04 شهريور 1405 / ۱۲ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 115111
چهارشنبه 07 آذر 1403 , 10:53
چهارشنبه 07 آذر 1403 , 10:53


وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
از دغدغه اعزام به تهران تا پیدا کردن دارو...
علیرضا ضابطی سیستان
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی
قالیبافی که ما میشناسیم
حسین شریعتمداری
مجروح جنگ را نباید در صف اثبات جانبازی تنها گذاشت
غلامرضا یاوندعباسی
جرایم سازمانیافته علیه عفت عمومی
رحمان الهی

ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
برای خدا خالی نبند!
فاش نیوز - نماز شبش ترک نمیشد؛ اما معتقد بود کسی که نماز شب میخواند کارهای روزانهاش هم باید در اختیار خدا باش. روزی متوجه شد چندتا از نمازشب خوانها از زیر کار در میروند.
حمید داوودآبادی یکی از رزمندگان دوران دفاع مقدس، تعریف میکند: «نادر محمدی از بچههایی بود که نماز شبش ترک نمیشد؛ ولی سعی میکرد کسی متوجه نشود. در عین حال اعتقاد سختی داشت به این که کسی که نماز شب میخواند باید از همه لحاظ خود را در اختیار خدا قرار دهد و سر بر فرمان او باشد و نماز شب در کارهای یومیهاش اثر مثبت داشته باشد. بعضی از بچهها بودند که به قول خودشان با تیز بازی از زیر کار در میرفتند و هنگامی که نوبت شستن ظرف غذای دسته سی ـ چهل نفری به آنها میرسید، به بهانهای جیم میشدند و خواه ناخواه بار این مسئله میافتاد بر دوش عدهای از نیروهای مخلص که در این گونه مواقع همیشه داوطلب بودند و بدون هیچ ادعا یا کلامی کارهای دیگران را هم برعهده میگرفتند.بعضی شبها که نادر برای خواندن نماز شب میرفت، چراغ قوهای همراه میبرد و میرفت سراغ کسانی که به قول خودشان خیلی تیز بودند و در آن نیمه شب مشغول خواندن نماز شب. جلوی دیگران نور چراغ را به صورت آنها میانداخت و خیلی صریح و تند میگفت: «بیخودی برای خدا خالی نبند... کی گفته از زیر شستن ظرف غذای خودت و بقیه دربری و بیای نماز شب بخونی؟ جمعش کن بینم. فردا حالت رو میگیرم.»
صبح که میشد نادر با همان صراحت سر سفره جلوی همه نیروها فریاد میزد: «بچهها! برادر فلانی که از زیر کار در میره و میذاره ظرف غذاش رو شما بشورید و محل استراحت رو جارو کنید و همه کارهای دیگه رو شما انجام بدید، شبها خیلی مخلص میشه و میره نماز شب میخونه و کلی برای خدا خالی میبنده.»این جا بود که طرف از خجالت آب میشد و از آن به بعد از تیز بازی گذشته خبری نبود و زودتر از بقیه داوطلب میشد برای شستن ظروف غذا.البته همین مسئله بعدها شد نقل کلام و شوخی بچهها و نادر با همان بچهها خودمانی و دوست جدا ناشدنی میشد.»
|| منبع: کتاب «تبسمهای جبهه» به قلم حمید داوودآبادی
منبع: خبرگزاری فارس


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















