04 شهريور 1405 / ۱۲ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 115386
دوشنبه 26 آذر 1403 , 11:50
دوشنبه 26 آذر 1403 , 11:50


زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
از دغدغه اعزام به تهران تا پیدا کردن دارو...
علیرضا ضابطی سیستان
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی
قالیبافی که ما میشناسیم
حسین شریعتمداری
مجروح جنگ را نباید در صف اثبات جانبازی تنها گذاشت
غلامرضا یاوندعباسی

ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
قفلبر را که نمیفرستند جبهه!
فاش نیوز - به زندان همدان رفته و با متهمین رفیق شده بود. آخرش هم به آنها گفته بود: «در جبهه منتظرتان هستیم.»
یکی از همرزمان شهید دوران دفاع مقدس علی چیتسازیان، تعریف میکند: «رفته بود زندان همدان در گود زورخانه با متهمین ورزش کرده بود. بعد هم از جبهه برایشان گفت. آخر هم به آن ها گفته بود که وقتی دوران محکومیت شما تمام شد منتظر شما هستیم!در زورخانههای شهر دور میزد و با ورزشکارها هم صحبت میشد. از میان آنها قویترین نیروهای اطلاعات را به وجود آورد.قبل از کربلای ۴ بود، گفتم: «علی آقا، اینکه شما به یه آدم دزد قفلبر مسئولیت شناسایی دادی اصلاً کار درستی نیست.»گفت: «اینها آدمای با جربزهای هستند. اما راهش رو بلد نبودند. جبهه جاشه.»اسم رمز یکی از آنها را گذاشته بود «دانشجو». دانشجو چند بار مسیر رودخانه تا سنگرهای کمین عراقیها را رفت و برگشت. توی آن سرما هیچ حرفی از سردی آب و سختی کار نمیزد.وقتی هم برگشت روی نقشه اطلاعات دقیقی را ثبت کرد. دانشجو شب عملیات با گردان غواص حرکت کرد. او همان جا شهید شد و پیکرش هم ماند. شبیه او زیاد بودند. حسین فلاح از لوطیهای با مرام همدان بود. او هم به عشق علی آقا آمده بود و مسیر بهشت را از او آموخت.»
|| منبع: کتاب «شناسایی؛ زندگینامه خاطراتی از ۴۰ سردار شهید اطلاعات عملیات»
منبع: خبرگزاری فارس


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















