21 تير 1405 / ۲۶ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 38012
شنبه 11 مهر 1394 , 13:47
شنبه 11 مهر 1394 , 13:47


وقتی حقیقت، حجابهای معاصرت را میدرد
محمدرضا الهی
راهبرد رهبر شهید ایران قوی توحیدی بود
مهدی فضائلی
هرمز، امنیت انرژی و آینده نظم منطقهای
علیرضا رجائی
ایران و العراق لایمکنالفراق
هاشم اسدی
مراقب عملیات فریب «۱۱ سپتامبر» باشیم!
بوالفضل درخشنده
جای خالی چند نقطه در فهرست اهداف!
حسین شریعتمداری
آخرین دیدار
فهیمهسادات هاشمیتبار
انتقام خون امام شهید؛ خواسته بحق مردم
غلامرضا فریدونی
چرا ترامپ عصبانی شده و فحاشی میکند؟
یدالله جوانی
وقتی خیابان، زبانِ وفاداری است نه فاصلهگیری
سیدرضا موسوی فاضل
روایت تاریخی و حکمت معنوی مزار رهبر شهید
محمدرضا اسدزاده

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمدمرادی

آرمیتا: بانکیمون از من خجالت کشید!
در آموزه های انقلاب اسلامی همواره این پیام زنده بودن خود را برای مخاطبین به نمایش میگذارد که"فضیلت زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست " و این امر در سیره امام و رهبری دیده می شود.
یکی از مصادیق زنده نگه داشتن یاد شهدا، رفتن به سراغ خانواده هایشان و شنیدن سخنان ایشان است. در متن زیر سوال و جواب را با آرمیتا رضایی نژاد فرزند شهید هسته ای صورت دادیم، که نکات عاطفی و ظریف را در خود گنجانده است.مشروح این مصاحبه بدین شرح است.
* نبود پدر شما چه تأثیری درروند زندگیتان گذاشته و حرف دلت با بچههایی که مانند شما قربانی پدید ترور هستند را بزنید:
ترور پدرم باعث شد که خانه و مدرسه ما و تیپ ما و کلی چیزهای دیگر عوض بشود،، مثلاً اینکه ما دیگر مرد خانه ما داییمان است و دیگر بابایم نیست.
* از دیداری که با بان کی مون دبیر کل سازمان ملل داشتی بگو، چه چیزی به او گفتید؟
من چیزی به او نگفتم، وقتی من رو دید خجالت کشید، ولی نتوانستم چیزی به او بگویم.
* حرف دلتان با کودکانی که قربانی حادثه تروریستی هستند چیست؟
من تا حالا به این مسئله فکر نکرده بودم، اما به آنها میگویم که ناراحت نباشید، یک روزی باید بروید انتقام خون پدرانتان را از صهیونیستها بگیرید، من وقتی خیلی کوچولو بودم میگفتم اگر یک روز قاتلهای بابایم رو ببینیم چون خانه ما طبقه پنجم بود، آنها را میبرم خانه و از طبقه پنجم پرتشان میکنم پایین و خلاصه بمیرند.من برای انتقام گرفتن از خون پدرم، راهش را ادامه میدهم.
*منبع: دیده بان


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















