07 آبان 1405 / ۱۷ جمادى الأولى ۱۴۴۸
شناسه خبر : 87932
سه شنبه 21 دي 1400 , 11:05
سه شنبه 21 دي 1400 , 11:05


فیلترینگ در فرانسه و رسوایی جریان غربگرا
مسعود اکبری
بیچاره بن سلمان!
جعفر بلوری
قیمت گزاف روی اسب مُرده!
حسن رشوند
مسئولیت اجتماعی در خطبه فدکیه
مهدی جبرائیلی تبریزی
NPT؛ تغییر دکترین هستهای و بازدارندگی
ابراهیم کارخانهای
اجلاس تهران آب یا سراب؟!
حسین شریعتمداری
سلام یا درود؟
محمدرضا الهی
قدرت وتوی ایران چگونه ساخته شد؟
محمد ایمانی
دورهمی پر دود بیهویت!
محمد محمدی افران
صلحطلبی بدون شناخت، دام استعمار است
محمدرضا الهی

زندگی را برای فردا نگذاریم
علیرضا رجائی
گفت: میشه باهام حرف بزنید؟!
محمدرضا سابقی
روز پرستار به بانویی که سالهاست بیوقفه پرستار من است مبارک!
علیرضا ضابطی سیستان
در وصف شهید شیر علی سلطانی
ابوالقاسم محمدزاده

۱۴ سال گمنامی
سعید رضایی
روحانی شهید سیدحسین هاشمیان در سال 1343 در شهر تهران و در خانوادهای مذهبی و متدین دیده به جهان گشود. پدرش معلم زبان انگلیسی بود و از همان اوان کودکی فرزندانش را به درس خواندن تشویق میکرد. سیدحسین و سیدجواد نیز شاگردان خوبی برای پدر بودند و هر دو مدارج تحصیلی خود را به سرعت طی کردند و برای کنکور دانشگاه نیز امتحان دادند و هر دو قبول شدند.
اما پدر نه تنها معلم آنان بود که معلم اخلاق و بینش و تربیت آنان نیز بود و در کنار درس زندگی، درس بندگی را نیز به فرزندانش آموخته بود. سیدحسین با اینکه در مدرسه شاگرد اول بود و در دانشگاه نیز قبول شد اما ترجیح داد برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه برود و اینگونه به سیر و سلوک معنوی و عرفانی خود برای خوسازی و در نهایت تبلیغ دین خدا گام بردارد.
سید حسین احترام فوقالعادهای به پدر و مادرش می گذاشت و برای آنان هر کاری انجام میداد و هیچگاه پایش را در مقابل آنان دراز نمی کرد. او در عین حال که فردی جدی و منظم و درسخوان بود، اهل شوخی و خنده و مزاح و تفریحات سالم و دینی نیز بود.
همچنین سیدحسین فردی بسیار سادهپوش و سادهزیست بود و بعد از انقلاب همیشه لباس بسیجی میپوشید و میگفت با این لباس میخواهم همیشه به بسیجی بودن خودم افتخار کنم و به همه نشان دهم که ما فرزندان انقلاب و امام خمینی(ره) همیشه آماده جانفشانی برای انقلاب و امام و اسلام هستیم.
سید حسین اهل مطالعه بود و این یکی از بزرگترین درسهایی بود که از پدر گرفته بود و همین ویژگی سیدحسین باعث شده بود از اوضاع و احوال کشور و جهان اطلاع داشته باشد و در رابطه با پیشامدهای تاریخی و حوادثی که در کشور روی میداد، مرجع سؤالات دوستان و همرزمانش باشد.
این دانش و آگاهی و بصیرت و معرفت سیدحسین منبع دیگری هم داشت و آن مداومت او بر نماز شب بود. آری او آنچنان بر نماز شب مداومت داشت که این مطلب را هم از سیمای نورانیاش و هم از کلمات پخته و مملو از عشق و عرفانش میتوانستی بفهمی.
آخرین باری که میخواست اعزام شود با نگاهش به پدر و مادر نشان داد که دیگر از دنیا و متعلقات آن گذشته و دلش برای دیدار معبود آن چنان اشتیاق دارد که دیگر سر از پا نمیشناسد. برای رفتن خیلی عجله داشت و میخواست هر چه زودتر خودش را به کاروان شهدا برساند.
متأسفانه از این شهید بزرگوار و برادرش هیچ وصیتنامهای در دست نیست اما خاطرات آنها همچنان برای پدر و مادر و دیگر دوستان روحانی و همرزمانشان زنده است. این خاطرات شیرین باعث چنان انس و علاقهای بین پدر و مادر با فرزندانشان شده است که گویی آنها را در بیداری مشاهده میکنند و با آنان صحبت میکنند.
پدر معتقد است که بارها سیدحسین و یا سیدجواد عزیزش را در خانه مشاهده کرده و با آنها حرف زده است. حتی هنگامی که به بهشت زهرا و سر مزار آنها میرود گویی به دیدار فرزندانش در خانه آنها میرود و آن چنان با آنان مشغول صحبت کردن و حرف زدن میشود که گویی در مقابلش نشستهاند.
مادر نیز در طول این سالها انیس و مونسی جز فرزندان خویش نداشته است و هرگاه دلش تنگ میشود به عکس آنها که روی طاقچه خانه است نگاه میکند و با آنان مشغول صحبت میشود. حتی هنگامی که به خرید میرود و یا در بیرون منزل است احساس میکند که فرزندانش در کنارش راه میروند و او را نظاره میکنند.
آری شهیدان زندهاند و همچنان در کنار ما حضور دارند و این همان وعده الهی است که در قرآن مجید فرموده است: «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیلالله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون».
منبع: کیهان


قاری قرآن، سرباز بیادعا
طاهره انصاری
از عشق به کتاب و طلبگی تا شهادت در کوفه
منیره شایق
آخرین پیام شهید جلالی: این اشکها بیپاسخ نمیماند
مریم جلالی مشایخی















