19 مهر 1405 / ۲۸ ربيع الثاني ۱۴۴۸
شناسه خبر : 105722
یکشنبه 28 آبان 1402 , 11:06
یکشنبه 28 آبان 1402 , 11:06


دستمال کاغذی برجام!
غلامرضا صادقیان
چقدر از خودمان را در اینترنت جا گذاشتهایم؟
داود گودرزی
راهکار جبران عقبماندگی تاریخی
سید محمدرضا میرشمسی
وقتی تاریخ، عدالت و صلح هم ابزار توجیه جنگ میشوند!
محمدرضا الهی
مارکوی فراموشکار
سیدمهدی حسینی
لزوم حمایت آموزشی از اتباع
علیرضا رجائی
این مسیر خودِ بنبست است!
دکتر امانالله دهقان فرد
شوک راهبردی در تنگه هرمز
حمیدرضا مرادی
ما کِی از خودمان فاصله گرفتیم
رضا کریمی
بازگشت فراریها؛ نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم!
رسول شمالی ورزنده


نمازش واسطه ازدواجمان شد
فاش نیوز - محمدناصر که با ما نسبت خویشاوندی داشت، بستگانش را برای خواستگاریام فرستاد. پدر و مادرم چون شناخت بیشتری از ایشان داشتند، قبول کردند؛ اما خودم هنوز تردید داشتم و نمیدانستم چه جوابی بدهم. با اینکه درباره خوبیهای ایشان زیاد شنیده بودم؛ ولی میدانستم زندگی کردن با چنین افرادی سختیهای خاص خودش را دارد.
در همان ایام مدتی مریض شدم. یک روز محمدناصر برای دید و بازدید به خانه ما آمد. از اتاق کناری احوال مرا پرسید و چند دقیقه نشست. مادرم او را به صرف ناهار دعوت کرد. همینکه وقت نماز ظهر شد، از مادرم جانماز خواست. کنجکاو بودم ببینم چطور نماز میخواند؟ ایشان با حال و هوایی خوش و صوت و لحنی زیبا، اذان و اقامه را گفت و مشغول نماز شد. راز و نیاز عاشقانهاش مرا به شدت تحت تأثیر قرارداد، طوری که بیماریام را فراموش کردم.
توی دلم گفتم که باید به درگاه خدا آبرو داشته باشد. خلاصه اینکه آن نماز واسطه شد تا همان روز جواب مثبت بدهم و مقدمات ازدواج ما فراهم گردید1.
خاطرهای از شهید محمدناصر ناصری
راوی: فاطمه هاشمی، همسر شهید
* مریم عرفانیان
________________
1. منبع: حماسهآفرینان سرزمین خورشید، ویژهنامه خراسان به مناسبت سی و یکمین سالگرد دفاع مقدس، پنجشنبه 31 شهریورماه 1390، ص 73.
منبع: کیهان


دیر آمدی، بلیت راهرو به تو رسید
جعفر طهماسبی
جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
آرامش یک دلشکسته با آغاز یک دلبستگی!
سیدهمهدیه موسوی















