07 شهريور 1405 / ۱۵ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 76995
پنجشنبه 23 مرداد 1399 , 23:27
پنجشنبه 23 مرداد 1399 , 23:27


تبریک میلاد رسول خدا (ص) به گونهای دیگر
حسین شریعتمداری
از تفاهم تا گارانتی؛ زمان طلایی در معماری امنیت هرمز
علیرضا رجائی
حلقه مفقوده ادعای صلح شرافتمندانه
محمدحسین محترم
مرز خود را با غربگرایان و جریان فتنه حفظ کردهام
محمدباقر قالیباف
زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
از دغدغه اعزام به تهران تا پیدا کردن دارو...
علیرضا ضابطی سیستان
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی

همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
چرا ایثارگران یاسوج هی ردم می کنند؟!
امیر محمد دره شوریان - بنده فرزند دشتی دره شوریان هستم که پدرم سال ۱۷/۸/۶۵ عضویت بسیجی از طرف تیپ ۴۸ سپاه به جبهه رفت و در عملیات کربلای ۴ شیمیایی و با موج انفجار مجروح شد که بعد از دو روز بستری فوت کرد.
چون اون زمان من ۵ سالم بود، کسی رو نداشتم دنبال پرونده پدرم رو بگیره. الان حدود ۵ سال هست خودم دارم کاراشو می کنم.
تا الان کمیسیون بدوی مجروحیت ایشون رو تایید کرده و برای کمیسیون عدلی نامه داده ولی هر بار که به ایثارگران یاسوج مراجعه می کنم، پرونده رو قبول نمیکنن و میگن برو ماه آینده بیا.
یک سال هست من هر ماه از شیراز میام یاسوج ولی کسی جواب درستی به من نمیده.
چرا کسی که برای این مملکت از جون خودش گذشت تا ذره ی از خاک دست دشمنان نیفته، الان باید من که بچه اون هستم اینقدر این در و اون در بزنم ؟؟؟؟ چون پارتی ندارم!!!!؟


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی















