01 مهر 1405 / ۱۰ ربيع الثاني ۱۴۴۸
شناسه خبر : 54504
یکشنبه 08 مرداد 1396 , 09:56
یکشنبه 08 مرداد 1396 , 09:56


شهدا شرمندهایم اما هنوز ایستادهایم
علیرضا ضابطی سیستان
گذار از تقابل نظامی به مدیریت کریدورها
علیرضا رجائی
اسطورهای شکوفا در دل بحرانها
حسین تمرخانی
دوگانه باطل «مقاومت یا معیشت»
مجتبی شاکری
ایستگاه آخر کجاست؟
سیدابوالحسن موسوی طباطبایی
این شکستنیهای گردننگیر!
محمد ایمانی
حس خوب یک امضاء
دکتر علیرضا معشوری
کربلای آشنا
سیدمهدی حسینی
یک قاب عکس از رودریگز
سید محمدعماد اعرابی
۲۰۰ شب؛ امضای غیرت پای ایران
سیدرضا موسوی فاضل
از میدان نبرد تا معادلات ژئوپلیتیکی
سعید شهرابی فراهانی
«زاویهدارها» مشغول کارند!
مسعود اکبری

ما هنوز ایستادهایم؛ در خط مقدم، با ولایت
علیرضا ضابطی سیستان
عصر دلتنگی
ابوالقاسم محمدزاده
رئیس مکتب ما و رئیس مذهب
محمد قولی میاب (کوثر)
تلنگری برای دلهایی که مهر را فراموش کردهاند
علیرضا ضابطی سیستان
همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی

یک شهید، یک خاطره (حقالناس)
فاش نیوز- ابوالفضل در مرغداری به برادرش کمک میکرد. چند کارگر دیگر هم در مرغداری بودند که بعضی وقتها برای رفع گرسنگی جوجهای را میگرفتند، کباب میکردند و میخوردند.
اما ابوالفضل هیچگاه این کار را انجام نمیداد و برای خوردن ناهار یا شام میآمد خانه. گاهی اتفاق میافتاد که دیر برمیگشت و خیلی گرسنه بود، میگفتم: «تو هم مثل بقیه یه جوجهرو کباب کن و بخور، مرغداری که مال برادرانت هست.»
ناراحت میشد و میگفت: «گرچه مرغداری مال برادرانم باشه، این کارِ درستی نیست.»
رفتارش نشان میداد که چهقدر به حقالناس اهمیت میدهد.
* بر اساس خاطرهای از شهید ابوالفضل روشنک
* راوی: مریم بیات ترک، مادر شهید
نویسنده: مریم عرفانیان

منبع: کیهان


جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
آرامش یک دلشکسته با آغاز یک دلبستگی!
سیدهمهدیه موسوی
امروز وقت بازنشر این خاطره تکراریست...
وحید یامینپور
ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی















