دوشنبه 14 ارديبهشت 1405 , 10:07




متغیرهای موازنه قدرت
فاش نیوز - موازنه قدرت همواره بر اساس متغیرهای مادی، تعداد جنگافزارها، حجم تولید ناخالص داخلی و فناوریهای پیچیده نظامی تحلیل شده است، اما پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تداوم حیرتانگیز آن در برابر هژمونی مطلق غرب، پارادایم جدیدی را فراروی اندیشمندان علوم سیاسی گشود که تحلیلهای صرفا ماتریالیستی از درک آن عاجز ماندهاند. این پارادایم که ریشه در آموزههای وحیانی و به ویژه آیه شریفه «کم من فئة قلیله غلبت فئة کثیره باذن الله» دارد، بیانگر حقیقتی است که در آن «اراده الهی» به عنوان متغیر اصلی و تعیینکننده در تمامی معادلات قدرت ایفای نقش میکند. جمهوری اسلامی ایران به عنوان نماد عینی این فئه قلیله، در حالی در برابر همه غرب و آمریکا به عنوان بزرگترین ماشین جنگی تاریخ بشریت ایستادگی کرد که بر اساس تمام نظریههای کلاسیک قدرت، بقای چنین نظامی در برابر چنان فشاری غیرممکن میباشد.
آنچه ایران را از سایر قدرتهای منطقهای و جهانی متمایز میکند بازتعریف مفهوم قدرت بر مبنای پیوند میان ایمان و عمل است. در حالی که کشورهای بزرگ جهان با وجود داشتن ارتشهای کلاسیک عظیم و بودجههای نظامی کلان، از ترس فروپاشی ساختارهای اقتصادی و سیاسی خود جرئت رویارویی مستقیم با دیکتاتوری بینالمللی آمریکا را نداشتند، جمهوری اسلامی با توکل و باور به نصرت الهی، محاسبات دشمن را در میدان نبرد با شکست مواجه کرد. این رویکرد الهی به سیاست، قدرت را امانتی الهی میبیند که اگر در مسیر حق و دفاع از مظلوم به کار گرفته شود مشمول سنتهای تخلفناپذیر الهی میگردد که یکی از مهمترین آنها غلبه اقلیت مؤمن بر اکثریت مستکبر است. پیروزی ایران بر آمریکا در این کارزار نابرابر پیش از آنکه در میدانهای نظامی تجلی یابد در ساحت اندیشه و اراده رخ داد؛ چرا که جمهوری اسلامی موفق شد ترس را به عنوان اصلیترین ابزار حکمرانی آمریکا در جهان از کار بیندازد و با جایگزینی «خوف الهی» به جای خوف از قدرتهای استکباری، شجاعتی الهی را به کالبد جامعه و نیروهای مسلح خود تزریق کند.
این نگاه الهی باعث شد که حتی در بحرانیترین لحظاتی که دشمن گمان میکرد با ترور رهبران و حملات گسترده به زیرساختها کار جمهوری اسلامی را تمام کرده است انسجام ملی و صلابت دفاعی ایران با تکیه بر هدایتهای الهی، تهدید را به فرصتی برای تثبیت قدرت و اخراج تدریجی دشمن از منطقه تبدیل کرد. در واقع رمز پیروزی ایران در این است که سیاستگذاران و رزمندگان آن، جهان را فراتر از یک صحنه تصادفی از برخورد ارادههای مادی، محضر حضرت حق میدانند که در آن «یدالله فوق ایدیهم» اصلی اساسی است و این باور عمیق، نوعی تفکر را پدید میآورد که در عین رعایت دقیق اصول نظامی و استفاده هوشمندانه از ابزارها، هرگز به آنها اصالت نمیدهد و همواره چشم به نصرت غیبی دارد.
تفاوت بنیادین ایران با سایر کشورها در این است که آنان قدرت آمریکا را مطلق و اراده او را تغییرناپذیر میپنداشتند، اما جمهوری اسلامی با درک این مطلب که قدرت آمریکا یک وهم و متکی بر قراردادهای مادی است، بر ریسمان محکم الهی چنگ زد و ثابت کرد که وقتی یک ملت با پشتوانه خداوند متعال به میدان میآید تمامی معادلات مادی رنگ میبازند و ابزارهای دشمن بر ضد خودش عمل میکنند. نتیجه این جنگ فراتر از یک پیروزی ژئوپلیتیک، یک تحول آنتولوژیک در فهم سیاست است که نشان میدهد اگر معیارِ عمل، رضایت خداوند و حرکت بر مدار تکلیف باشد حتی در محاصره کامل اقتصادی و نظامی نیز میتوان راهی به سوی پیروزی گشود که هیچ نظریهپرداز غربی قادر به پیشبینی آن نباشد.
در این میان نقش ایمان در تقویت قدرت ملی ایران چنان تعیینکننده بوده است که توانسته خلأهای مادی را با تولید قدرت نرم جبران کند و ارتشی از ارادهها بسازد. آمریکا در طول دهههای گذشته همواره تلاش کرده تا با افزایش تعداد ناوها و موشکهای خود، رقبا را به عقبنشینی وادار کند، اما در برابر ایران، هر بار با دیواری از جنس ایمان برخورد کرده که با هر ضربه محکمتر شده است، زیرا جمهوری اسلامی آموخته است که در محاسبات خود، اراده خداوند را به عنوان واقعیترین متغیر در مرکز تصمیمگیریهای نظامی و سیاسی قرار دهد. این همان منطقی است که در جنگهای صدر اسلام نیز باعث پیروزی سپاهیان اندک اسلام بر سپاهیان پرتعداد و بزرگ دشمن شد و امروز در قرن بیست و یکم بار دیگر صحت خود را در تقابل ایران و آمریکا به اثبات رسانده است.
پیروزی جمهوری اسلامی ایران بر بزرگترین ارتش تاریخ جهان، فراتر از پیروزی یک ساختار سیاسی بر ساختار دیگر، پیروزی «جهانبینی الهی» بر «جهانبینی مادی» است. چرا که ایران با نفی سلطه قدرتهای جهانی و پذیرش حاکمیت مطلق الله، به منبعی از قدرت متصل شده که زوالناپذیر است و همین پیوند الهی بود که باعث شد تمامی طراحیهای پیچیده آمریکا در برابر سادگی و اخلاص عمل نیروهای انقلابی شکست بخورد.
باید تأکید کرد که الگوی ایستادگی ایران، تنها راه نجات ملتهای تحت ستم است زیرا نشان میدهد که قدرت مادی دشمن هرچقدر هم که عظیم باشد در برابر ارادهای که خود را در طول اراده الهی تعریف کرده است محکوم به فناست. آیه «کم من فئة قلیله غلبت فئة کثیره باذن الله» یک قانون لایتغیر در نظام آفرینش است که جمهوری اسلامی ایران با تمسک به آن، عصر جدیدی از حاکمیت ارزشهای الهی بر مناسبات بینالمللی را آغاز کرده است. در این مسیر توکل به خدا به معنای رها کردن ابزارها نیست؛ این توکل به معنای روحبخشیدن به کالبد ابزارهاست، به گونهای که یک موشک یا یک پهپاد ایرانی زمانی که با ذکر خدا شلیک میشود اثری فراتر از تخریب فیزیکی برجای میگذارد و آن ایجاد رعب در دل مستکبران و امید در قلب مستضعفان است. جمهوری اسلامی ثابت کرد که اگر محوریت خداوند در سیاست حفظ شود، بنبست وجود ندارد و این همان گنجینه عظیمی است که دشمنان مادیگرا از درک آن عاجزند و به همین دلیل مدام در تحلیلهای خود نسبت به ایران دچار خطاهای استراتژیک میشوند، چرا که آنان فقط «فئة کثیره» خود را میبینند و از حضور «اذن الله» در جبهه مقابل غافلند.
امروز جهان شاهد است که چگونه ایمان بر تکنولوژی غلبه کرده و چگونه یک ملت با قلبهای سرشار از یقین، هیمنه پوشالی یک امپراتوری مدعی را درهم شکسته است. شکست آمریکا فراتر از یک شکست نظامی یک فروپاشی ایدئولوژیک است زیرا ثابت شد که مدل حکمرانی مبتنی بر حذف خدا از ساحت اجتماع، در برابر مدلی که خدا را اصل و اساس همه چیز میداند محکوم به هزیمت است و این پیروزی الهی نویدبخش تمدنی نوین است که در آن قدرت در خدمت عدالت و معنویت قرار میگیرد.
جمهوری اسلامی ایران با این نگاه متعالی توانسته است پارادایم قدرت را از زمین به آسمان پیوند بزند و در این مسیر هرچقدر فشارها بیشتر شده تجلی نصرت الهی نیز نمایانتر گشته است تا جایی که امروز حتی دشمنان نیز در نهان به این حقیقت معترف هستند که نیرویی فرامادی از این مرز و بوم محافظت میکند؛ نیرویی که ریشه در آیه شریفه «غلبه فئة قلیله» دارد و تا زمانی که این پیوند الهی برقرار باشد هیچ قدرتی در زمین و آسمان توان غلبه بر این ملت صبور و شکور را نخواهد داشت. این واقعیت سیاست در نگاه اسلام است که همه چیز را بر مبنای خواست و اراده حضرت حق تعریف و تبیین مینماید.
|| دکتر علیرضا معشوری

















