شناسه خبر : 128496
دوشنبه 11 آبان 1405 , 08:04
اشتراک گذاری در :

دردنامه یکی از جانبازان

 فاش نیوز - خطاب من به آقای ریاست بنیاد شهید است
 ۱. برادر عزیز، بنده در تابستان ۶۲ رفتم از مرز ملخ خور بالای روستای دزلی از توابع مریوان ازآنجا ۸ ساعت پیاده رفتم منطقه‌ای که همگی ۱۲ نفر بودیم و با کیسه‌خواب در چاله می‌خوابیدیم من در سپاه پاسدار وظیفه (دوره اول) بودم خلاصه ۳ ماه یعنی ۲ دوره مأموریت رفتم و در پایان ۴۵ روز اولیه علی‌رغم نبود آب و امکانات که مجبور بودیم ماه‌ها با سنگ خودمان را نظافت کنیم؛ چون آب‌خوردن برای هر کس ۳ لیوان برای خوردن بیشتر نبود و این مدت حمام که خوابش هم نمی‌دیدیم و من باتوجه‌به اینکه پزشکیار بودم جرب یا همان گال گرفتم از کمرم و پشت بازوهایم چرک و خون بیرون می‌آمد و آب‌ها را با جوراب زنانه صاف می‌کردیم تا کرم‌ها را جدا کنیم بعد قرص کلر می‌زدیم چه بویی داشت حال آدم از مزه بدش به هم می‌خورد و تمام ۸ ساعت پیاده‌روی مال‌رو بود و شرایط قابل‌وصف نیست حالا مشکلات بی‌خوابی که شبی نبود عقرب زدگی و مارگزیدگی و رتیل زدگی نداشته باشیم بیماری اسهال و استفراغ که بماند، حالا به شما میگم ptsd و استرس و وضعیت که قابل‌توصیف نیست به‌هرحال امروز چطور می‌خواهند استرس بعد از حادثه را و آنچه بر ما کنار جنازه هم‌سنگرمان را در بالای کوه‌های مشرف به شهر خرمال و سید صادق عراق با درصد جانبازی اعصاب و روان و مجروحیت و موج گرفتگی و حتی امحا مدارک در بیمارستان صحرایی و امثال آن مثل من با بالغ بر ۹۰۴ روز حضور در خط مقدم از سال ۶۱ تا ۶۷ تعیین کنند زهی خیال باطل از بس دست‌دست می‌کنند مگر ما برای پول و درصد رفتیم حالا که می‌بینید شرایط بچه‌های جنگ همه مفلس و بی‌چیز حداقل اکثریت شرایط خوبی ندارند. هر گلی می‌زنید سر خودتان برای رضای خدا ۹۰ روز با گال و کمر و پای پر خون و چرک و بی‌خوابی ۲۴ ساعته و مواردی که گفتم چریک‌های خفن هم می‌برند حالا یادتان افتاده با حساب‌وکتاب و خط کش با ما روبرو شوید آن روز نیرو نمی‌رفت در آن وضعیت می‌گفتید برای خدا اخوی، برادر امروز مدارک بالینی و گواهی اما این را بدانید ما که برای شماها نه رفتیم و نه ماندیم ما برای کسی رفتیم و ماندیم که خودش میدونه ما کی هستیم و چه کردیم که کلاه سبزها ۲۰ کیلومتر از ما عقب‌تر بودند گذشت؛ ولی والله خدا راضی نیست با کسانی که حتی زن و فرزندانشان دیگر از دستشان به ستوه آمدند این‌گونه رفتار شود من مدرک کمیسیون پزشکی اعصاب سال ۶۳ اردیبهشت را با نامه بیمارستان روزبه و داروهایی که دکتر معروف جنگ در بیمارستان نجمیه همه می‌شناسند نشان دادم اصلاً قبول نکردند (دکتر بیگدلی) به خدا ۴۰ سال نخوابیده‌ام توی سرم ارکستر و سنفونی است و به خودم آسیب زدم و مشکل خانوادگی پیدا کردم و معضل و مستأجرم در ۶۲ سالگی و یک حقوق دارم والسلام من را در دهک ۸ قرار دادند انگار اصلاً من و ما رو نمی‌بینند خدا خیرتان بده در والفجر ۴ و ۸ و مرصاد بودم بابا طرف مجروح می‌شد از بیمارستان معمولی زخم داشت فرار می‌کرد خودم از بیمارستان روزبه فرار کردم باباجان این شما و این مشکل موج و ضربه‌مغزی مراجعه کردم و شرایط بالا و پایین‌رفتن فشارخونم و دلهره مداوم خود را و عمل مغز و قلب را با دو پروتز در کاسه سرم و سه فنر در رگ قلبم و دردهای عضلانی که عوارض موج انفجار هست را از ۲۵ سالگی مثل پیرمرد ۷۰ساله با خودم حمل می‌کنم این درسته مصوبه کمیسیون اجتماعی مجلس گفته کلیه بیماران و جانبازان اعصاب و روان و شیمیایی ۵ تا ۲۰ درصد را همگی کف را ۲۵ درصد باید محاسبه کنند چرا به مصوبه از سال ۹۲ تا کنون عمل نمی‌کنند؛ چون ما بی‌ادعا و مظلوم هستیم کی و چه ارگانی باید حق ایثارگران را باید در این سن‌وسال که معلوم نیست تا کی زنده هستیم باید بگیرد واقعاً کی برای چه کسی جنگیدیم همان که بالای سر در اتاقش در بانک مرکزی نوشته بود بدون وضو وارد نشوید امروز کاخ در کانادا خریده و با شورتک در انظار می‌گردد و... خدا را خوش می‌آید امان زمان راضی است واقعاً خودتان قضاوت کنید.
 || ناصر (جانباز اعصاب و روان با اختلالات روانی)

اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi