دوشنبه 14 تير 1395 , 11:10




رفتن من به جبهه وظیفه شرعی است
پاسدار شهید دکتر مهدی شریفی پور در تاریخ 2/12/1336 در روستای جیر سو چوکام شهرستان رشت دیده به جهان گشود . تحصیلات ابتدایی را در چوکام سپری کرد و تحصیلات راهنمایی تا دیپلم را به دلیل هجرت خانواده در مدارس تهران به پایان رسانید و پس از اخذ دیپلم وارده دانشگاه تهران و در رشته پزشکی مشغول به تحصیل شد.
وی همزمان با تحصیل در مبارزات ضد رژیم منهوس ستم شاهی با مردم تهران همگام و همراه شد و علاوه در تهران برای آگاهی اهالی چوکام ، رشت و دعوت آنان به مبارزه با حکومت استبدادی شاه راهی گیلان شد و توانست نقش موثری در بیداری جوانان خط گیلان داشته باشد . بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه تهران مدتی به ریاست بیمارستان نجمیه تهران درآمد و مدتی بعد مسئولیت بهداری لشکر 10 سیدالشهدا را پذیرفت و طول مدت کوتاه مسئولیتش توانست خدمات شایانی نسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی و امت شهید پرور ارائه نماید .
یکی از مسئولین ما فوقش می گفت: " مهدی " کارهای را که در مدت کوتاه مسئولیتش انجام داد، سال های سال طول می کشد تا دیگران بتوانند مثل او کار کنند.
او از روحیه عالی ایثار، گذشت، رافت، حسن خلق و سعه صدر برخوردار و درعین حال بسیار سختکوش و جدی و خستگی ناپذیر در انجام کارها و فعالیت هایش بود و برای رفع نیازمندی محرومان بسیار تلاش کرد، از جمله توانست در خدمات رسانی مردم زادگاهش به موفقیت های درخشانی دست یابد و علاوه بر آن در منطقه محروم شوش تهران که محل زندگی ایشان بود خدمات فراوان به مردم محروم آن منطقه نمود. او درد و سختی، دردمندان و محرومان جامعه را درد خود می دانست و بخوبی آنرا حس می نمود و از هیچ کوشش و خدمتی برای رفع مشکلات آنان دریغ نمی ورزید و به سبب تواضع و متانت خاصی که داشت در برخود با حرکات و رفتارهای ناپسند بعضی از جوانان چنان امر به معروف و نهی از منکر می نمود که بحق موثر واقع می شد.
شهید مهدی شریفی پور عجیب نسبت به "ولایت " عشق می ورزید و شناخت عمیقی از علماء و فضلا از جمله حضرت امام (رض)، شهید بهشتی ، شهید مطهری ، شهید مفتح و روحانیت معظم داشت و در زمان حیات آن بزرگواران وقتی صدای آنان را می شنید اشک در چشمانش حلقه می زد و برای توفیق و سلامتی آنان دعا می کرد . در بین سالهای 59 تا 65 آنچنان میان پرسنل سپاه و فرماندهان ارشد جبهه و جنگ شناخته شده بود که حرفی بالای حرف ایشان نمی آوردند . او با آنکه سراسر زندگی خود را وقف خدمت به مردم کرده بود اما نتوانست خود را در پشت جبهه راضی نگه دارد و عازم جبهه های نبرد حق علیه شد.
وی سرانجام در تاریخ 1365/4/14 درعملیات کربلای 1 ؛ منطقه مهران به درجه عظمای شهادت نائل آمد و طبق وصیتش در زادگاهش به خاک سپرده شد. مقام معظم رهبری در زمان تصدی پست ریاست جمهوری سخنران مراسم ختم بودند.
پیام و وصیت نامه شهید
زندگی بعضی اوقات علائق و دلبستگی زیادی در انسان ایجاد می کند که دل کندن از آن بسیار مشکل می شود ، ولی وقتی پای تکلیف به میان می آید مسئله آسان می شود . همسرم : رفتن من به جبهه یک وظیفه شرعی و یک نعمت است که خداوند شامل حال من کرده و یک افتخار برای تو ، البته اگر خداوند ما را به آن درجه برساند و خود می دانی که اگر تکلیف الهی بر دوشم نبود زندگی واقعی مان را که خدا در آن حاکم است یک لحظه رها نمی کردم از خدا می خواهم که به تو صبر بدهد و به سهم خودت برای امت خدمتگزار و معلم باش و دوشا دوش این امت پیر و خط رهبری باش و به جامعه خدمت کن .
خداوندا : بارالها، ما را یک لحظه به خودمان وا مگذار .

















