سه شنبه 25 آذر 1404 , 10:15




«مستقیم تا بهشت»؛ روایتی از رنجها و شادیهای رزمندگان
کتاب «مستقیم تا بهشت» روایتی ص از دفاع مقدس، به قلم دو جانباز ۷۰ درصدی است. این اثر، خاطرات تلخ و شیرین جبهه را بدون قهرمانسازی، با زبانی ساده و جذاب نقل میکند. راوی اصلی، علیرضا کاظمی، با لهجه اصفهانی خود بر جذابیت کتاب افزوده است....
فاش نیوز - کتاب «مستقیم تا بهشت» حاصل تلاش دو رزمندۀ جنگ رفتۀ بی ادعاست که هنوز بار آسیبهای جنگ و دردهای ناشی از آن را بر دوش دارند و صبورانه این دردهای زیبا را تحمل می کنند. هر دو جانباز هفتاد درصد هستند؛ یکی با پای مصنوعی زندگی میکند، دیگری ویلچرنشین است و سالهاست بر صندلی صبر و تلاش تکیه داده است. یکی با روایتگری فصیح و لهجۀ زیبای اصفهانی اش یاد روزهای دفاع مقدس را زنده نگاه می دارد، دیگری با آسیب شدید نخاعی از ناحیه گردن، خاطرات همرزم خود را میشنود و با یک انگشت تایپ میکند.
خاطرات ارائه شده در این کتاب، برخلاف برخی از آثار کلیشهای حوزه دفاع مقدس، در اندیشه قهرمانسازی و اسطورهسازی نیست. رمضان علی کاووسی نویسنده کتاب آلوده به خودستایی و قلمفرسایی نشده، بلکه با زبانی ساده، صمیمانه و عمیق، رنجها و لحظههای تلخوشیرین راوی را در جبهه و پشتجبهه به تصویر کشیده است. وی زیرکانه بهموازات انتقال لحظات سخت و دردآور حضور راوی و همرزمانش در شبهای عملیات، شادیها و بگو بشنوهای آنها در پشتجبهه به تصویر کشیده تا خوانش کتاب برای مخاطب خستهکننده و ملالآور نشود.
![]()
علیرضا کاظمی راوی خاطرات، در سالهای حضور متمادیاش در جبهه، همواره برای بالابردن روحیۀ همسنگرانش تلاش کرده و با لهجۀ شیرین اصفهانیاش، جذابیت کتاب را دوچندان کرده است. کاظمی هنوز هم یک سرباز در جبهۀ فرهنگی است. او در کاروانهای راهیان نور و محافل مختلف ناگفتهها و حقایق دفاع مقدس را با زبانی شیوا و با چاشنی لبخند به گوش مردم میرساند.
در فرازی از کتاب میخوانیم:
یکلحظه تیراندازی قطع شد. وقتی دقت کردم دیدم سه متر با نظامیان دشمن فاصله دارم تصمیم گرفتم با نارنجک دخلشان را بیاورم. با خودم گفتم: «ضامن نارنجک رو میکشم میندازم توی سنگرشان و خودم رو پرت میکنم پایین جاده تا آسیب نبینم. انگشتم را داخل حلقه ضامن نارنجک کردم. پنجه پای چپم را جلو گذاشتم تا نارنجک را پرتاب کنم، اما در چشم به همزدنی انفجاری مهیب مرا بلند کرد و روی زمین کوبید. در میان انبوهی از دود و بوی باروت گم شدم. وقتی کمی چشم و گوشم از هم باز شد دیدم پای چپم از مچ قطع شده و بالا و پایین میپرد. از رگهای بریده خون میجهید. پایم را روی مین ضدنفر گذاشته بودم. با دست روی ران پایم زدم و گفتم ایداد و بیداد فوتبالمان هم خراب شد دیگر پایی برایم نمانده که بتونم توپ رو شوت کنم توی دروازه!»
انتشارات سوره مهر، کتاب «مستقیم تا بهشت» را در ۳۵۲ صفحه و بهای ۳۸۵ هزار تومان روانه بازار نشر کشور کرده است.

















