06 شهريور 1405 / ۱۴ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 95422
چهارشنبه 25 آبان 1401 , 11:32
چهارشنبه 25 آبان 1401 , 11:32


از تفاهم تا گارانتی؛ زمان طلایی در معماری امنیت هرمز
علیرضا رجائی
حلقه مفقوده ادعای صلح شرافتمندانه
محمدحسین محترم
مرز خود را با غربگرایان و جریان فتنه حفظ کردهام
محمدباقر قالیباف
زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
از دغدغه اعزام به تهران تا پیدا کردن دارو...
علیرضا ضابطی سیستان
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی

همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
فرزندِ آخرت
مریم عرفانیان
بعد هر مرخصی، هفتهای یک بار به ما سر میزد؛ همیشه هم خوشحال و سرزنده بود. یک روز وقتی در را به رویش باز کردم اما با چهرة گرفته و درهمش مواجه شدم؟! توی پاشنه در ایستاد و داخل نمیآمد. اصرار کردم و او امتناع کرد. تا اینکه بالاخره گفت: «مادر جان! به شرطی وارد خونه میشم که شما الآن روبهقبله بایستی و بگی، خداوندا این امانتی رو درراه خودت معامله میکنم.»
اولش دلگیر شدم، نمیخواستم چنین حرفی بر زبان بیاورم. ولی چون خودش خواسته بود، روبهقبله ایستادم و دقیقاً همان جملاتی را که گفت، تکرار کردم. آنوقت خوشحالتر از همیشه مرا در آغوش کشید و گفت: «این دنیا رو برام نخواه مادر؛ من فرزندِ آخرت تو هستم.»
***
نمیدانستم که معاملهام با خدا آنقدر زود به سرانجام میرسید؟!
خاطرهای از شهید سید محمد رجایی
راوی: مادر شهید
منبع: کیهان


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















