چهارشنبه 11 شهريور 1405 , 12:33




ناگفتههای کربلای ۲؛ از جنون صدام تا سفرههای مسموم
دفاعپرس، عملیات کربلای ۲ در ساعت یک بامداد دهم شهریور ماه ۱۳۶۵ در منطقه عمومی حاجعمران آغاز شد. این نبرد در شرایطی طراحی گردید که ارتش عراق پس از شکست سنگین در فاو، استراتژی دفاع متحرک را پیش گرفته و بخشهایی از ارتفاعات استراتژیک منطقه حاجعمران را اشغال کرده بود. هدف اصلی رزمندگان اسلام در این عملیات، بازپسگیری ارتفاعات حساس و کلیدی منطقه از جمله قله ۲۵۱۹ و ارتفاع شهید صدر بود تا اشراف دشمن بر شهر پیرانشهر و جادههای مواصلاتی قطع شود.

کینه صدام؛ انتقام فاو در حاجعمران
در کتاب «نبرد حاج عمران؛ شرح عملیات کربلای ۲» آمده است: عملیات کربلای ۲ در شرایطی طراحی شد که موازنه قوا پس از فتح فاو به نفع ایران تغییر کرده بود. این تغییر موازنه، صدام حسین را چنان در تنگنا قرار داد که او استراتژی جنگی عراق را از حالت پدافندی به دفاع متحرک تغییر داد. حاج عمران یکی از نقاطی بود که قربانی این تغییر استراتژی و کینه شخصی صدام شد. اما نبرد تنها در خط مقدم نبود؛ در پشت جبهه نیز، نفوذیها و ستون پنجم با قساوت تمام تلاش کردند تا ماشین جنگی ایران را از درون فلج کنند.
تصرف بندر فاو در عملیات والفجر ۸ ضربههای شدیدی بر پیکر ارتش عراق وارد کرد. اهمیت فاو برای صدام به حدی بود که میگفت: "اگر نصف عراق منهدم شود، باید منطقه فاو پس گرفته شود." عراقیها پس از ناامیدی از بازپسگیری فاو، استراتژی موسوم به دفاع متحرک را در پیش گرفتند. صدام در پاسخ به این که چرا عراقیها به جای فاو به جاهای دیگر حمله میکنند، گفت: «ما به این نتیجه رسیدهایم که اگر ارتش ما حمله نکند، نیروهای ایرانی حمله میکنند... بنابراین بهترین راه را در این یافتیم که فعلاً از فاو صرفنظر کنیم و در سایر جبههها به نیروهای ایران حمله کنیم.»
نفوذ به آشپزخانه و مسموم کردن رزمندگان
در حالی که نیروها آماده حمله به ارتفاعات حاج عمران میشدند، یکی از عجیبترین و ناجوانمردانهترین وقایع جنگ در پشت جبهه رخ داد.
نفوذ ستون پنجم دشمن به آشپزخانه قرارگاه، یکی از مشکلات بهوجود آمده در شب پیش از عملیات بود؛ به طوری که ظهر روز قبل از عملیات، با مسموم کردن غذاهای لشکر ۲۱ امام رضا (ع)، همه رزمندگان دچار مسمومیت شدید غذایی شدند.
یکی از مسئولان این تیپ، عملیات نجات رزمندگان از این بحران درونی را چنین توصیف میکند:
«همه رزمندهها را به یک ستون نشاندیم و تمامی قرصهای ضدمسمومیت را درون کاسه ریختیم. گفتیم همه سرهای خود را بالا آورده و درون دهان هر رزمنده یک قرص میانداختیم و یک ساندیس با فشار درون گلویش خالی میکردیم. الحمدلله تا شب، بیشتر نیروها مشکلات هاضمهای که برایشان پیش آمده بود، از بین رفت.»
نبرد سایهها؛ از مانور فریب در سردشت تا پرچمهای دروغین دشمن
در طراحی نظامی، غافلگیری کلید پیروزی است، بهویژه در جغرافیای دشواری مانند حاجعمران که کوچکترین حرکتی از دید دشمن پنهان نمیماند. فرماندهان ایرانی برای منحرف کردن تمرکز ارتش عراق از محور اصلی عملیات کربلای ۲، طرحهای پیچیدهای برای فریب استراتژیک اجرا کردند. اما در جبهه مقابل، دشمن بعثی نیز برای درهمشکستن مقاومت رزمندگان، دست به حیلههای تاکتیکی زد که برخلاف عرف نبرد و قواعد انسانی بود. در ادامه این گزارش به بررسی این دو روی سکه در جنگ حاجعمران میپردازیم.
مانور فریب در سردشت
واحد اطلاعات برای گمراه کردن دشمن دست به اقدامات زیرکانهای زد. از سوم شهریور ۱۳۶۵، سردشت به عنوان منطقه فریب عملیات در نظر گرفته شد. اقدامات انجام شده شامل پخش شایعه حمله از محور سردشت، نصب بلندگو در منطقه، استقرار نیرو در پیرانشهر برای فریب دشمن از طریق منابع اطلاعاتی و بازدیدهای علنی مسئولان از خط بود. این کارها باعث شد دشمن در آن منطقه نیروهای جاش (مزدور) خود را وارد کند. همچنین به وسیله توپ، اماننامههایی در منطقه پخش شد تا ارتش عراق تصور کند حمله اصلی از آنجا خواهد بود.
تاکتیک فریبکارانه نیروهای عراقی
در حالی که نیروهای ایرانی از فریب برای جابهجایی یگانهای دشمن استفاده میکردند، ارتش عراق در صحنه نبرد از تسلیم دروغین برای قتلعام رزمندگان بهره برد. هامون محمدی، فرمانده گردان میثم (تیپ ۱۰۵ قدس) که در محاصره گرفتار شده بود، روایت میکند:
«تیربارهای عراقی در منطقه مرتب شلیک میکردند، ولی گاهی آتش قطع میشد. نیروهای خودی تصور میکردند تیربار هدف قرار گرفته، اما این تاکتیک جدید عراقیها بود که با خیز رزمندگان به سمت سنگر، دوباره شلیک میکردند. در لحظاتی که در محاصره بودیم، دشمن با بلندگو فریاد میزد: بیایید اسیر شوید و پرچم سفید تکان میداد. بعضی بچهها با اطمینان به آنها، از پشت کمینها بیرون میآمدند تا خود را تسلیم کنند، که آنها را به رگبار میبستند و بلندبلند میخندیدند.»

















