را نباید در صف اثبات جانبازی تنها گذاشت
غلامرضا یاوندعباسی

ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
نمازش واسطه ازدواجمان شد
فاش نیوز - محمدناصر که با ما نسبت خویشاوندی داشت، بستگانش را برای خواستگاریام فرستاد. پدر و مادرم چون شناخت بیشتری از ایشان داشتند، قبول کردند؛ اما خودم هنوز تردید داشتم و نمیدانستم چه جوابی بدهم. با اینکه درباره خوبیهای ایشان زیاد شنیده بودم؛ ولی میدانستم زندگی کردن با چنین افرادی سختیهای خاص خودش را دارد.
در همان ایام مدتی مریض شدم. یک روز محمدناصر برای دید و بازدید به خانه ما آمد. از اتاق کناری احوال مرا پرسید و چند دقیقه نشست. مادرم او را به صرف ناهار دعوت کرد. همینکه وقت نماز ظهر شد، از مادرم جانماز خواست. کنجکاو بودم ببینم چطور نماز میخواند؟ ایشان با حال و هوایی خوش و صوت و لحنی زیبا، اذان و اقامه را گفت و مشغول نماز شد. راز و نیاز عاشقانهاش مرا به شدت تحت تأثیر قرارداد، طوری که بیماریام را فراموش کردم.
توی دلم گفتم که باید به درگاه خدا آبرو داشته باشد. خلاصه اینکه آن نماز واسطه شد تا همان روز جواب مثبت بدهم و مقدمات ازدواج ما فراهم گردید1.
خاطرهای از شهید محمدناصر ناصری
راوی: فاطمه هاشمی، همسر شهید
* مریم عرفانیان
________________
1. منبع: حماسهآفرینان سرزمین خورشید، ویژهنامه خراسان به مناسبت سی و یکمین سالگرد دفاع مقدس، پنجشنبه 31 شهریورماه 1390، ص 73.
منبع: کیهان


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















