شنبه 18 مهر 1405 , 11:56




«مجید پازوکی»؛ مردی که پس از پایان جنگ هم در جبهه ماند
دفاعپرس، شهید «مجید پازوکی» از رزمندگان دوران دفاع مقدس و جستوجوگران پیکرهای مطهر شهدا بود که سالهای عمر خود را در مسیر دفاع از میهن، پاسداری از ارزشهای انقلاب اسلامی و شناسایی بقایای پیکرهای شهدای جنگ تحمیلی سپری کرد.

او که سابقه حضور در جبهههای نبرد و تحمل جراحات متعدد را داشت، پس از پایان جنگ نیز رسالت خود را پایانیافته ندانست و با پیوستن به گروه تفحص لشکر ۲۷ محمد رسولالله (ص)، راهی مناطق عملیاتی جنوب شد. سرانجام، هفدهم مهرماه سال ۱۳۸۰، در منطقه فکه به شهادت رسید و نامش در شمار مردانی ماندگار شد که سالهای پس از جنگ را نیز در مسیر خدمت به شهدا گذراندند.
از روزهای انقلاب تا حضور در جبهههای دفاع مقدس
مجید پازوکی، فرزند شمسالله، در نخستین روز فروردین سال ۱۳۴۶ در تهران متولد شد. دوران کودکی و نوجوانی او با اوجگیری مبارزات مردمی علیه رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی همزمان بود. بنا بر روایتهای مربوط به زندگی او، از سالهای نوجوانی در فعالیتهای انقلابی و راهپیماییهای مردمی حضور داشت و در جریان تحولات سال ۱۳۵۷، بهویژه راهپیمایی هفدهم شهریور، در فضای مبارزات مردمی قرار گرفت.
پیروزی انقلاب اسلامی برای مجید نوجوان، آغاز مرحله تازهای از زندگی بود. علاقه او به امام خمینی (ره) و آرمانهای انقلاب، بهتدریج مسیر فعالیتهایش را مشخص کرد. او بعدها به عضویت بسیج مسجد لرزاده درآمد و در سالهای آغازین دهه ۱۳۶۰، آموزشهای نظامی را پشت سر گذاشت.
پازوکی در سال ۱۳۶۱ به جبهه اعزام شد و در حوزه تخریب به فعالیت پرداخت؛ مسئولیتی که به دلیل ماهیت تخصصی و خطرهای فراوان، نیازمند دقت، شجاعت و شناخت دقیق میدان نبرد بود. حضور در این عرصه، جراحاتی نیز برای او به همراه داشت. در بهمنماه همان سال، در جریان عملیات والفجر مقدماتی مجروح شد؛ اما این آسیبها مانع ادامه مسیرش نشد. او در سالهای بعد مسئولیتهای بیشتری پذیرفت و در سال ۱۳۶۶ مسئولیت دستهای از گردان تخریب را بر عهده گرفت.
بر اساس زندگینامه منتشرشده از او، پازوکی بیش از ۷۰ ماه در جبههها حضور داشت و در حدود ۲۰ عملیات شرکت کرد. این سالها، تجربهای گسترده از شرایط عملیاتی، شناخت مناطق جنگی و مواجهه با دشواریهای میدان نبرد برایش فراهم آورد؛ تجربهای که بعدها در فعالیتهای شناسایی و تفحص، نقش مهمی ایفا کرد.
دفاعی که با پایان جنگ متوقف نشد
با پایان جنگ تحمیلی، مسیر خدمت مجید پازوکی به پایان نرسید. او در سال ۱۳۶۹ در قرارگاه رمضان فعالیت کرد و در مناطق غرب کشور، از جمله کردستان، کانیمانگا و پنجوین، در حوزه شناسایی و مقابله با گروههای ضدانقلاب و اشرار مشارکت داشت.
برای پازوکی، پایان عملیاتهای گسترده دوران جنگ به معنای پایان مسئولیت نبود. سالها حضور در مناطق عملیاتی و آشنایی با عوارض جنگ، او را با واقعیتی تلخ روبهرو کرده بود: شمار زیادی از پیکرهای مطهر شهدا همچنان در مناطق جنگی باقی مانده بودند و خانوادههایی چشمانتظار بازگشت نشانی از عزیزان خود بودند.
در سال ۱۳۷۱، همزمان با آغاز فعالیت تفحص لشکر ۲۷ محمد رسولالله (ص) در مناطق عملیاتی جنوب، پازوکی به جمع نیروهای جستوجوگر پیوست. او در شرایطی به این مأموریت ادامه میداد که مناطق عملیاتی همچنان مملو از مهمات منفجرنشده، مینها، ادوات جنگی و آثار باقیمانده از نبردها بود. کار تفحص، علاوه بر توان جسمی و مهارت تخصصی، به صبر، دقت و تحمل دشواریهای محیطی نیاز داشت.
روایتهای مربوط به زندگی او نشان میدهد که با وجود آسیبهای جسمی ناشی از سالهای جنگ، با جدیت به جستوجوی پیکر شهدا ادامه میداد. او در این مسیر، کمتر به جایگاه و عنوان خود توجه داشت و بیش از هر چیز، انجام مأموریت و بازگرداندن پیکرهای شهدا به آغوش خانوادههایشان را دنبال میکرد.
در بهمنماه سال ۱۳۷۹، پس از شهادت دوست و همرزم دیرینهاش، علی محمودوند، مسئولیت فرماندهی گروه تفحص لشکر ۲۷ محمد رسولالله (ص) را بر عهده گرفت. این مسئولیت، مرحله مهم دیگری در زندگی حرفهای و معنوی او بود؛ مسیری که سرانجام در منطقه فکه به شهادتش انجامید.
زندگی خانوادگی در کنار سالهای پرمخاطره
زندگی شخصی مجید پازوکی نیز با سالهای جنگ و مسئولیتهای دشوار همراه بود. او در سال ۱۳۷۰ ازدواج کرد و حاصل این ازدواج دو پسر به نامهای علی و مجتبی بود. همسرش در روایتهای خود از زندگی مشترکشان، به سختیهای سالهای حضور او در جبهه و فعالیتهای بعدیاش در تفحص اشاره کرده است.
همسر شهید پازوکی گفته است که هنگام ازدواج، شناخت کاملی از ماهیت تخصصی کار تخریب نداشته و بهتدریج با خطرها و دشواریهای این حرفه آشنا شده است. او با وجود نگرانیهای طبیعی یک زندگی خانوادگی، همراه همسرش در مسیر پرمخاطرهای قدم گذاشت که بخش عمده آن با دوری، نگرانی و تحمل کمبودها همراه بود.
یکی از خاطراتی که از زبان همسر شهید نقل شده، مربوط به نخستین سفر او به منطقه فکه در سال ۱۳۷۱ است. در آن سفر، آثار جنگ هنوز در بخشهایی از منطقه آشکار بود؛ تانکهای سوخته، پلاکها، مینها و بقایای ادوات نظامی در زمین دیده میشدند و در برخی نقاط نیز نشانههایی از پیکرهای باقیمانده شهدا وجود داشت.
این بازدید، تصویری ملموس از واقعیت مأموریت تفحص پیش روی خانواده قرار داد؛ مأموریتی که در آن، جستوجوی یک نشانه کوچک میتوانست سرآغاز شناسایی یک شهید و پایان سالها چشمانتظاری خانوادهای باشد.
با وجود مسئولیتهای سنگین، پازوکی نسبت به خانواده خود احساس تعهد داشت و در وصیتنامهاش از همسرش به دلیل همراهی و تحمل سختیهای زندگی قدردانی کرد. او همچنین تربیت فرزندانش، علی و مجتبی، را از مهمترین مسئولیتهای باقیمانده برای همسرش دانست و او را به توسل به سیره حضرت فاطمه زهرا (س)، یاد خدا و انس با قرآن سفارش کرد.
سادهزیستی، دقت و پایبندی به واجبات
در روایتهای نزدیکان شهید مجید پازوکی، او فردی پرتلاش، کمحرف، دقیق و مسئولیتپذیر توصیف شده است. آشنایی با مناطق عملیاتی و شناخت جزئیات جغرافیایی، در کنار تجربه سالهای جنگ، به او امکان میداد مأموریتهای شناسایی و تفحص را با دقت دنبال کند.
یکی از ویژگیهای برجسته او، پایبندی به انجام واجبات و رعایت حقوق دیگران بود. در خاطرات نقلشده از او، تأکید بر نماز اول وقت، پرهیز از تضییع حق مردم و توجه به حلال بودن روزی جایگاه ویژهای دارد. همسرش روایت کرده است که حتی در شرایط دشوار جسمی و در نیمههای شب، تلاش میکرد وضوی خود را حفظ کند و به این موضوع اهمیت زیادی میداد.
پازوکی در زندگی روزمره، خود را از دیگران جدا نمیدانست و معتقد بود عمل به وظایف دینی و اخلاقی، بیش از انجام کارهای نمایشی اهمیت دارد. از نگاه او، رعایت حقالناس، تلاش صادقانه و انجام درست مسئولیتها، اصولی بود که باید در رفتار روزانه نمود پیدا میکرد.
احترام به سادات و علاقه ویژه به امام رضا (ع) نیز از دیگر ویژگیهایی است که در خاطرات خانواده او بازتاب یافته است. همسرش از علاقه عمیق پازوکی به زیارت حرم رضوی سخن گفته و نقل کرده است که او ترجیح میداد شبها را در حرم بگذراند و تا هنگام نماز صبح به دعا و راز و نیاز بپردازد.
در نگاه اعتقادی پازوکی، ولایت نیز جایگاهی محوری داشت. او در سخنان خود، ولایت را به خورشیدی تشبیه میکرد که مسیر را روشن میکند و انسان را از گمراهی نجات میدهد. این باور در وصیتنامهاش نیز آشکار است؛ جایی که بر حفظ حرمت ولایت فقیه و وفاداری به آرمانهای انقلاب اسلامی تأکید کرده است.
شهادت در فکه
مجید پازوکی سالها پس از پایان جنگ، همچنان در مناطقی فعالیت میکرد که خاطره نبردها و نشانههای شهادت رزمندگان در آنها باقی مانده بود. کار در این مناطق، خطرهای فراوانی داشت و سابقه مجروحیتهای او نیز از دشواری مسیر حکایت میکرد.
سرانجام، هفدهم مهرماه سال ۱۳۸۰، در منطقه عمومی فکه و حوالی پاسگاه وهب عراق، در جریان مأموریت تفحص به شهادت رسید. شهادت او در همان جغرافیایی رقم خورد که سالها برای یافتن پیکرهای مطهر شهدا در آن تلاش کرده بود.
پیکر شهید مجید پازوکی در قطعه ۲۷ گلزار شهدای بهشت زهرا (س) تهران به خاک سپرده شد. نام او در کنار یاد همرزمانش، بهویژه شهید علی محمودوند، با تاریخ تفحص و بازگشت پیکرهای مطهر شهدا پیوند خورده است.
زندگی پازوکی نمونهای از استمرار خدمت پس از پایان جنگ است؛ رزمندهای که سالهای حضور در جبهه را پشت سر گذاشت، اما با پایان نبردها، مسئولیت خود را در جستوجوی نشانههای بهجامانده از همرزمانش تعریف کرد. او در این مسیر، نهتنها با خطرهای میدانهای مین و مهمات باقیمانده روبهرو بود، بلکه بار سنگین امید خانوادههایی را نیز بر دوش داشت که سالها در انتظار بازگشت پیکر عزیزانشان بودند.
وصیتنامه شهید مجید پازوکی
وصیتنامه شهید مجید پازوکی، بازتابی از باورهای دینی و دغدغههای معنوی اوست. در این نوشته، او با یاد خدا و توسل به اهلبیت (ع)، از آرزوی شهادت در راه اسلام سخن میگوید و امیدوار است در شمار شهیدانی قرار گیرد که راه امام حسین (ع) را دنبال کردهاند.
پازوکی در بخشی از وصیتنامه خود، بر ضرورت حمایت از ولایت فقیه تأکید میکند و از مخاطبانش میخواهد در مسیر حفظ ارزشهای دینی و انقلابی ثابتقدم باشند. او همچنین قرآن را کتاب زندگی، اخلاق و آخرت معرفی میکند و بهرهگیری از آموزههای آن را راهی برای رسیدن به سعادت میداند.
در بخشی دیگر، شهید از همسرش به خاطر همراهی در سالهای زندگی مشترک قدردانی میکند و تربیت فرزندانشان را به او میسپارد. خطاب به پدر و مادرش نیز، قدمهای خیر خود را حاصل برکت وجود و تربیت آنان میداند و برایشان از خداوند طلب عزت و عاقبتبهخیری میکند.
او در پیام خود به پسرانش، بر پایبندی به اسلام و ولایت تأکید کرده و از آنان میخواهد رضایت خداوند را بر خواستههای زودگذر دنیوی مقدم بدانند.
در دستنوشته دیگری که به شکل نامهای خطاب به خدا و امام زمان (عج) تنظیم شده، لحن عاطفی و فروتنانه شهید آشکارتر است. پازوکی با یاد دوستان شهیدش، از جاماندن از کاروان شهدا ابراز اندوه میکند و با وجود سالها مجاهدت، خود را نیازمند بخشش و رحمت الهی میداند.
این روحیه فروتنی در کنار سالها حضور در جبهه و تفحص، تصویری از انسانی ارائه میدهد که با وجود تجربههای دشوار و مسئولیتهای سنگین، همواره خود را در برابر خداوند نیازمند هدایت و آمرزش میدانست.
شهید مجید پازوکی در هفدهم مهرماه سال ۱۳۸۰، در ۳۴ سالگی، به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای بهشت زهرا (س) تهران، یادآور مسیری است که از روزهای انقلاب آغاز شد، در جبهههای دفاع مقدس ادامه یافت و پس از جنگ، در جستوجوی پیکرهای مطهر شهدا به نقطه پایانی خود رسید.

















