شناسه خبر : 127044
چهارشنبه 25 شهريور 1405 , 10:30
اشتراک گذاری در :
ادبیات ایثار و شهادت

بازخوانی یک تجربه تاریخی در جنگ جهانی دوم

دو نگاه متفاوت به صلح، مذاکره و بازدارندگی

 فاش نیوز - تاریخ جنگ جهانی دوم تنها روایت نبرد ارتش‌ها نیست؛ روایت تصمیم‌هایی است که گاه سرنوشت ملت‌ها را پیش از شلیک نخستین گلوله رقم می‌زنند. در میان این تصمیم‌ها، مقایسه سیاست‌های نویل چمبرلین و وینستون چرچیل در برابر آلمان هیتلری، یکی از آموزنده‌ترین تجربه‌های تاریخ معاصر است.
 تفاوت این دو سیاست‌مدار را نباید صرفاً در قالب ساده «جنگ‌طلبی و صلح‌طلبی» دید. هر دو می‌خواستند از منافع و امنیت بریتانیا دفاع کنند، اما درباره ماهیت تهدید، میزان اعتماد به‌طرف مقابل و زمان مناسب برای ایستادگی ارزیابی متفاوتی داشتند.
 ۱. چمبرلین؛ صلح از مسیر مذاکره و امتیازدهی
 نویل چمبرلین در سال ۱۹۳۷ نخست‌وزیر بریتانیا شد و تا مه ۱۹۴۰ در این سمت باقی ماند. او نسل جنگ جهانی اول را نمایندگی می‌کرد؛ نسلی که هزینه انسانی و اقتصادی جنگ را با تمام وجود دیده بود.
 از این منظر، چمبرلین معتقد بود باید تاحدامکان از وقوع یک جنگ بزرگ دیگر جلوگیری کرد. سیاست او که در تاریخ با عنوان Appeasement یا مماشات و امتیازدهی شناخته می‌شود، بر این تصور استوار بود که شاید بتوان برخی خواسته‌های هیتلر را از طریق مذاکره مدیریت کرد و با دادن امتیازهای محدود، از یک جنگ فراگیر جلوگیری کرد.
 اوج این سیاست در توافق مونیخ در سپتامبر ۱۹۳۸ نمایان شد؛ توافقی که بر اساس آن سودتن‌لند چکسلواکی به آلمان واگذار شد. چکسلواکی، کشوری که موضوع اصلی توافق بود، عملاً در تصمیم نهایی نقش تعیین‌کننده‌ای نداشت.
 چمبرلین پس از بازگشت به لندن، امیدوار بود که با این توافق توانسته باشد خطر جنگ را برطرف یا دست‌کم برای مدتی طولانی مهار کند.
 اما تحولات بعدی خلاف این امید را نشان داد. هیتلر در مارس ۱۹۳۹ باقی‌مانده چکسلواکی را نیز اشغال کرد و روشن شد که خواسته‌های او به سودتن‌لند محدود نبوده است.
 از همین‌جا بود که اعتبار سیاست مماشات به‌شدت آسیب دید.
 بااین‌حال، قضاوت تاریخی منصفانه ایجاب می‌کند چمبرلین را صرفاً «ترسو» یا «طرف‌دار تسلیم» معرفی نکنیم. دولت او هم‌زمان با تلاش‌های دیپلماتیک، برنامه گسترده‌ای برای تقویت نیروی هوایی و تسلیحات بریتانیا اجرا کرد؛ بنابراین بخشی از محاسبه چمبرلین این بود که با خرید زمان، توان نظامی کشور را برای احتمال جنگ آینده افزایش دهد.
 مسئله اصلی این بود که آیا این زمان خریداری‌شده واقعاً به نفع بریتانیا تمام می‌شود یا به هیتلر فرصت می‌دهد قدرتمندتر شود.
 ۲. چرچیل؛ صلح از مسیر قدرت و بازدارندگی
 در سوی دیگر، وینستون چرچیل قرار داشت؛ سیاست‌مداری که سال‌ها پیش از آغاز جنگ درباره خطر قدرت‌گیری هیتلر هشدار داده بود.
 چرچیل اساساً مخالف مذاکره نبود. اختلاف او با چمبرلین در این بود که مذاکره بدون پشتوانه قدرت و اعتماد به طرفی که به تعهداتش پایبند نیست، می‌تواند به‌جای جلوگیری از جنگ، شرایط جنگ آینده را دشوارتر کند.
 از نگاه چرچیل، امتیازدادن به هیتلر نه‌تنها الزاماً او را متوقف نمی‌کرد، بلکه ممکن بود منابع، قلمرو و قدرت بیشتری در اختیار او قرار دهد.
 به همین دلیل، چرچیل توافق مونیخ را نه یک پیروزی پایدار دیپلماتیک، بلکه نشانه‌ای از تضعیف بازدارندگی در برابر آلمان می‌دانست.
 ۳. نقطه عطف؛ سال ۱۹۴۰
 با آغاز جنگ در سپتامبر ۱۹۳۹، چمبرلین همچنان نخست‌وزیر بود. اما شکست عملیات بریتانیا در نروژ و بحران سیاسی پس از آن، موقعیت او را به‌شدت تضعیف کرد.
 در مناظره معروف نروژ در مجلس عوام در ماه مه ۱۹۴۰، حمایت سیاسی از دولت چمبرلین کاهش یافت و او سرانجام استعفا کرد.
 در ۱۰ مه ۱۹۴۰، همان روزی که آلمان حمله گسترده خود را به فرانسه، بلژیک، هلند و لوکزامبورگ آغاز کرد، چرچیل نخست‌وزیر بریتانیا شد.
 این تغییر، در عمل تغییر رویکرد بریتانیا از تلاش برای جلوگیری از جنگ از طریق سازش و مذاکره به مقاومت و جنگ برای شکست آلمان نازی بود.
 ۴. دو سیاست؛ دو محاسبه متفاوت
 اگر بخواهیم تفاوت دو نگاه را به‌صورت فشرده بیان کنیم:  
 چمبرلین، جلوگیری از جنگ را اولویت می‌دانست.  
 چرچیل، مقابله با تجاوز را اولویت می‌دانست.
 چمبرلین، به مذاکره و امتیازدهی برای مهار بحران امید داشت.
 چرچیل، مذاکره را بدون پشتوانه قدرت ناکافی می‌دانست.
 چمبرلین، خرید زمان برای تقویت بریتانیا را مهم می‌دانست.
 چرچیل، معتقد بود خرید زمان نباید به تقویت دشمن منجر شود.
 چمبرلین، به امکان مهار هیتلر از طریق توافق امیدوار بود.
 چرچیل، هیتلر را تهدیدی توسعه‌طلب و غیرقابل‌اعتماد می‌دانست.
 چمبرلین، صلح را هدف اصلی سیاست می‌دید.
 چرچیل، پیروزی و شکست نازیسم را هدف نهایی جنگ می‌دانست.
 البته این مقایسه نباید ما را به این اشتباه بیندازد که یکی «صلح‌طلب» و دیگری «جنگ‌طلب» بود. اختلاف اصلی در ارزیابی واقعیت و محاسبه هزینه و فایده هر انتخاب بود.
 ۵. چرچیل چگونه مقاومت را به راهبرد پیروزی تبدیل کرد؟
 چرچیل پس از رسیدن به نخست‌وزیری، سه محور اساسی را دنبال کرد.
 نخست؛ مقاومت حتی در سخت‌ترین شرایط
 پس از سقوط فرانسه در تابستان ۱۹۴۰، بریتانیا با خطر حمله مستقیم آلمان مواجه شد.
 چرچیل تصمیم گرفت تسلیم یا صلحی را که بقای سیاسی و استقلال بریتانیا را به خطر اندازد، نپذیرد.
 در نبرد بریتانیا، نیروی هوایی سلطنتی در برابر لوفت‌وافه (نیروی هوایی آلمان) مقاومت کرد و سپس کشور وارد دوره بمباران‌های گسترده شهرهای بریتانیا به‌ویژه لندن توسط نیروی هوایی المان موسوم به Blitz شد.
 پیام سیاسی چرچیل روشن بود: هزینه ادامه تجاوز باید آن‌قدر افزایش یابد که دشمن نتواند با یک پیروزی سریع، اراده مقاومت بریتانیا را درهم بشکند.
 دوم؛ تبدیل مقاومت ملی به ائتلاف بین‌المللی
 چرچیل به‌خوبی می‌دانست که بریتانیا به‌تنهایی برای شکست آلمان کافی نیست.
 از همین رو، رابطه راهبردی خود را با فرانکلین روزولت گسترش داد. در اوت ۱۹۴۱، دو رهبر در منشور آتلانتیک بر اصول مشترکی درباره نظم پس از جنگ تأکید کردند.
 پس از حمله آلمان به اتحاد شوروی نیز چرچیل، باوجود اختلاف عمیق ایدئولوژیک با استالین، همکاری با شوروی را در چارچوب مقابله با دشمن مشترک پذیرفت.
 به‌این‌ترتیب، یک ائتلاف بزرگ شکل گرفت که بعدها با ورود مستقیم آمریکا به جنگ، توان بسیار بیشتری پیدا کرد.
 سوم؛ جنگ تا شکست کامل نازیسم
 چرچیل و روزولت سرانجام به این نتیجه رسیدند که دستیابی به یک توافق موقت با هیتلر نمی‌تواند مشکل را حل کند.
 در کنفرانس کازابلانکا در ژانویه ۱۹۴۳، دو رهبر بر اصل تسلیم بی‌قیدوشرط قدرت‌های محور تأکید کردند.
 بدین ترتیب، هدف جنگ از «مهار آلمان» به سمت شکست کامل ماشین جنگی نازیسم حرکت کرد.
 ۶. آیا چمبرلین اشتباه کرد؟
 پاسخ تاریخی، ساده و یک خطی نیست. چمبرلین در شرایطی تصمیم می‌گرفت که بریتانیا هنوز از زخم جنگ جهانی اول بیرون نیامده بود. جامعه بریتانیا از جنگ دیگری هراس داشت؛ توان نظامی کشور هنوز در حال بازسازی بود؛ وضعیت اقتصادی دشوار بود و بسیاری از سیاست‌مداران بریتانیا و اروپا نیز خواهان جلوگیری از جنگ بودند.
 بنابراین سیاست مماشات تنها تصمیم شخصی چمبرلین نبود؛ محصول فضای سیاسی و اجتماعی گسترده‌ای در اروپا بود.
 اما مشکل اساسی در اینجا بود که محاسبه رفتار طرف مقابل اشتباه از آب درآمد.
 هیتلر امتیاز دریافت‌شده را نشانه‌ای از محدودیت خواسته‌های خود تلقی نکرد؛ بلکه از آن برای افزایش قدرت و ادامه توسعه‌طلبی استفاده کرد.
 ۷. درس تاریخی؛ مذاکره یا مقاومت؟
 مهم‌ترین درس این تجربه تاریخی شاید این نباشد که «مذاکره بد است» یا «جنگ خوب است».
 درس مهم‌تر این است که مذاکره زمانی می‌تواند به صلح پایدار کمک کند که طرفین به تعهدات خود پایبند باشند و مذاکره‌کننده از پشتوانه کافی برای بازدارندگی برخوردار باشد.
 اگر یک طرف مذاکره، توافق را صرفاً ابزاری موقت برای کسب زمان، جمع‌آوری قدرت یا گرفتن امتیاز بیشتر بداند، امتیازدهی مداوم ممکن است به‌جای کاهش تهدید، آن را افزایش دهد.
 ازسوی‌دیگر، مقاومت نیز به معنای نفی مذاکره نیست. قدرت نظامی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی می‌تواند پشتوانه مذاکره باشد؛ همان‌گونه که مذاکره می‌تواند ابزاری برای جلوگیری از جنگ و تأمین منافع ملی باشد.
 ۸. سخن پایانی؛ تجربه چمبرلین و چرچیل را باید در بستر تاریخی خودش فهمید، نه به‌عنوان نسخه‌ای آماده برای همه زمان‌ها و همه کشورها.
 اما یک اصل در این تجربه همچنان قابل‌تأمل است و آن اسن که، «صلح پایدار فقط با خواستن صلح به دست نمی‌آید؛ گاهی برای حفظ صلح باید آن‌قدر قدرت و بازدارندگی داشت که طرف مقابل بداند تجاوز، هزینه‌ای سنگین‌تر از منافع آن خواهد داشت.»
 چمبرلین می‌کوشید با دادن امتیاز، جنگ را عقب بیندازد؛ چرچیل می‌کوشید با افزایش هزینه تجاوز، دشمن را از ادامه آن بازدارد.
 شاید دقیق‌تر بتوان گفت که چمبرلین می‌پرسید: «چگونه از جنگ جلوگیری کنیم؟ » چرچیل می‌پرسید: «اگر جنگ تحمیل شد، چگونه تسلیم نشویم و پیروز شویم؟» و این همان نقطه‌ای است که تاریخ، از یک روایت مربوط به دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، به یک درس همیشگی در سیاست خارجی تبدیل می‌شود.
 مذاکره و مقاومت دونقطه مقابل یکدیگر نیستند؛ مسئله اصلی، شناخت درست طرف مقابل، حفظ منافع ملی و انجام مذاکره از موضعی است که پشتوانه واقعی برای اجرای توافق و مقابله با نقض آن وجود داشته باشد.
 بنابراین راه عقلانی برای ایران، قدرت برای بازدارندگی، مقاومت برای حفظ استقلال و دیپلماسی برای رسیدن به صلحی عادلانه و پایدار است.
 
 || محمدرضا الهی

اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi