02 آبان 1405 / ۱۲ جمادى الأولى ۱۴۴۸
شناسه خبر : 34298
سه شنبه 15 ارديبهشت 1394 , 15:56
سه شنبه 15 ارديبهشت 1394 , 15:56


ضرورت اصلاح ساختار حراست دستگاهها
رضا علامهزاده
خیابان در مصاف
سعدالله زارعی
فاطمه عزیز! از امت خود راضی شدید؟
حسین شریعتمداری
وقتی نقاب از چهره اروپا افتاد
مسعود اکبری
نشانههای نزدیک شدن به «لحظه صفر»
مهدی محمدی
ورزش؛ میدان آزمون ایمان و اراده
علیرضا دبیر
ترفند دشمن برای تغییر ریل انقلاب از طریق تعامل
محمدرضا سابقی
زنگ امتحان مسئولان
سید محمدعماد اعرابی
وقتی «دشمن» فراموش میشود و «مدافع وطن» متهم!
سیدرضا موسوی فاضل
دلارزدایی رمز پیروزی اقتصاد ملی
امیر فتحی
اثر پروانهای تنگه هرمز
جعفر بلوری
قرآن و فتنهانگیزی «مُرجِفون»
علیمحمد تاجالدین

زندگی را برای فردا نگذاریم
علیرضا رجائی
گفت: میشه باهام حرف بزنید؟!
محمدرضا سابقی
روز پرستار به بانویی که سالهاست بیوقفه پرستار من است مبارک!
علیرضا ضابطی سیستان
در وصف شهید شیر علی سلطانی
ابوالقاسم محمدزاده

شهیدی که کارنامه دخترش را امضا کرد
فرستنده محرم- شهید سید مجتبی صالحی خوانساری وقتی به شهادت رسید دختر هفت ساله ای داشت. روزی معلّم دختر، کارنامه ی دانش آموزان را به دستشان داد و به آن ها تأکید کرد که پدرتان حتماً باید پای کارنامه را امضاء کند و اگر فردا با کارنامه ی بدون امضاء به مدرسه بیایید خودتان میدانید.
دختر کوچک با دلی شکسته به خانه رفت و مستقیم به اطاقی که عکس پدر در آن بود رفت و با چشم گریان از پدر می خواست تا کارنامه اش را امضاء کند.
… صبح که از خواب بیدار شد دید پای کارنامه اش با رنگ قرمز امضاء شده است.
آیت الله خزئلی فرمودند: «این امضا را با ۶۰ امضای شهید تطبیق دادیم و دیدیم امضای خودش است». این کارنامه اکنون در موزه ی شهدا نگهداری می شود.
گوشه ی چپ عکس امضای پدر با خودکار قرمز با عنوان «اینجانب نظارت دارم» یا« اینجانب رضایت دارم»
من فکر می کنم عمداً این شهید ( رضایت یا نظارت ) را طوری نوشته که قابل تشخیص نباشد و به هر دو صورت خوانده شود . چون شهید نظارت دارد از طرفی / رضایت دارد از طرفی چون کارنامه مدرسه بچه ی کوچکش است و باید بنویسد رضایت دارم /
اینگونه مسائل و خواب و رؤیاها را فرزندان شهدا زیاد می بینند و برای هم تعریف می کنند بخصوص آنهایی که موقع شهادت پدرشان هنوز در شکم مادرشان بودند یا کودک بودند .
یک دوستی دارم که خیلی باهوشه ولی اعتماد به نفس نداره . در رشته پزشکی سراسری قبول شد ولی می گفت نمیرم چون میترسم بخاطر سختی درسها و کشیک های شبانه و ....موفق نشوم . یک شب پدرش را در خواب می بیند و از او کمک میخواهد ، پدرش می گوید : اگر درس بخوانی حتما موفق می شوی و غیره ... « خیلی خلاصه کردم » - فعلا هم اینترن است و با اینکه مادرش هم در اثر بیماری سرطان فوت کرد ولی همیشه نمراتش در حد بهترینهاست و قصد ادامه تحصیل هم دارد .
اینگونه مسائل و خواب و رؤیاها را فرزندان شهدا زیاد می بینند و برای هم تعریف می کنند بخصوص آنهایی که موقع شهادت پدرشان هنوز در شکم مادرشان بودند یا کودک بودند .
یک دوستی دارم که خیلی باهوشه ولی اعتماد به نفس نداره . در رشته پزشکی سراسری قبول شد ولی می گفت نمیرم چون میترسم بخاطر سختی درسها و کشیک های شبانه و ....موفق نشوم . یک شب پدرش را در خواب می بیند و از او کمک میخواهد ، پدرش می گوید : اگر درس بخوانی حتما موفق می شوی و غیره ... « خیلی خلاصه کردم » - فعلا هم اینترن است و با اینکه مادرش هم در اثر بیماری سرطان فوت کرد ولی همیشه نمراتش در حد بهترینهاست و قصد ادامه تحصیل هم دارد .
نظری بگذارید


دفاع از حقالناس و طلب شهادت
نسرین سماعی یکتا
شهادت در آستانه ۱۹ سالگی
صدیقه تقیپور
از جانبازی تا شهادت
معصومه حیدر تأمینی


















مریم حیدری نسل سوم .