پنجشنبه 02 مهر 1405 , 13:00




در روزهای سخت
ایران به یک صدای واحد نیاز دارد
فاش نیوز - کشورها در شرایط عادی نیز با مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی روبهرو هستند، اما هنگامی که فشارهای خارجی همزمان در حوزههای مختلف افزایش پیدا میکند، مدیریت کشور شکل دیگری پیدا میکند. محدودیتهای هوایی و دریایی، دشواریهای تجاری، تحریم، اختلال در مسیرهای حملونقل، فشار بر تأمین دارو و مواد اولیه و افزایش هزینههای زندگی، هرکدام به تنهایی میتوانند یک مشکل باشند؛ اما وقتی همزمان اتفاق میافتند، یک مسئله بزرگتر شکل میگیرد: تابآوری ملی.
در چنین شرایطی، مهمترین سرمایه کشور فقط تجهیزات و منابع نیست؛ وحدت، اعتماد عمومی و هماهنگی در تصمیمگیری نیز بخشی از قدرت ملی است.
اگر فرودگاههای کشور با محدودیت و تحریم روبهرو شوند، مسئله فقط لغو چند پرواز نیست؛ زنجیرهای از حملونقل، تجارت، انتقال کالا و ارتباطات اقتصادی تحت تأثیر قرار میگیرد. اما این آسیبپذیری فقط مختص یک کشور نیست. تجربه تهدیدهای پهپادی در جهان نشان داده است که حتی حضور یک پهپاد ناشناس در محدوده یک فرودگاه میتواند فعالیتهای هوانوردی را برای مدتی مختل کند. بنابراین کشوری که در اقدامی هماهنگ با دیگران، محدودیتهایی را بر پروازهای کشور همسایه اعمال میکند، باید بداند که زیرساختهای هوایی خود نیز از پیامدهای ناامنی و اختلال مصون نیستند. در جهان امروز، وابستگی متقابل به این معناست که فشار بر شبکه حملونقل یک کشور میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای همان کشور داشته باشد. از این رو، راهکار پایدار نه گسترش چرخه اختلال، بلکه حفظ امنیت، تداوم ارتباطات و یافتن راههای مسئولانه برای کاهش تنش است.
اما یک خطر از بیرون مهمتر است: گسست در داخل.
اختلاف نظر میان کارشناسان، مسئولان و جریانهای مختلف طبیعی است و حتی میتواند به تصمیم بهتر کمک کند؛ اما هنگامی که اختلافات به پیامهای متناقض، سردرگمی عمومی یا تضعیف تصمیمگیری ملی تبدیل شود، هزینه آن را همه کشور پرداخت میکند.
وحدت به معنای آن نیست که همه یکسان فکر کنند. وحدت یعنی در مسائل حیاتی، اختلافها در داخل و از مسیر گفتوگو و کارشناسی حل شود و کشور در برابر فشار خارجی، با تصمیم و سخن روشن و هماهنگ حرکت کند.
در کنار وحدت، مبارزه با فساد نیز اهمیت ویژهای دارد. در شرایط دشوار اقتصادی، فساد، رانت، احتکار و سوءاستفاده از منابع عمومی فقط یک تخلف اقتصادی نیست؛ میتواند اعتماد مردم و سرمایه اجتماعی را کاهش دهد. هر مقدار از منابع کشور که در این شرایط به جای رسیدن به مردم و تولید، در مسیرهای غیرشفاف هدر برود، توان ملی برای عبور از بحران کمتر میشود.
از سوی دیگر، نمیتوان از مردم انتظار صبر و همراهی داشت، اما فشار زندگی آنها را نادیده گرفت. حمایت از مردم باید بخشی از سیاست مقابله با بحران باشد. دارو و کالاهای اساسی باید در اولویت قرار گیرند، زنجیره تأمین تقویت شود، از افزایش فشار بر اقشار آسیبپذیر جلوگیری شود و دولت با اطلاعرسانی شفاف، اجازه ندهد شایعه و نگرانی جای اطلاعات واقعی را بگیرد.
در چنین شرایطی، کشور به چند صدای متناقض نیاز ندارد؛ به یک سازوکار تصمیمگیری منسجم نیاز دارد. اختلاف نظر میتواند در اتاقهای کارشناسی وجود داشته باشد، اما جامعه باید بداند برای عبور از بحران چه برنامهای وجود دارد.
همبستگی ملی نیز فقط یک توصیه اخلاقی نیست؛ یک ضرورت عملی است. دولت، مردم، نیروهای نظامی، تولیدکنندگان، دانشگاهیان، پزشکان، رسانهها و همه گروههای اجتماعی هرکدام بخشی از توان کشور هستند. اگر این توانها در کنار یکدیگر قرار بگیرند، فشار خارجی دشوارتر میتواند کشور را فرسوده کند.
در نهایت، ایران برای عبور از شرایط سخت، هم به قدرت دفاعی نیاز دارد، هم به اقتصاد مقاوم، هم به تولید، هم به دیپلماسی، هم به مدیریت علمی بحران و هم به اعتماد عمومی.
اما همه اینها یک پیششرط مشترک دارند:
در بیرون، دفاع از منافع ملی؛ در داخل، حل اختلافها با گفتوگو؛ مبارزه جدی با فساد؛ حمایت واقعی از مردم؛ و حرکت با یک تصمیم و یک صدای روشن در مسائل حیاتی.
همه لازم نیست یکسان فکر کنیم؛ اما در روزهای سخت باید بتوانیم یکپارچه برای حفظ ایران و کاهش رنج مردم عمل کنیم.
زیرا در بحران، کشوری قویتر است که نه فقط توان مقابله با فشار خارجی، بلکه توان کنار هم ماندن در داخل را نیز داشته باشد.
|| داود گودرزی

















