04 مهر 1405 / ۱۳ ربيع الثاني ۱۴۴۸
شناسه خبر : 127452
شنبه 04 مهر 1405 , 10:06
شنبه 04 مهر 1405 , 10:06


شروط عجیب برخورداری از دریافت کمکمعیشت
سیدرحمان حسینی
عهدی که پایان ندارد
علیرضا ضابطی سیستان
برادران یمنی، آنها از ما نیستند!
حسین شریعتمداری
صدای ملتی که هرگز تسلیم نمیشود
علیرضا ضابطی سیستان
ایران به یک صدای واحد نیاز دارد
داود گودرزی
هرچه داریم از غیرت تندروها داریم!
غلامرضا صادقیان
این رویکرد از سر نادانی نیست
جعفر بلوری
شهدا شرمندهایم اما هنوز ایستادهایم
علیرضا ضابطی سیستان
گذار از تقابل نظامی به مدیریت کریدورها
علیرضا رجائی
اسطورهای شکوفا در دل بحرانها
حسین تمرخانی
دوگانه باطل «مقاومت یا معیشت»
مجتبی شاکری

در وصف جانباز شهید «حسین بهجت منش»
امرالله مروتی
ما هنوز ایستادهایم؛ در خط مقدم، با ولایت
علیرضا ضابطی سیستان
عصر دلتنگی
ابوالقاسم محمدزاده
رئیس مکتب ما و رئیس مذهب
محمد قولی میاب (کوثر)
تلنگری برای دلهایی که مهر را فراموش کردهاند
علیرضا ضابطی سیستان

قربانصدقه رفتن شهید هوافضا برای دختر ۳ ماههاش
فاش نیوز - شهید جواد لکزایی از نیروهای هوافضای سپاه بود که دهم فروردین در تجاوز آمریکایی صهیونیستی به زنجان به شهادت رسید. پاسداری که روز شهادتش در ۴ ماهگی دخترش اتفاق افتاد.

خبرگزاری فارس؛ ماه پایان بارداری همسر شهید لکزایی بود. دکتر گفته بود ۲۰ آبان فرزندشان به دنیا میآید. جواد لکزایی برای مأموریت به شلمچه میرود و قرار بود تا ۲۰ آبان کنار همسرش باشد. اما مهوا ۲ روز زودتر به دنیا آمد.
همسر شهید لکزایی میگوید: «شرایطم خطرناک بود باید فوراً برای زایمان به اتاق عمل میرفتم. از طرفی هم دلتنگ آقاجواد بودم. او برای مأموریت به شلمچه رفته بود. ما هم در آققلا بودیم. تا آخرین لحظه با همسرم تلفنی حرف میزدم و گریه میکردم. ۱۸ آبان دخترمان به دنیا آمد. ۱۹ آبان همسرم مرخصی گرفت تا به آققلا بیاید. مسافت طولانی بود. بلیت هواپیما گرفت اما از پرواز جا ماند. بلیت اتوبوس گرفت باز هم جاماند. او برای رسیدن به آققلا ۱۶۰۰ کیلومتر راه آمد. آن هم با ۹ ماشین خطی. وقتی رسید ما در خانه بودیم. به مهوا گفت بابایی به خاطر تو ۱۶۰۰ کیلومتر راه اومدم.»
این همسر شهید در ادامه میگوید: «عاشق دخترش بود. با دیدن دخترش تمام خستگیهایش به در میشد. یکبار که داشت قربانصدقه مهوا میرفت، همینطوری اتفاقی صدایش را ضبط کردم. نمیدانستم این صدا تنها صدایی خواهد بود برای روزهایی که وقتی مهوا سراغ بابایش را بگیرد، برایش پخش کنم.»


جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
آرامش یک دلشکسته با آغاز یک دلبستگی!
سیدهمهدیه موسوی
امروز وقت بازنشر این خاطره تکراریست...
وحید یامینپور
ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا















