05 شهريور 1405 / ۱۳ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 118603
یکشنبه 04 خرداد 1404 , 10:35
یکشنبه 04 خرداد 1404 , 10:35


از تفاهم تا گارانتی؛ زمان طلایی در معماری امنیت هرمز
علیرضا رجائی
حلقه مفقوده ادعای صلح شرافتمندانه
محمدحسین محترم
مرز خود را با غربگرایان و جریان فتنه حفظ کردهام
محمدباقر قالیباف
زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
از دغدغه اعزام به تهران تا پیدا کردن دارو...
علیرضا ضابطی سیستان
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی

همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
سطل قرمز
فاش نیوز - قبل از عملیات امام مهدی(عج) بود که حسن به سپاه سوسنگرد آمد. تا او را دیدم به طرفش رفتم و به گرمی از حال همدیگر پرسیدیم. او بلافاصله یک سطل قرمز بزرگ از ماشین در آورد. با تعجب پرسیدم: - برادر حسن این چیه دستتان؟! آن را برای چه کاری آوردی؟ جواب داد:
- عملیات که تمام شد، با کمبود فشنگ مواجه میشویم. گفتم با این سطل، فشنگهای روی زمین را جمعآوری کنم تا در عملیات بعدی از آنها استفاده شود.
از اینهمه دقت و حساسیت او به وجد آمدم و گفتم احسنت بیایید تا من هم کمک کنم.
موضوع: شهید حسن باقری
|| ابوالقاسم محمدزاده
منبع: کیهان


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















