07 شهريور 1405 / ۱۵ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 93612
دوشنبه 11 مهر 1401 , 12:05
دوشنبه 11 مهر 1401 , 12:05


از تفاهم تا گارانتی؛ زمان طلایی در معماری امنیت هرمز
علیرضا رجائی
حلقه مفقوده ادعای صلح شرافتمندانه
محمدحسین محترم
مرز خود را با غربگرایان و جریان فتنه حفظ کردهام
محمدباقر قالیباف
زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
از دغدغه اعزام به تهران تا پیدا کردن دارو...
علیرضا ضابطی سیستان
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی

همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
پاسخ به امام زمان(عج)
مریم عرفانیان
پسرم احمد هیچوقت نمیخواست کسی را از خودش رنجیدهخاطر کند. یادم هست روزی که میخواست به جبهه برود، وقتی دید پدرش از رفتن او کراهت دارد و بهانه میآورد، خیلی محترمانه گفت: «پدر جان، اگه شما صلاح نمی دونید، جبهه نمیرم؛ ولی شما خودتان باید پاسخ امام زمان رو بدید. من دینی به عهدهدارم که باید انجام بدم.»
پدرش گریه کرد و گفت: «نه پدر جان، من نمیتونم چنین مسئولیتی رو بپذیرم، شما برو.»
احمد بدون اینکه دل پدرش را بشکند، موافقت او را گرفت، رفت و شهید شد.
خاطرهای از شهید احمد صمیمی ترک
راوی: مادر شهید
منبع: kayhan.ir


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















