06 شهريور 1405 / ۱۴ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 99444
یکشنبه 27 فروردين 1402 , 12:31
یکشنبه 27 فروردين 1402 , 12:31


از تفاهم تا گارانتی؛ زمان طلایی در معماری امنیت هرمز
علیرضا رجائی
حلقه مفقوده ادعای صلح شرافتمندانه
محمدحسین محترم
مرز خود را با غربگرایان و جریان فتنه حفظ کردهام
محمدباقر قالیباف
زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
از دغدغه اعزام به تهران تا پیدا کردن دارو...
علیرضا ضابطی سیستان
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی

همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
ستاره امروز: متولد جزیره مجنون
فاش نیوز - هجوم مطالب در ذهنم، وادارم میکند که در میان زمین و آسمان، دنبال ستاره ام بگردم.
اضطراب سراپایم را فرا میگیرد و قلم به لرزه میافتد. اگر چه سخن از ستاره است و آسمان شهر و کشورم ستاره باران، اما نمیدانم این اضطراب درونی ام برای چیست؟ هرچند تمام نشانههایی که در ذهنم نقش بسته به شهدا ختم میشوند و ستارههایی که نامشان نقش باورم میشوند تا از آن میان، یکی ستاره و پنجاه و ششم این دفتر باشد.
فتوای دلم را قبول میکنم و تقویم را ورق میزنم. درست به امروز که میرسم، روی اسم ولیالله زوم میکنم و نوری که چشمم را منور کرده است.
ستاره خودش دعوتم کرده است به نوشتن از او؛ و دلم نمیخواهد اغراقآمیز بنویسم. نمیخواهم کلمات را به بازی بگیرم و تنها مینویسم؛ «امروز متولد شد»:
اگر چه تو شهره در آسمان بودی
ولی به شهر خودت بینشان بودی
به قول شاعر شهرم حدیث تو میگویم
نشانه به قلب من امروز بیگمان بودی
در آسمان دلم چه خوش درخشیدی
اگر چه شهره ی شهر هفت آسمان بودی
تو را خدا شناخت و انتخابت کرد
یکی ستاره از آن هزار کهکشان بودی
به نام نامی یزدان، مام خواندت ولیالله
همیشه گاه خطر تو بین دشمنان بودی
چراغ راهی و زآن رو چراغچی ات خواندند
به زیر خنجر معشوق رقص کنان بودی
و چون کلام پیر که گفت؛ قلب تاریخی
شهیدی و مشهور بین انس و جان بودی
چه میشود دست جاماندهای زره گیری
تو که عزیز کردهی آن آستان بودی....
و سر انجام قلم میچرخد و با نام ولیالله، حس و حال شاعرانهای به من دست میدهد و ستاره سی و ششم دفتر من میشود؛ «ولیالله چراغچی»، ستارهای که 18 فروردین 1364در جزیره مجنون متولد شد و عملیات بدر زادگاهش بود. هرچند او در عالم دنیوی، مهر 1337 در مشهد چشم بهدنیا گشوده بود.
ولیالله در کودکی به مدرسه نقویه؛ و دوره متوسطه به دبیرستان دانش نیا رفته بود و تحصیل کرده رشته ریاضی دانشگاه بیرجند بود.
او پس از پیروزی انقلاب وارد ارتش 20 میلیونی گردید و با آغاز اولین خیانتهای ضد انقلاب به گنبد رفت و با شروع جنگ تحمیلی به دانشگاه جنگ پا گذاشت و مسئولیتهای زیادی چون: فرماندهی گردان، مسئولیت طرح و عملیات تیپ 21 امام رضا(ع)،. فرماندهی تیپ 21 امام رضا(ع)، مسئولیت طرح و عملیات منطقه 6 سپاه، مسئولیت طرح و عملیات لشکر 5 نصر خراسان رضوی و در حالی که قائممقام لشکر 5 نصر بود از دانشگاه جنگ فارغالتحصیل گردید. در حالی که میگفت؛
«دوست دارم ترکشی به سرم بخورد و دیگر آخ نگویم»، ستارهای شد در آسمان ایران اسلامی تا ما پس از او راه را گم نکنیم و با بهره مندی از نورش، در حوادثی که با آن روبهرو میشویم در خط ولایت و امامت طی طریق کنیم. و از خودم میپرسم؛ آیا هنوز در راه و در مسیر او هستم؟...
روحش شاد.
موضوع: شهید ولیالله چراغچی
** ابوالقاسم محمدزاده
منبع: کیهان


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















