04 شهريور 1405 / ۱۲ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 94152
دوشنبه 25 مهر 1401 , 11:49
دوشنبه 25 مهر 1401 , 11:49


زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
از دغدغه اعزام به تهران تا پیدا کردن دارو...
علیرضا ضابطی سیستان
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی
قالیبافی که ما میشناسیم
حسین شریعتمداری
مجروح جنگ را نباید در صف اثبات جانبازی تنها گذاشت
غلامرضا یاوندعباسی

ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
یک دبه روغن!
مریم عرفانیان
یکی از اقوام، دبة کوچک روغن زرد، به خانهمان آوردند. آن را کنار طاقچه گذاشتم. هنوز 10 دقیقه بیشتر طول نکشیده بود که دبه افتاد و تمامی روغن آن کف اتاق ریخت! وقتی علی به خانه آمد، فوری گفتم: «فلان قوم شما یک دبه روغن زرد آورد، من هم گذاشتمش کنار طاقچه؛ ولی نمیدونم چی شد که روی زمین افتاد و روغنش ریخت!»
علی بیمقدمه دست بالا آورد و گفت: «الهی شکر...»
تعجب کردم! فکر کردم از این حادثه ناراحت شده و میخواهد مرا سرزنش کند، پرسیدم: «چرا؟»
جواب داد: «خودت بعداً میفهمی... الهی شکر که اون روغن نصیب من و خانوادهام نشد.»
خیلی کنجکاو شدم و از اقوام و دوروبریها شروع کردم به تحقیق.
آخرش فهمیدم اهدا کنندة دبة روغن، آن را از طریق نامشروع به دست آورده بود! خوشحال شدم که ذرهای از آن روغن نخورده بودیم.
خاطرهای از شهید علی اسدالله زاده هروی
راوی فاطمه اصغر پور، همسر شهید
منبع: کیهان


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















