چهارشنبه 15 مهر 1405 , 11:30




هنر سیاست؛ اقتدار فرهمند، تعقل سیاسی
فاش نیوز - «هنر سیاست آن است که با متوازن کردن منافع گوناگون جامعه، همهٔ آنها را با بیشترین رضایت تأمین کند. (۱)» این توازن در عصر دیجیتال آکنده از مخاطبهای راه گم! مانع از بربادرفتن ایمان و به آب دادن دل و دین و عقل و هوش در نسل جدید خواهد شد. اینک رود افسونگر دیجیتال مفاهیم حریم و حیا را دارد با خود میبرد. در این دشت بیفرهنگی صحبت فراتر از اهانت یا حتی مبتذل ساختن امور قدسی و ادب و آدابدانی است و اگر در بر همین پاشنه بچرخد وحوش دیجیتال فربه از علفهای هرز این مرتع! تاریخ فردا را تباه خواهند ساخت... راه نجات را حکیم حاکم و شهید مظلوم در اشاره به تجربهٔ بازاندیشی در قانون اساسی فرمودند: «نظام جمهوری اسلامی میتواند خط هندسی را به خط دیگر هندسی تبدیل کند. البته تغییر باید برخاسته از اصول اسلامی باشد.» "خط هندسی"ناظر بر دورهای است که در آن تصمیمی سرنوشتساز برای یک توافق سیاسی بزرگ گرفته میشود در این نقطهٔ عطف زیست سیاسی، بر سر ترسیم نقشه راه توافق نهایی حاصل میشود.
خواندن خطوط نانوشتهٔ بین سطور در رهیافت و روشی که آن یگانهٔ دوران در دانشگاه کرمانشاه در ۹۰/۷/۲۴ نشان داد وظیفهٔ دانشگاه است... هرچند اخذ تصمیم مرتبط با سرشت و سرنوشت بر مقتضیات لحظهٔ گذار از یک ساختار به ساختاری دیگر، امری تخصصی است؛ اما به دلیل طفولیت علوم سیاسی در ایران چگونگی تأویل و تفسیر در این پانزده سال ناگفته مانده است. بنا بر درونداشت خط هندسی، با زمانشناسی و حتی بهرهمندی از رخدادهای تصادفی میتوان ضمن تأمین رضایت و ترسیم نقاط عطف گذار، بافهم صحیح مقتضیات زمان مانع از انسداد سیاسی شد...
«اقتدار فرهمند - کاریزما از منبع الهی سرچشمه میگیرد. ریشهٔ کلمهٔ کاریزما به صدر مسیحیت بر میگردد و به معنی عطیه و لطف الهی است. (۲)» الهیات سیاسی در این مبحث مبنایی بر حکومتگری مقتدرانه بر اساس"دانش دین"تمرکز دارد. از این منظر رهبر فرهمند تجسم کمال مطلوب و هدایتگر بهسوی مقصدی است که به «اعضای جامعه در "تفسیر راه و توضیح حال" کمک میکند و تصور از آینده را در ذهن میآفریند. (۳)» بر همین اساس پس از پرتاب حکومت ناروای طاغوت به زبالهدان تاریخ، هرچند بنا بر مقتضیات شرایط انقلابی، جامعه به تعبیر"آگامبن" از حیث «روششناختی [و] اندماج زمان یعنی درهم فرورفتن و از درون غلتیدن، عامدانه و هوشیارانه به گذشته هجوم برد!» اما بهراستی «فهم پاداش ایمان است. (۴)» و اصحاب سجاده و سبحه با حرفشنوی از رهبری مقتدر و کاریزماتیک پای عهد و پیمان برای حفظ «اصول استقلال و آزادی در کنار اسلام (۵)» ایستادند، ایضاً برای رستگاری، «سازمان دولت خصلتی مشخصاً مذهبی پیدا کرد (۶)» و ملت هم صدا اعلام نمود: «تلاش میکنیم؛ بلکه به وضعی بسامان برسیم، وضعی که در آن دغدغههای ما چون مهی صبحگاهی از میان میرود و آفتاب سعادت در آسمان زندگی درخشیدن آغاز میکند.» اما بهویژه پس از شهادت مظلومانهٔ رهبری فرهمند، خصم بدسگال به لطایفالحیل چشم به تحققبخشی از اهداف پلید خود دوخته است... اینک «خدا، زندگانی و انسان [و فرایند] اتفاق آرا دربارهٔ فهم معانی رستگاری (۷)» بهویژه در شرایط جنگ بهانه! بر محور"پول خدایی و دلار "فهم میشود و آیندهٔ درخشان یا «خلعتی روبان پیچ» که تقدیم نسل انقلاب شد به مخاطره افتاده!...
بهراستی در فصل سوم از گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی، این امر «آگاهی نوینی که در حال شکلگرفتن است و اختلاف بینِ آن چه هست و آنچه میتوانست باشد را درک میکند! (۸)» حقیقت است؛ اما همهٔ واقعیت نیست.
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان
هزار بادهٔ ناخورده در رگ تاک است
و چنان که "نیچه" خاطرنشان کرده، «ضرورت خود در اینجا دستدرکار است، آیندهای چنین با صد نشانه از هم اکنون گرم گفتار است. از بهر آهنگ همین آینده، هر گوش از هم اکنون تیز میباشد (۹) بسا سپیدهدمان که هنوز برنیامدهاند (۱۰)» و در"نیم روز آن"ایمان والا خواهد درخشید... موضوع"تعقل سیاسی و ایمان"در ایران پیشا اسلام هم امروز وبال گردن برخی از مطلعین از سیاست و حکومت در آن دوره شده است «اکنون اندیشمندان اسیر در چنبرهٔ چنین ایمانی» نه میتوانند آن را انکار کنند نه میتوانند از "جایگاه خود نابغه پندار پریده بر منبر دیجیتال" در آنسوی آب با صدایی بی خش و با جرئت بگویند «تبیین رفتار سیاسی در چارچوب و قالبهای دیرینه نه توجیه، بلکه روند تعقل سیاسی است. (۱۱)»... افسوس که برای برخی دانشجوی درس گریز، این روند که «در حکم استخوانبندی هوش یا نیروی تعقل است [و] اندیشه نمیتواند از قید این مفاهیم رها شود، مگر آن که دیگر اندیشه نباشد! (۱۲)» ناگفته ماند تا جادهٔ جنایت اشقی الاشقیا هموار گردد، «باید به این مطلب، مرکزیت عظیم اعمال قدرت کسانی که قدرت آنها [نیز] حقیقی اما مسئولیتشان مبهم است، را افزود. (۱۳)» یعنی همان کسانی که نخواستند بشنوند چرا «تاریخنویسان دانشگاهی ما را در زمینهٔ چگونگی آموختن و آموزاندن تاریخ به گمراهی کشاندهاند. (۱۴)» ...
|| دکتر سیدمهدی حسینی
سرنخ:
۱. عالم؛ بنیادهای علم سیاست
۲.بشیریه؛ سیری در نظریههای جدید در علوم سیاسی
۳. آگامبن؛ ملکوت و جنت
۴. لوفان؛ جریانهای بزرگ در تاریخ اندیشهٔ غربی "گزیده آثار بزرگ در تاریخ اندیشه اروپای غربی از سدههای میانه"
۵. رمضانی؛ چارچوبی تحلیلی برای بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
۶. بشیریه؛ جامعهشناسی سیاسی "نقش نیروهای اجتماعی در زندگی سیاسی"
۷. مانهایم؛ ایدئولوژی و اتوپیا "مقدمهای بر جامعهشناسی شناخت"
۸. الیوت، ترنر؛ برداشتهایی در نظریه اجتماعی معاصر
۹. نیچه؛ ارادهٔ قدرت
۱۰. نیچه؛ سپیدهدمان "اندیشههایی در باب پیشداوریهای اخلاقی"
۱۱. رجایی؛ تحول اندیشه سیاسی در شرق باستان
۱۲. دورکیم؛ صور بنیانی حیات دینی
۱۳. روریش؛ سیاست بهمثابه علم
۱۴. بشیریه؛ از اینجا تا ناکجا "دیباچهای بر آسیبشناسی سیاسی"

















