چهارشنبه 22 مرداد 1404 , 09:20




هشداری دلسوزانه درباره رهاشدگی جامعه ایثارگری در فضای مجازی
وقتی ایثارگران تنها میمانند...
تشکلها با ظرفیتهای ارتباطی، فرهنگی و حمایتی خود میتوانند نقش مؤثری در هدایت مطالبات، ارتقاء آگاهی و جلوگیری از نفوذ جریانهای غیررسمی و آسیبزا....
فاش نیوز - در سالهای اخیر، جامعه ایثارگری کشور، بهویژه جانبازان تحت پوشش بنیاد شهید و رزمندگان معسر تحت پوشش سازمان نیروهای مسلح، با نوعی رهاشدگی ارتباطی و نهادی مواجه شدهاند؛ وضعیتی که نهتنها موجب سردرگمی و بیاعتمادی در میان این قشر ارزشمند شده، بلکه زمینهساز شکلگیری بسترهایی آسیبزا در فضای مجازی گردیده است.
کانالهای بیهویت؛ میدان نفوذ نابلدان و سودجویان
نبود ارتباط مؤثر، مستمر و هدفمند میان نهادهای مسئول و جامعه هدف، موجب شده تا برخی ایثارگران ناخواسته جذب کانالها و گروههایی غیرمجاز در شبکههای اجتماعی شوند؛ گروههایی که عمدتاً توسط افراد ناآگاه، نابلد یا حتی سودجو اداره میشوند. این فضاها با انتشار اطلاعات نادرست، تحلیلهای سطحی و گاه تحریکآمیز، نهتنها اعتماد عمومی را نسبت به نهادهای رسمی تضعیف کردهاند، بلکه در حال شکلدادن به نوعی گفتمان انحرافی در میان ایثارگران هستند.
هشدار درباره نفوذ دشمنان در پوشش دلسوزی
با توجه به وضعیت فعلی کشور و شدت گرفتن جنگ روایتها، نباید از این واقعیت غافل شد که دشمنان، با نیت شوم و هدفگذاری دقیق، در تلاشاند تا از همین کانالهای بیهویت بهعنوان دروازه نفوذ استفاده کنند. ورود عناصر فریبکار و اجرای پروژههای شوم روانی و رسانهای، میتواند مسیر مطالبهگری سالم را منحرف کرده و ایثارگران را به ابزار بیثباتسازی بدل سازد.
دوقطبیسازی در بدنه ایثارگری؛ خطری که نباید دستکم گرفت
رهاشدگی جامعه ایثارگری در فضای مجازی، صرفاً یک بینظمی ارتباطی نیست؛ بلکه تهدیدی جدی برای انسجام اجتماعی، امنیت روانی و حتی اعتبار نظام است. در چنین فضایی، جریانهای بدخواه بهراحتی میتوانند با القای بیعدالتی، ایجاد دوقطبی و تفرقهافکنی، بدنه وفادار ایثارگری را دچار تزلزل کنند. این روند، اگر کنترل نشود، در بلندمدت هزینههای سنگینی برای حاکمیت در پی خواهد داشت.
راهکار: بازگشت به تشکلهای قانونی و مجوزدار
برای مقابله با این روند نگرانکننده، ضروری است نهادهای مسئول با همکاری تنگاتنگ و هدفمند با شبکههای قانونی، مجوزدار و دارای اساسنامه رسمی مانند «جمعیت جانبازان کشور»، «جامعه ایثارگران» و دیگر تشکلهای معتبر، زمینه انسجام و سازماندهی جامعه ایثارگری را فراهم آورند. این تشکلها با ظرفیتهای ارتباطی، فرهنگی و حمایتی خود میتوانند نقش مؤثری در هدایت مطالبات، ارتقاء آگاهی و جلوگیری از نفوذ جریانهای غیررسمی و آسیبزا ایفا کنند.
ایثارگران، سرمایه راهبردی نظاماند
جامعه ایثارگری، میراثدار فداکاری و وفاداری به آرمانهای انقلاب و نظام است. بیتوجهی به این بدنه، نهتنها بیانصافی است، بلکه غفلت از یک سرمایه راهبردی محسوب میشود. اکنون زمان آن رسیده که نهادهای مسئول، با نگاهی دلسوزانه و تدبیری جدی، مسیر بازسازی اعتماد و انسجام را هموار سازند؛ پیش از آنکه هزینههای این غفلت، گریبانگیر ساختارهای رسمی و اعتبار ملی شود.
|| سیدرضا موسوی فاضل
رزمنده ای در جنگ مجروح شده است و مدارک بالینی همزمان ندارد!!!
یعنی چی؟!
رزمنده مجروح شده در آن حال و با اون وضعیت!!! نه به مدارک بالینی توجهی داشته و اگر هم داشت در آن موقع با اون وضعیت ، دستش به جایی بند نبوده...!
به امید آنکه در صورت لزوم ، بعدها به آن بیمارستان مراجعه میکرده و به راحتی سوابق مجروحیت و بالینی خود را دریافت میکرده...
بیمارستانها در شهرهای مختلف و بیمارستانهای صحرایی...
من بعنوان جانباز در 2 بار مجروحیت به بیمارستانهای مربوطه که سوابق مجروحیت داشتم مراجعه کردم و خیلی ریلکس و بدون پذیرش مسئولین میگن که سوابق شما در بمباران های دشمن بعثی یا در حمله های زمینی از بین رفته است!!!
اصلأ مسئولیت نگهداری و حفظ سوابق مجروحیت ربطی به جانبازان ندارد و این موضوع یک موضوعیت حقوقی است نه حقیقی!!!
من جانباز باید مدعی باشم که چرا مدارکم را نگهداری نکرده اید یا ثبت نکرده اید و یا ناقص ثبت کرده اید!!!!!
دولت یک چیزی هم از ما طلبکاره...!!!!!!!!!!
من با مجروحیت 69%موقت توسط کمیسیون پزشکی وقت بنیاد شهید و بعد از مدت چندین ماه به 39% دائم شده ام ، چرا بنیاد مستضعفان و جانبازان وقت درصد من و خیلیها امثال من را تقلیل داده است؟!!!
بنیادشهیدوامورایثارگران فعلی هم درصدهاي ازکارافتادگی را اقتصادی میدهد نه پزشکی!!!
مثلأ اگر من جانباز 25% بشم 50% و بالاتر ،، برای دولت و بنیاد بار مالی دارد!!!
حرفها و ایده های مضحک و غیر قانونی و...
حرف زیاد است...
درد زیاد است...!
دیگه عمرمان رو به پایان است و خیلی از همرزمان عزیزمان هم دیگر نیستند.
در حقمان جفا شد.....!
به این کارها میگن ظلم و زور و جور...
هل من ناصر ینصرنی ؟!!!
بعداً رفتم منطقه درمورخ 17/6/67منطقه سومار قرارگاه لشگر که قرار بود یک عده ای از سربازان لشکر 88 زهدان که برادر در منطقه یاماها دو فرزند خواستن بفرستن باقیمانده بجاش نیرو جدید وارد منطقه کردن درهمین مورخ که گفتم دشمن شیمیایی زد قرار گاه لشگر من در آنجا مجدداً شیمیایی شدم کسانی که در ان تاریخ اونجا بودن می دانند من چه میگم خود ارتش نیروی زمینی می داند من چه مگم 1350نفرشیمیایی شدن حدود 250نفرشهید شدن الان بنده شیمیایی و اعصاب و روان گاز خردل و ریه ها یم مشگل تنفسی درگیری سال 95 کمسیون پزشکی تهران رفتم لویزان جانبازی ام تایید شد بعداً میگن نامه بالینی این که میگن نامه بالینی باید داشته باشید معذرت میخوام از صد تا حرفه ناسزا بدتر است به چشمات نگاه می کنند یعنی میگن تو دروغ میگی آثار جنگ روی وجودت و بدنت می بینند درخواست نامه بالینی می کنند اگر این روز روزگار میدیدم همون اول پیگیری جانبازی میشدم مثل اکثر جانبازان که دنبالش رفتن الان به حق حقوق خودشون رسیدن که حقشون است


















ایثارگران دوران دفاع مقدس رها شدند و دروغگویی در کمیته احراز بنیاد شهید و امور ایثارگران استان خراسان رضوی بیداد میکند و مدیرکل بنیادشهیدو امور ایثارگران استان خراسان رضوی ماده 87 قانون برنامه پنج ساله ششم توسعه... را معتبر و لازم الاجرا نمیداند و در خصوص ایثارگران ارتش جمهوری اسلامی ایران این قانون بالادستی به درستی اجرا نشده و نمیشود متاسفانه همه در برابر قانون یکسان نبوده و نیستند.
امیدوارم مراجع نظارتی و قضایی در این خصوص رسیدگی کنند و به داد ایثارگران ارتش برسند...