05 شهريور 1405 / ۱۳ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 90955
چهارشنبه 01 تير 1401 , 12:12
چهارشنبه 01 تير 1401 , 12:12


زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
از دغدغه اعزام به تهران تا پیدا کردن دارو...
علیرضا ضابطی سیستان
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی
قالیبافی که ما میشناسیم
حسین شریعتمداری
مجروح جنگ را نباید در صف اثبات جانبازی تنها گذاشت
غلامرضا یاوندعباسی

ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
جشــــن تولد
ابوالقاسم محمدزاده
سلام بابایی. منم نرگس! همه هوامو داشتن. اما از تو چه پنهون، دلم بدجوری هواتو کرده. همه هوامو داشتن و بزرگ شدم. هرچه بزرگتر میشم، دلتنگیام بیشتر میشه و انگار دلم کوچکتر. راستی مامان میگه:
- لباساتو برای من یادگاری گذاشتی.
آخه بابا جون! من که پسر نیستم. غیر از اون، برام بزرگن و نمیتونم بپوشم.
اما.... کلاهتو میذارم سرم و جلو قاب عکست وا میستم. برات احترام میذارم.مامان جون میگه:
- چقدر شبیه بابات شدی دختر!
اون وقت دلم تنگتر میشه و دماغم تیر میکشه. مگه میشه دلتنگت نباشم. بابا اسماعیل! امروز خیلی دلم هواتو کرده. میدونی که روز تولدته.
بابا جون دوستم میپرسه؛
- خانزاده! برا بابات جشن تولد نمیگیری؟
بابا جون! سی و شیش تا شمع تو چشام روشن شده زلال زلال. دود نداره. دودش تو خونه دلمه. نورش تو فکرمه. روشن روشن. تولد 36 سالگیت مبارک.
موضوع: شهید مدافع حرم اسماعیل خانزاده
منبع: کیهان


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















