سه شنبه 29 ارديبهشت 1405 , 10:45




تنگه هرمز، پاشنه آشیل دیجیتال آمریکا و گاوهای شیرده
حاکمیت سرزمینی ایران بر کابلهای زیردریایی تنگه هرمز
فاش نیوز - بازی در تنگه هرمز دیگر منحصر به عبور نفتکشها نیست؛ امروز شریان ۱۰ تریلیون دلاری اقتصاد دیجیتال جهان، شبکههای پرداخت مالی نظیر سوئیفت و پایداری ابرشرکتهایی چون گوگل، متا و مایکروسافت در عمق آبهای تحت حاکمیت ایران قرار دارد.
در حالی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور کاسبکار آمریکا و شیپورهای تبلیغاتی جبهه استکبار در غرب، با ژستهای هالیوودی از احتمال آغاز جنگ و محاصره اقتصادی سخن میگویند، سیر تحولات میدان حکایت از واقعیت دیگری دارد. حقیقت صحنه آن است که جمهوری اسلامی ایران نه تنها از گزینههای سنتی خود فراتر رفته، بلکه بانک اهداف خود را به طور کامل بهروزرسانی کرده و با رو کردن گزینههای راهبردی و بیسابقه، دشمن را در خانهاش قفل کرده است. امروز اگر صحبت از پاسخ پشیمانکننده به میان میآید، ابزار تهران دیگر صرفاً موشکهای بالستیک و پهن کردن مینهای دریایی یا بستن فیزیکی تنگه هرمز به روی نفتکشها نیست؛ دست برتر و شگفتانگیز تهران، امروز در اعماق زمین و کف اقیانوسها، یعنی بر روی شاهرگ حیاتی اینترنت جهانی، تراکنشهای مالی ۱۰ تریلیون دلاری و خطوط فیبر نوری مستقر در زیربستر تنگه هرمز قرار دارد.
از این رو هرگونه حماقت از سوی ترامپ یا سگ هار آمریکا در منطقه، نهتنها بهای نفت را به عرش خواهد رساند، بلکه بخش اعظم شبکه ارتباطی، زیرساختهای هوش مصنوعی، ارتباطات نظامی و مبادلات مالی غرب را به طور کامل فلج و نابود خواهد ساخت.
سیانان: ایران بهدنبال کنترل شاهرگ اینترنت جهان است
سیانان در گزارشی نوشته است: «همزمان با افزایش نگرانیها درباره احتمال ازسرگیری جنگ پس از بازگشت دونالد ترامپ از چین، ایران بیشازپیش در حال ارسال این پیام است که فراتر از توان نظامی، ابزارهای قدرتمند دیگری نیز در اختیار دارد؛ کابلهای اینترنتی زیردریایی که بخش بزرگی از ارتباطات اینترنتی و مالی میان اروپا، آسیا و کشورهای خلیجفارس را منتقل میکنند.»
این رسانه مینویسد: «ایران قصد دارد چنان هزینه سنگینی به اقتصاد جهانی تحمیل کند که دیگر هیچکس جرأت حمله دوباره به ایران را نداشته باشد.»
در این گزارش آمده: «مقامهای ایرانی و رسانههای این کشور اعلام کردهاند که شرکتهای بزرگ فناوری مانند گوگل، مایکروسافت، متا و آمازون باید برای عبور این کابلها از منطقه، هزینه پرداخت کنند و از قوانین ایران تبعیت داشته باشند. برخی رسانههای ایرانی هشدار دادهاند در صورت همکاری نکردن شرکتها، ممکن است عبور دادهها و ارتباطات این کابلها با اختلال روبهرو شود. شبکه سیانان برای دریافت توضیح با شرکتهایی که در گزارش ایران از آنها نام برده شده تماس گرفته است.»
رسانههای جهان، هرمز را شاهرگ اینترنت میدانند
علاوه بر این، اندیشکده آمریکایی استیمسون در همین رابطه تأکید کرد تنشهای اخیر، آسیبپذیری کابلهای زیردریایی را آشکار کرده و بسته شدن تنگه هرمز میتواند مستقیماً اقتصاد دیجیتال جهانی را هدف قرار دهد. خبرگزاری رویترز در گزارشی با عنوان «گلوگاه دیجیتال هرمز» نوشت چندین کابل مهم در بستر تنگه هرمز قرار دارند و حدود ۹۹ درصد ترافیک اینترنت جهانی از طریق کابلهای زیردریایی منتقل میشود.
روزنامه واشنگتنپست نیز هشدار داد دولتهای غربی نگرانند که طرف مقابل از کابلهای زیردریایی بهعنوان ابزار فشار استراتژیک استفاده کنند.
همچنین روزنامه فرانسوی لوموند تأکید کرد وابستگی جهان به چند مسیر محدود انتقال داده، ریسک اختلالات گسترده را افزایش داده است.
پاشنه آشیل دیجیتال مرتجعین منطقه
تنگه هرمز برخلاف تبلیغات فریبکارانه جبهه استکبار و پادوهای منطقهای آنها، دیگر تنها شاهراه ترانزیت انرژی جهان نیست، بلکه مقتدرترین گلوگاه ارتباطی و ژئوپلیتیک اینترنت در غرب آسیا به شمار میرود. در بستر این آبراه حاکمیتی ایران، سیستمهای کابل زیردریایی و بینقارهای فوقالعاده حیاتی در یک مسیر فشرده جغرافیایی همرسانی شدهاند؛ شریانهای اصلی و عظیمی که نامشان نیز لرزه بر اندام دشمنان میاندازد.
از جمله این زیرساختهای فرامتراکم میتوان به کابل بینقارهای AAE-1 (شاهراه ۲۵ هزار کیلومتری اتصال آسیا، آفریقا و اروپا)، ابرکانال SEA-ME-WE با کمترین تأخیر داده، پروژه عظیم 2 Africa متعلق به غولهای فناوری استکبار، شبکه حلقوی GBI، کابل فالکون (Falcon) و خط لوله اختصاصی TGN-Gulf اشاره کرد. این کابلها بیش از ۹۰ درصد ارتباطات بینالمللی، بورسها، خدمات ابری و تراکنشهای مالی کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس را پشتیبانی میکنند.
برخلاف تصور عامه و ادعاهای واهی غرب، این کابلهای فیبر نوری که منتقلکننده ۹۹ درصد ترافیک اینترنت، تماسها، دادههای ابری و تراکنشهای بانکی جهان هستند، روی آب شناور نبوده، بلکه دقیقاً در عمق ۶۰ تا ۱۰۰ متری بستر و زیربستر تنگه هرمز دفن شدهاند. این خطوط برای مصون ماندن از آسیبها، پس از حداقل ۳ متر حفاری در عمق خاک کف دریا، با پوششهای مسلح سنگین فناوری شدهاند که بخش کمعمق و حساستر آن تماماً در سواحل تحت حاکمیت کامل ایران قرار دارد.
این تمرکز زیرساختی، یک موازنه قدرت بینظیر و پاشنه آشیلی خردکننده را به سود جمهوری اسلامی ایران رقم زده است. بر اساس تحلیلهای فنی مسیریابی جهانی، رژیمهای باجده و دستنشانده منطقه نظیر امارات، قطر، بحرین و عربستان، وابستگی مطلق و بالای ۹۰ درصدی به این مسیرهای دریایی دارند و در صورت بروز هرگونه اختلال، فاقد جایگزینهای زمینی کارآمد هستند؛ این در حالی است که ایران مقتدر با اتکا به تنوع شبکه و هدایت ترافیک از مسیرهای زمینیِ شمال و غرب، کمترین آسیبپذیری را در این عرصه داراست.
وابستگی مطلق استکبار جهانی به این شریان پنهان، خط بطلانی بر قدرت پوشالی آنها کشیده است. نگاهی به حادثه سال ۲۰۲۴ در بابالمندب که در آن تنها کشیده شدن لنگر یک کشتی، باعث قطع پنج جفت کابل و فلج شدن شبکه ارتباطی منطقه تا سال ۲۰۲۵ شد، ثابت میکند که زیرساختهای مدرن غرب تا چه حد شکننده هستند. اکنون کارشناسان بینالمللی هشدار میدهند که وقوع هرگونه اختلال عمدی یا غیرعمدی در گلوگاه تنگه هرمز در محدوده سرزمینی ایران، میتواند تا ۷۰ درصد اینترنت جهان را با بحران افت شدید ترافیک، افزایش نجومی پینگ و گسست در سیستمهای پردازش ابری مواجه کند.
این واقعیت فنی، ضرورت نظارت، قانونگذاری و اعمال حاکمیت امنیتی مقتدرانه ایران بر کف تنگه هرمز را دوچندان میسازد. این شبکه پنهان، اهرمی استراتژیک است که به ایران اجازه میدهد در پاسخ به هرگونه شرارت صهیونیستی-آمریکایی، شریان حیات دیجیتال غولهای فناوری و پترودلارهای منطقه را با پاسخی پشیمانکننده مواجه ساخته و کل نظام دیجیتال غرب را به زانو درآورد.
حق حاکمیت ایران بر بستر تنگه هرمز طبق کنوانسیون حقوق دریاها
اقدام مقتدرانه جمهوری اسلامی ایران در اعمال مدیریت و نظارت کامل بر تنگه هرمز پس از ماجراجوییهای اخیر جبهه استکبار، بار دیگر دست برتر کشورمان را در معادلات حقوقی و راهبردی جهان به تصویر کشید. فراتر از سطح آب، نبرد پنهانی در جریان است که ستون فقرات اقتصاد دیجیتال غرب و شرکتهای غولآسایی چون گوگل، آمازون و شبکه مالی سوئیفت را مستقیماً به اراده تهران وابسته میکند. از منظر حقوق بینالملل، ادعای بوقهای تبلیغاتی غرب مبنی بر عدم امکان مداخله ایران در این زیرساختها، یک فریب آشکار و حقوقخوانی وارونه است. بر اساس مواد ۳ و ۳۴ کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها (UNCLOS)، تنگه هرمز به دلیل عرض کم (تنها ۲۱ مایل دریایی در باریکترین نقطه)، تماماً در قلمرو دریای سرزمینی ۱۲ مایلی ایران و عمان قرار دارد.
ماده ۳۴ این کنوانسیون با صراحت و بدون لکنت اعلام میدارد که رژیم عبور از تنگههای بینالمللی، به هیچ عنوان وضعیت حقوقی آبهای تشکیلدهنده آن و حاکمیت یا صلاحیت دولتهای ساحلی بر آن آبها، فضای هوایی، بستر و زیربستر دریا را مخدوش نمیکند. به عبارت سادهتر، «حق عبور ترانزیتی» صرفاً متعلق به حرکت رفتوآمدی کشتیها و هواپیماهاست، نه اشغال فیزیکی، دائم و بیاجازه بستر دریا با کابلهای استکباری. کف تنگه هرمز جزئی از خاک لاینفک و حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران است و از نظر صلاحیت قانونی، هیچ تفاوتی با میدان آزادی تهران یا آزادراه قزوین-زنجان ندارد. ایران حق قانونی و حاکمیتی دارد که از هر متر این کابلها عوارض دریافت کرده، بر آنها نظارت فنی- امنیتی اعمال کند و شرکتهای غربی را به زانو درآورد. ایران گرچه این کنوانسیون را تصویب نکرده، اما بر اساس حقوق بینالملل عرفی، حق دارد تفسیر سرزمینی خود را با اقتدار به اجرا بگذارد. امروز غولهای فناوری دنیا باید بدانند که شریان حیاتیشان در عمق آبهای ایران، تنها با چتر مجوز و اراده جمهوری اسلامی قادر به بقا خواهد بود.
تنگه هرمز؛ اهرم ژئوپلیتیک ایران برای مهار غولهای فناوری
حاکمیت مطلق و بیقید و شرط جمهوری اسلامی ایران بر بستر و زیربستر تنگه هرمز، یک «ابزار چانهزنی راهبردی و فوقپیشرفته» را در حوزه حکمرانی دیجیتال در اختیار تهران قرار داده است. امروز اتاقهای فکر صهیونیستی- آمریکایی در تلاشند تا با تکیه بر مغالطههای حقوقی، این آبراه تماماً سرزمینی را «بینالمللی» جلوه داده و حق حاکمیت مشروع ایران را منکر شوند؛ اما واقعیت میدانی، این توهم را باطل میسازد. انحصار قانونی ایران بر فرآیندهای پیچیده و زمانبر «مسیریابی، صدور مجوز، مدیریت ترافیک و تعمیرات کابلهای فیبر نوری» - که قطعی آنها بین ۷ تا ۴۵ روز بحران جهانی ایجاد میکند - شریان حیات کارتلهای بزرگ فناوری غرب نظیر متا، گوگل، آمازون و مایکروسافت را مستقیماً به اراده حاکمیتی تهران گره زده است.
این ابرشرکتهای فراملیتی سالهاست که به بهانه تحریمهای واشنگتن، از ایجاد دفتر رسمی، پرداخت مالیات و پاسخگویی حقوقی در ایران تن زده و پلتفرمهای خود (مانند اینستاگرام و گوگل) را به بستری برای پمپاژ نفرت، سازماندهی آشوب و اخبار جعلی علیه ملت ایران تبدیل کردهاند که به حق، منجر به فیلترینگ آنها شد. اما وقاحت بار اینجاست که همزمان، میلیاردها دلار ترافیک داده و مبادلات مالی خود را از روی گرده جغرافیایی و مرزهای سرزمینی ایران عبور میدهند! بر اساس دکترین جدید اندیشکده اقتصاد دانشبنیان، زمان آن فرا رسیده که این رابطه یکطرفه معکوس شود. وزارت ارتباطات مکلف است تمامی پلتفرمهای فرامرزی فعال در منطقه را وادار به پذیرش قواعد سرزمینی، ثبت رسمی دفتر در تهران و رعایت الزامات حاکمیتی کند؛ در غیر این صورت، عبور ترافیک دیتای آنها از این گلوگاه با سد محکم حاکمیت ایران مواجه خواهد شد.
امروز در عرصه رقابتهای بینالمللی، «داده» همان نفت جدید قرن ۲۱ است و کابلهای زیردریایی، جبهه اصلی رقابتهای ژئوپلیتیک هستند. بر اساس منطق اقتصاد زیرساخت، وضع عوارض بر ترانزیت داده، یک رویه کاملاً قانونی و مرسوم در دنیاست. کشور مصر با تکیه بر موقعیت جغرافیایی کانال سوئز، سالانه بین ۲۵۰ تا ۴۰۰ میلیون دلار از محل عوارض دیجیتال و صدور مجوز برای کابلهای عبوری میان آسیا و اروپا درآمد کسب میکند. سنگاپور و روسیه نیز با مدلهای امنیتی و تعرفهای مقتدرانه، شرایط سختگیرانهای را برای عبور خطوط اینترنتی وضع کردهاند.
بر مبنای طرحهای در دست بررسی مجلس، ایران نیز باید مدل بومی حکمرانی دیجیتال خود را عملیاتی کند. عبور هر متر کابل فیبر نوری خارجی از بستر تنگه هرمز باید مشمول اخذ مجوزهای امنیتی، دریافت عوارض مالکانه جاری و معوقه، و حق اتصال شود. همچنین با انحصاری کردن قراردادهای تعمیر و نگهداری این کابلها منحصراً با اپراتورها و کشتیهای ایرانی، ضمن اشتغالزایی برای نخبگان، بومیسازی این فناوری پیشرفته تضمین میشود. واریز مستقیم این درآمدهای ارزی به «صندوق توسعه فیبر نوری کشور»، به این معناست که غولهای فناوری غربی و رژیمهای باجده منطقه، خود مجبور به تأمین مالی زیرساختهای ارتباطی و سایبری جمهوری اسلامی ایران خواهند شد؛ گامی بزرگ که اقتدار دیجیتال ایران را در اعماق دریاها تثبیت میکند.
ترامپ باید بفهمد که قواعد بازی تغییر کرده است
تحلیل واقعبینانه صحنه نشان میدهد که تهدیدات توخالی دونالد ترامپ و آرایش نظامی رسانههای غربی، چیزی جز یک جنگ روانی شکستخورده برای پنهان کردن ضعفهای بنیادین جبهه استکبار نیست. جمهوری اسلامی ایران با اتکا به تدابیر حکیمانه و اقدامات مقتدرانه نیروهای مسلح و نهادهای راهبردی خود، برگ برنده جدیدی را رو کرده که محاسبات پنتاگون و اتاقهای فکر غرب را به کلی برهم زده است. بازی در تنگه هرمز دیگر منحصر به عبور نفتکشها نیست؛ امروز شریان ۱۰ تریلیون دلاری اقتصاد دیجیتال جهان، شبکههای پرداخت مالی نظیر سوئیفت و پایداری ابرشرکتهایی چون گوگل، متا و مایکروسافت در عمق آبهای تحت حاکمیت ایران دفن شده و زیر پوتین دلاوران سپاه اسلام قرار دارد.
حقوق بینالملل، جغرافیا و فناوری، همگی تأیید میکنند که کف تنگه هرمز «خاک پاک وطن» است و هرگونه فعالیت در آن، از نصب کابل تا تعمیرات، باید تحت لوای قوانین و نظام تنظیمگری جمهوری اسلامی ایران صورت گیرد. غولهای فناوری غربی و دولتهای مرتجع و باجده منطقه باید بدانند که دوران عبور مجانی و بدون پاسخگویی از قلمرو ایران به پایان رسیده است. اگر ترامپ دست از پا خطا کند و به تجاوزات خود ادامه دهد، پاسخی که دریافت خواهد کرد نه تنها در سطح زمین و آسمان، بلکه در اعماق دریاها خواهد بود؛ پاسخی که فرجام آن یک «فاجعه دیجیتال» و قطع دسترسی استکبار به مغزافزار جهانی است. اقتدار دیجیتال ایران، امروز به عنوان یک واقعیت غیرقابلحذف به جهان تحمیل شده است و غربیها چارهای جز تسلیم در برابر قواعد سرزمینی تهران نخواهند داشت.

















