سه شنبه 14 مهر 1405 , 12:00




شهید امیر حاج امینی به روایت تصویر
تواضع او در میان همرزمانش زبانزد بود؛ تا جایی که در روایتی از دوران حضورش در جبهه آمده است، خاک پوتین رزمندگان را بر پیشانی خود میمالید و میگفت: «من خاکپای شما هستم»...
فاش نیوز - امیر حاج امینی، پنجم دی ۱۳۴۰، در روستای علیشار از حوالی ساوه به دنیا آمد. در کودکی همراه خانواده به تهران آمد و دوران نوجوانی و جوانی خود را در این شهر گذراند. پدرش، نظرعلی، سال ۱۳۵۶ و زمانی که امیر نوجوان بود، بر اثر بیماری سرطان از دنیا رفت. امیر تحصیلاتش را تا دیپلم ادامه داد و در سالهای جوانی، در کنار کار و زندگی روزمره، حضوری فعال در مسجد داشت. با آغاز نهضت انقلاب اسلامی، به فعالیتهای انقلابی پیوست و پس از آغاز جنگ تحمیلی، بهعنوان نیروی داوطلب بسیجی راهی جبهه شد. در جبهه نیز بیش از آنکه به دنبال نام و جایگاه باشد، بر اخلاص و کار برای خدا تأکید داشت. از شهرت گریزان بود و به همرزمانش میگفت: «اگر کار را برای خدا بکنی، تو را عزیز میکند.» تواضع او در میان همرزمانش زبانزد بود؛ تا جایی که در روایتی از دوران حضورش در جبهه آمده است، خاک پوتین رزمندگان را بر پیشانی خود میمالید و میگفت: «من خاکپای شما هستم.» امیر حاج امینی سرانجام دهم اسفند ۱۳۶۵، در عملیات کربلای ۵ و منطقه شلمچه، بر اثر اصابت خمپاره به شهادت رسید. اما داستان او در همانجا تمام نشد. احسان رجبی، عکاس جوان جنگ، در همان روز در منطقه حضور داشت. پس از شهادت حاج امینی و چند تن از همرزمانش، قرار بود برای حفظ روحیه رزمندگان روی پیکر شهدا گونی کشیده شود. رجبی وقتی به پیکر حاج امینی رسید، نتوانست از کنار چهره او بگذرد؛ پیشانیبند «یا حسین»، عکس امام خمینی (ره) بر سینه و چهره شهید، توجه او را جلب کرد. او دوربینش را برداشت و عکسی برای مادر شهید ثبت کرد؛ عکسی که سالها بعد، به یکی از ماندگارترین تصاویر شهدای دفاع مقدس تبدیل شد و چهره امیر حاج امینی را برای نسلهای بعد جاودانه کرد.
خواب ناز
خفته پیراهنش چه گلرنگ است
بسترش خاک و بالشش سنگ است
نعره انفجار و ترکش و تیر
در سرش نغمهای خوشآهنگ است
بیخیال تمام غوغاها
که طبیعی عرصه جنگ است
رفته در خواب ناز آن جانباز
رفته ماندن برای او ننگ است
خواب نه ابتدای بیداریست
در جهانی که صاف و بیرنگ است
پر کشیده پرنده این قفس است
این قفس بهر عاشقان تنگ است
بهروز ساقی





























