چهارشنبه 13 آبان 1405 , 10:07




خشاب ژسههایمان را خالی کردیم و با اسلحه خالی به سفارت آمریکا رفتیم
فاش نیوز - نوریپور به همراهانش گفت برای رعایت حال معترضان هموطن، خشاب اسلحههای خود را خالی کنند.
خبرگزاری تسنیم، صادق وفایی: کتاب «او یکدستمالسرخ بود» شامل خاطرات عبدالله نوریپور که به قلم علیرضا محمدی نوشته و توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده، یکی از منابع مطالعه کارنامه دستمالسرخهاست. راوی اینکتاب یکی از نیروهای اصغر وصالی و دستمالسرخهایی است که در کردستان جنگیدند و شاهد شهادت و مفقودشدن دوستان و رفقای خود بودند. نوریپور متولد 2 خرداد 1332 و یکی از ایرانیهایی است بهقول معروف، «بچهتهرون» هستند و رزمندگان و اهالی جنگ میدانند که بچههای تهرون هم در تاریخ دفاع مقدس 8 ساله ایران، کنار رزمندگان شهرستانی و دیگر استانهای ایران، ایثارگریهای اسطورهای و مثالزدنی کردند.
در پرونده کوتاهی که منتشر میشود، بنا داریم خاطرات ایندستمالسرخ سابق را مرور کنیم و شیوه رزم تهاجمی و کوبنده دستمالسرخها را مورد توجه قرار دهیم که میتواند در خیلی از بزنگاهها و نقاط حساس تاریخی، نصبالعین و الگو باشد!
قسمت اول اینپرونده چندروز پیش منتشر شد که در پیوند زیر قابل دسترسی و مطالعه است:
* «روش دستمالسرخها که جواب میداد/نجات اصغروصالی از جوخه اعدام ضدانقلاب»
در دومینقسمت پرونده بخشی از خاطرات نوریپور را مرور میکنیم که هیئت حسن نیت دولت وقت جمهوری اسلامی ایران مشغول رفت و آمد به کردستان بود. همانروزها بود که خبر تسخیر سفارت آمریکا در 13 آبان 1358 منتشر شد.
نوریپور که در ماجرای تسخیر سفارت آمریکا یا لانه جاسوسی در تهران حضور نداشته، خاطرهای از اینمکان مرموز دارد که مربوط به تیرماه 1358 یعنی یک ماه پیش از اعزامش به کردستان است.
***
یکماه پیش از عزیمت دستمالسرخها به کردستان مسئولان پادگان ولیعصر (عج) سپاه، نوریپور را احضار و به او ابلاغ کردند فرماندهی کل دستور داده از سفارت آمریکا محافظت کند. او ایندستور را با اکراه پذیرفت و در نهایت به همراهان خود گفت برای رعایت حال معترضان و انقلابیهای هموطن که بیرون سفارت آمریکا تجمع کردهاند، فشنگ خشابهای اسلحههای ژ سه خود را تخلیه کرده و با سلاحهای خالی به سفارت آمریکا بروند. چون دشمنی و عداوتی با آنجمعیت ندارند و مایل نیست از سفارت آمریکا مقابل آنها حفاظت کند!
راوی «او یکدستمال سرخ بود» در روایت دیدههای خود از محوطه بیرونی سفارت آمریکا میگوید شرایطی در خیابان وجود داشت که هرلحظه امکان داشت بغض جمعیت معترض بترکد و از دیوار سفارت بالا بروند. نیروهای آمریکایی نیز که در پی تبلیغات رسانهای و ایجاد تفرقه بین مردم و سپاه بودند، به نیروهای سپاه احترام گذاشته و مرتب برای آنها نوشیدنی و لوازم پذیرایی میآوردند که اینکار با برخورد نوریپور مواجه شد.
نوریپور میگوید فکری که در آنلحظات ملتهب به ذهنش رسید، این بود که محض رضایت مردم، پرچم آمریکا را از میله قرارگرفته از حیاط سفارت پایین بکشد. طبق روایت اینرزمنده دستمالسرخ، چنینکاری که دردسر زیادی هم داشت، در نهایت انجام شد و او پرچم آمریکا را نزدیک دانشجویان پشت نردههای در سفارت برد که یکی از دانشجویان بهطور ناگهانی آن را قاپید و تکهتکه کرد. قطعات جدای پرچم آمریکا نیز زیر پای معترضان انقلابی، به آتش کشیده شدند.
در همانلحظات که اتفاقات با شتاب و ضرباهنگ تندی رخ میدادند، نوریپور متوجه سروصدایی از پشت سرش شد و با رو برگرداندن بهسمت ساختمان سفارت آمریکا، متوجه شد یکی از دوستانش، یکنظامی آمریکایی را روی زمین خوابانده است. با پرسوجوی راوی، مشخص شد نظامی آمریکایی که مسلح به یک کلت کمری بوده، قصد داشته حین پایینکشیدن پرچم توسط نوریپور، او را از پشت مورد هدف قرار دهد که مجید جهانبین یکی از نیروهای سپاه که همراه نوریپور به سفارت آمده بود، او را خلع سلاح کرده و زمین زده است.
در ادامه، شرایط انتقال نظامی آمریکایی بهعنوان فرد دستگیرشده به بیرون از سفارت فراهم نشد اما تپانچه او بهعنوان مدرک جرم منتقل شد. فشار دستگاههای خارجی بر دولت موقت ایران هم باعث شد ، مسئولان پادگان ولیعصر (ع) از نوریپور و دیگرانی که همراه او به سفارت آمریکا رفته بودند، بازخواست کنند.
نکته جالب درباره اینحادثه، واکنش سفارت آمریکا به دولت ایران و رفتار مسئولان ایرانی در اینزمینه است.
با گذشت چندروز از حادثه، سفارت ایالات متحده آمریکا یادداشتی اعتراضآمیز به وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران ارسال کرد اما راه به جایی نبرد و یادداشت مورد اشاره مورد توجه قرار نگرفت.
ایناتفاق نشانگر تعدد تحقیر آمریکا توسط ایرانیهاست که حادثه چندماه بعد آن، یعنی 13 آبان هم یکنمونه از نمونههای مختلف آن است.

















