05 شهريور 1405 / ۱۳ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 55336
دوشنبه 20 شهريور 1396 , 10:06
دوشنبه 20 شهريور 1396 , 10:06


زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
از دغدغه اعزام به تهران تا پیدا کردن دارو...
علیرضا ضابطی سیستان
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی
قالیبافی که ما میشناسیم
حسین شریعتمداری
مجروح جنگ را نباید در صف اثبات جانبازی تنها گذاشت
غلامرضا یاوندعباسی

ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
زنده شد و دوباره به شهادت رسید
آنچه در ادامه می خوانید، بخشی از کتاب دادا، خاطرات سرکار خانم عزت قیصری است که توسط علی کلوندی نوشته شده و نشر فاتحان آن را تبدیل به کتاب کرده است...
دروازه ی آخرت
داخلی سردخانه ی بیمارستان بانه پیکر شهیدی را دیدم که لای پلاستیکی قرار داده بودند. متوجه شدم پلاستیک بخار کرده بود و این یعنی بدن گرم است. به نظر می آمد که زنده باشد. به سرعت مشمع را باز کردم و مچ دست او را گرفتم. نبضش را کاملا حس می کردم. گوشم را روی قلبش گذاشتم، دیدم می تپد. خوشحال شدم و با خود گفتم: در حالی که قرار بود آخرین لحظات زندگی اش را بگذراند، توانسته ام به موقع از مرگ نجاتش بدهم و از دروازه ی آخرت دوباره به دنیا برگردد و من به زنده ماندنش امیدوار شدم. چند لحظه بعد بار دیگر نبضش را گرفتم؛ نه! او دیگر این بار نبض نداشت. او به شهادت رسیده بود.


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















