22 مهر 1405 / ۰۲ جمادى الأولى ۱۴۴۸
شناسه خبر : 92776
دوشنبه 07 شهريور 1401 , 11:17
دوشنبه 07 شهريور 1401 , 11:17


زبان فارسی، میراث ماندگار هویت ایرانی
محمدرضا الهی
اصلاحات واقعی، نه تسلیم در برابر مافیا و رانت!
علیرضا ضابطی سیستان
حافظکشی بهرسم دیوانگان!
غلامرضا صادقیان
یمن اگر این «اینشتین»ها را داشت!
جعفر بلوری
حکمرانی در آینه عهدنامه مالک اشتر
صدیقه شاکری
نوبت مجازات متجاوز نه تردید و مذاکره
محمد ایمانی
برادر محسن دستمریزاد!
حسین شریعتمداری
دستمال کاغذی برجام!
غلامرضا صادقیان
چقدر از خودمان را در اینترنت جا گذاشتهایم؟
داود گودرزی
راهکار جبران عقبماندگی تاریخی
سید محمدرضا میرشمسی


قال رضا
راوی- نویسنده: منصور ایمانی (صبا)
اسمش رضا بود. بچۀ ناف اصفهان، حوالی مسجدسید، با لهجهای غلیظ و شیرین و تا بخواهی شوخ و حاضر به جواب؛ به نام رضا گچکوب. تا آخرهای سال ۶۰ با هم توی خط «آب تیمور» کیلومتر ۲۰ جادۀ اهواز- خرمشهر بودیم که همانجا خدمتش تمام شد و رفت اصفهان، توی حجره کسب و کار پدرش مشغول شد. نه تنها توی دسته، که حتی در سطح گروهان هم هیچ کی از پس زبان رضا برنمیآمد. هر بحثی که میشد، از علمی و غیر علمی بگیر تا جدلهای سیاسی و غیر سیاسی، هرگز عقب نمیماند. انصافا تو این میدان، برای خودش ذوالفنونی بود. هر کجا هم که حرف کم میآورد، مخصوصا پیش نیروهای تازهنفس و صفر کیلومتر که هنوز شگردهایش را نشناخته و دستش را نخوانده بودند، فوری روایتی جعل میکرد و حرفش را پیش میبرد. مثلا وقتی که حریف داشت دستش را توی بحث میخواباند، فوری برمیگشت و بهش میگفت: «قال رضا علیهالسلام و فلان و بهمان!» و به جای فلان و بهمان، حرف خودش را توی روایت جعلی، جاسازی میکرد! با این ترفند بود که طرف بحثش فکر میکرد این فرمایش از حضرت امام رضا علیهالسلام است، فلذا کوتاه میآمد. در حالی که منظورش از «قال رضا» خودش بود؛ رضا گچکوب علیهالسلام!
منبع: کیهان


شهیدی که توفیقات موشکی امروز یمن مدیون اوست
سیدهفاطمه ساداتکیایی
دیر آمدی، بلیت راهرو به تو رسید
جعفر طهماسبی
جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»















