شناسه خبر : 125715
شنبه 20 تير 1405 , 12:30
اشتراک گذاری در :

دعای رهبر شهید انقلاب اسلامی برای پسرم شفابخش بود+ فیلم

فاش نیوز - فرزند شهید حاج «ستار ابراهیمی هژیر» گفت: در یکی از دیدارهای خصوصی با رهبر شهید انقلاب اسلامی، پس از آنکه ایشان برای شفای پسرم دعا کردند و انگشتری را به من سپردند، تب شدید او به طور کامل قطع شد و از آن زمان تاکنون به لطف خداوند در سلامت کامل زندگی می‌کند.

«معصومه ابراهیمی هژیر» فرزند شهید حاج ستار ابراهیمی هژیر و از راویان کتاب «دختر شینا» که به تقریظ رهبر شهید انقلاب اسلامی مزین شده است، در گفت‌وگو با دفاع‌پرس در همدان، اظهار داشت: خدا را شاکرم که توفیق زیارت رهبر شهید انقلاب اسلامی را در شش نوبت داشته‌ام؛ دو دیدار عمومی، دو دیدار نیمه‌خصوصی و دو دیدار خصوصی که یکی از آن‌ها به مناسبت انتشار کتاب «دختر شینا» بود.

همدان

وی افزود: کتاب «دختر شینا» روایت زندگی پدر و مادرم است که مادرم، راوی آن، خاطرات زندگی خود را از دوران کودکی تا لحظه شهادت پدرم بیان کرده است. این کتاب را به همراه نامه‌ای درباره خاطرات پس از شهادت پدرم برای رهبر شهید انقلاب اسلامی ارسال کردم و پس از مطالعه آن، ایشان فرمودند که مایل هستند پنج فرزند شهید را ببینند.

ابراهیمی هژیر ادامه داد: ما پنج فرزند شهید، شامل چهار خواهر و یک برادر، به همراه خواهران، برادر، همسران، فرزندان، دخترعموها، فرزندان عموی شهیدم، مادربزرگ و سایر بستگان، در مجموع ۲۶ نفر، به دیدار خصوصی با رهبر شهید انقلاب اسلامی رفتیم. ایشان با محبت فرمودند: «گردان حاج ستار را آوردید.»

وی درباره فضای آن دیدار گفت: این دیدار یکی از لذت‌بخش‌ترین و گوارا‌ترین لحظات زندگی همه ما بود. رهبر شهید انقلاب اسلامی کتاب «دختر شینا» را با دقت مطالعه کرده بودند و بر جزئیات حوادث، اتفاقات و خاطرات آن تسلط کامل داشتند. ایشان با حوصله از تک‌تک اعضای خانواده، از برادرم، مادربزرگم، دخترعموها، زن‌عمو، خواهران و سایر حاضران احوال‌پرسی کردند.

فرزند شهید حاج ستار ابراهیمی هژیر در ادامه با بیان خاطره‌ای از همان دیدار افزود: در پایان، هنگامی که رهبر شهید انقلاب اسلامی خواستند به ما هدیه بدهند، فرمودند: «پنج فرزند شهید بیایند تا هدیه بگیرند.» چهار خواهر و برادرم جلو رفتند، اما من در جای خود ایستاده بودم. ایشان با دقت متوجه شدند و فرمودند: «شما که پنج تا بودید، پس یکی‌تان کجاست؟»

وی ادامه داد: من دستم را بالا گرفتم. روی کف دستم نوشته بودم «جانم فدای رهبر». نوشته را به ایشان نشان دادم و عرض کردم: «حضرت آقا، این را نوشته بودم که اگر نتوانم صحبت کنم، آن را به شما نشان بدهم.» در آن لحظه تمام بدنم از هیجان و اضطراب می‌لرزید. رهبر شهید انقلاب اسلامی با لبخند فرمودند: «ماشاءالله، خوب صحبت می‌کنی» و همین جمله موجب شد آرامش پیدا کنم و بر خود مسلط شوم.

تقریظ کتاب «دختر شینا» ارزشمندترین یادگار زندگی ماست

ابراهیمی هژیر گفت: پس از آن شعری را که برای رهبر شهید انقلاب اسلامی سروده بودم، قرائت کردم و از ایشان خواستم برای ما و فرزندانمان دعا کنند. ایشان در سخنان خود به صبوری مادرم، مقاومت و جهاد پدرم اشاره کردند و فرمودند که ما فرزندان شهید باید راه پدر را ادامه دهیم و همچون مادرم صبور باشیم. همچنین تقریظ ایشان بر کتاب «دختر شینا» برای ما پنج فرزند شهید، ارزشمندترین یادگار و راهنمای زندگی است.

وی با بیان خاطره‌ای دیگر از رهبر شهید انقلاب اسلامی افزود: در یکی از دیدارهای خصوصی، پسرم دچار تب شدید شده بود و پزشکان از بهبود او ناامید بودند. در همان روزها برای دیدار خصوصی با رهبر شهید انقلاب اسلامی به عنوان پژوهشگر برتر دعوت شدم. هنگام عبور ایشان از راهرو، فرصت کوتاهی برای بیان درخواست داشتم. به ایشان عرض کردم که پسرم با تب شدیدی درگیر است و خواهش کردم برای او دعا کنند.

ابراهیمی هژیر ادامه داد: رهبر شهید انقلاب اسلامی انگشتری را از همراهان خود خواستند، آن را کنار دهان مبارکشان قرار دادند، دعایی خواندند و سپس آن را به من دادند و فرمودند: «این را به دست پسرت بینداز.» من نیز در همان لحظه عرض کردم که خواهران و برادرانم سلام رسانده‌اند و درخواست چفیه داشته‌اند. ایشان فرمودند: «پنج تا چفیه به آن‌ها بدهید.»

وی افزود: انگشتر و پنج چفیه را دریافت کردم و پس از پایان مراسم به منزل بازگشتم. هنگامی که انگشتر را به دست پسرم انداختم، تب او به طور کامل قطع شد و از آن زمان تاکنون به لطف خداوند در سلامت کامل زندگی می‌کند. من این نعمت سلامتی را حاصل دعای خالصانه رهبر شهید انقلاب اسلامی می‌دانم.

آخرین دیدار؛ حضوری آمیخته با اندوه و دلتنگی

فرزند شهید حاج ستار ابراهیمی هژیر در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: هر سال فعالیتی انجام می‌دادم با این امید که پاداش آن، توفیق دیدار با رهبر شهید انقلاب اسلامی باشد. اما حادثه‌ای که در سحرگاه ماه مبارک رمضان رخ داد، برای من و بسیاری از مردم بسیار سنگین و باورناپذیر بود. تا مدت‌ها توان نگاه کردن به تصاویر و فیلم‌های مربوط به ایشان را نداشتم.

وی ادامه داد: با وجود این اندوه، در مراسم حضور یافتم و آن دیدار، آخرین دیدار ما با رهبر شهید انقلاب اسلامی بود. هنگامی که از همدان به تهران حرکت کردیم، تنها نیت من این بود که ایشان را ببینم و باور کردن نبودن ایشان برایم بسیار دشوار بود.

ابراهیمی هژیر در پایان متذکر شد: در آخرین دیدار، از روح بزرگ رهبر شهید انقلاب اسلامی خواستم ملت ایران و کشورمان را دعا کنند تا بتوانیم بر اساس فرمایشات ایشان و وصیت‌نامه پدر شهیدم، با صبر و شکیبایی، پرچم الله‌اکبر را بر دوش بگیریم و بر قله‌های عزت و سربلندی برافرازیم. ان‌شاءالله بتوانیم در عمل به آرمان‌های ایشان لبیک بگوییم.

اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi