07 شهريور 1405 / ۱۵ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 94701
یکشنبه 08 آبان 1401 , 11:00
یکشنبه 08 آبان 1401 , 11:00


از تفاهم تا گارانتی؛ زمان طلایی در معماری امنیت هرمز
علیرضا رجائی
حلقه مفقوده ادعای صلح شرافتمندانه
محمدحسین محترم
مرز خود را با غربگرایان و جریان فتنه حفظ کردهام
محمدباقر قالیباف
زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
از دغدغه اعزام به تهران تا پیدا کردن دارو...
علیرضا ضابطی سیستان
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی

همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
حساسیت شهید بر بیتالمال
مریم عرفانیان
در مدتی که مسئولیت سرپرستى ستاد مرکزی پشتیبانی تهران را بهعهده داشت، خیلى کم به مشهد مىآمد. وقتى هم مىآمد اصلاً سابقه نداشت که از ده روز بیشتر کنارمان بماند. یک روز که به مشهد آمد، دیگر برنگشت! همگى از اینکه محمدتقی پیش ما مانده بود خوشحال بودیم؛ ولی از چهرهاش مشخص بود موضوعى ناراحتش کرده! بااینحال به کسى چیزی نگفت. هر چه از تهران تماس گرفتند که: «آقاى رضوى چرا برنمیگردی؟!» جوابى نداد. فقط گفت: «من دیگر به آنجا برنمیگردم و قصد رفتن به قرارگاه خاتمالانبیاء را دارم.»
همین کار را هم کرد، یعنى پس از مدتی که در مشهد بود به قرارگاه خاتمالانبیاء رفت. بعدها متوجه شدیم آقا تقی به خاطر سوءاستفاده برخى از افراد سودجو از بیتالمال ناراحت شده بود. ..
خاطرهای از شهید محمدتقی رضوی مبرقع
راوی: بیبی بهجت رضوی مبرقع، خواهر شهید
منبع: کیهان


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















