07 شهريور 1405 / ۱۵ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 40911
شنبه 12 دي 1394 , 09:31
شنبه 12 دي 1394 , 09:31


پاراچنار؛ مناقشه قبیلهای یا بحران ژئوپلیتیک
علیرضا رجائی
سخنی صریح و محترمانه با آقای قائمپناه
علیرضا ضابطی سیستان
تبریک میلاد رسول خدا (ص) به گونهای دیگر
حسین شریعتمداری
از تفاهم تا گارانتی؛ زمان طلایی در معماری امنیت هرمز
علیرضا رجائی
حلقه مفقوده ادعای صلح شرافتمندانه
محمدحسین محترم
مرز خود را با غربگرایان و جریان فتنه حفظ کردهام
محمدباقر قالیباف
زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی

همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
شیر سامرا در لانه جاسوسی فتنهگران!
«قهرمانپردازی» و روایت قصههای واقعیِ جذابِ قاطبهی مردم، در سینمای حرفهای ایران تبدیل به آرزویی شده است که احتمالا به جز در مواردی استثناء به این زودیها محقق نخواهد شد. اما در همین حال در بین مستندسازان جوان چهرههایی رشد کردهاند و شناخته شدهاند که ظاهرا تصمیم دارند در سینمای مستند بار سینمای داستانی را به دوش بکشند و با روایت ماجراهای واقعی قهرمانهای جوان انقلاب، خلاء سینمای «قهرمانپرداز» را برای مخاطب پرکنند.
به گزارش دولت بهار به نقل از رجانیوز، مستند «برادران» ساختهی مهدی نقویان که روز گذشته از شبکه سومسیما پخش شد- و به دلیل استقبال فراوان مخاطبان به پخش مجدد رسید- یکی از همین دست فیلمهای سینمای مستند ایران است که بیاغراق، حتی از حیث داستانگویی هم از بسیاری از آثار سینمای حرفهای ایران جلوترند و جذابتر.
پیش از این نقویان را با مستندهای «نگهبان آراء»، «انتخاب ۱۰»، «گاو خشمگین» و همچنین مستند جذاب «رمز و راز ملکه» میشناختیم اما او اینبار دست روی سوژهای حساس گذاشته و مستند جذابی را ساخته است که از چند جهت قابل بررسی است.
اول آنکه نقویان پس از گذشت حدود شش سال از فتنه۸۸ برای اولینبار دست به رمزگشایی و بازخوانی اتفاقاتی از فتنه زده است که بصورت عجیب و باورنکردنی در طول سالهای گذشته هیچگاه در رسانههای عمومی مورد بازخوانی جدی قرار نگرفتند و همواره بصورت شبههای جدی در ذهن پیگیران اتفاقات سیاسی ماندند.
مسئله این است که شبههی حضور نیروهای حزبالله لبنان در اتفاقات پس از انتخابات ۸۸ با وجود مانور گستردهی رسانههای ضدانقلاب بر روی آن طبعا نباید سوژه و موضوعی میبود که در طول چند سال پس از آن اتفاقات در رسانهها، بهویژه در رسانهی ملی، به آن پرداخته نشود، اما با اینهمه بر روی این اتفاقات و اتفاقات بسیاری از این دست سرپوش گذاشته شد تا پس از سالها مستندسازانی مانند نقویان دست روی آنها بگذارند و بخش ناگفتهای از یکی از مهمترین اتفاقات سیاسی- اجتماعی پس از انقلاب را روایت کنند.

ویژگی دوم «برادران» اما این است که اتفاقی در فتنه ۸۸ را به واسطهی شخصیت محوریش؛ «شهید مهدی نوروزی»، به اتفاق و شخصیتهایی مهم در امروز گره میزند. اتفاق و شخصیتهایی که آنها هم از حیث مظلومیت در پرداخت رسانه دستکمی از اتفاقات تلخ فتنه۸۸ ندارند.
ما- مخاطب- با روایت زندگی «شهید مهدی نوروزی»، از فتنه و شعار «نهغزه نه لبنان جانم فدای ایران» به شش سال بعد و جوانهای انقلابی مدافع حرم میرسیم و علاوه بر اینکه شاهد مجاهدت بسیجیان درگیر جنگ با داعش در سوریه و عراق میشویم، به ماهیت شعارهای فتنهگران غربزده نیز پی میبریم و به تحلیلی عینی و واقعی از ماهیت آن اتفاقات میرسیم.
جز این اما برگ برندهی اصلی «برادران» این است که در علاوه بر دست گذاشتن روی سوژهای جذاب و البته بسیار مهم، با انتخاب الگوی روایی درست به سینمای قهرمانپرداز نزدیک میشود و شخصیتی قابل تحسین را با شیوهای قابل توجه در روایت پیشروی مخاطب میگذارد، شخصیتی که در نهایت حس تحسین و غبطهی مخاطب را برمیانگیزد و در ذهن میماند.

به همین دلیل هم هست که در نهایت با فیلمی مواجه بودهایم که به مخاطب بخشی از تاریخ معاصر را روایت کرده، مظلومیت و شجاعت شهدای مدافع حرم را به نمایش گذاشته و در نهایت به ما تصویری از یک قهرمان ارائه داده. «برادران» در عین حال که ظاهرا در پاسخ به یک شبههی سیاسی شکل گرفته، اما در نهایت «پرترهای از جوانان انقلابی» است در عین روایت برجستهتر یکی از شاخصترین افراد همین جوانان، شیر سامرا؛ «شهیدمهدی نوروزی»


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی















