22 تير 1405 / ۲۷ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 49595
دوشنبه 29 شهريور 1395 , 08:51
دوشنبه 29 شهريور 1395 , 08:51


وقتی حقیقت، حجابهای معاصرت را میدرد
محمدرضا الهی
راهبرد رهبر شهید ایران قوی توحیدی بود
مهدی فضائلی
هرمز، امنیت انرژی و آینده نظم منطقهای
علیرضا رجائی
ایران و العراق لایمکنالفراق
هاشم اسدی
مراقب عملیات فریب «۱۱ سپتامبر» باشیم!
بوالفضل درخشنده
جای خالی چند نقطه در فهرست اهداف!
حسین شریعتمداری
آخرین دیدار
فهیمهسادات هاشمیتبار
انتقام خون امام شهید؛ خواسته بحق مردم
غلامرضا فریدونی
چرا ترامپ عصبانی شده و فحاشی میکند؟
یدالله جوانی
وقتی خیابان، زبانِ وفاداری است نه فاصلهگیری
سیدرضا موسوی فاضل
روایت تاریخی و حکمت معنوی مزار رهبر شهید
محمدرضا اسدزاده

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمدمرادی

شهید مزاری و عدالت در کمک به نیازمندان
در خاطره ای از شهید علی مزاری آمده است: شهید مزاری یک وانت پیکان داشت که وقف پایگاه بسیج بود. وی پشت این ماشین نمینشست و رانندگی به عهده من بود. معمولاً ما سر ساعت مقرر با 600 – 700 نایلون شامل لوازم مصرفی مورد نیاز به در خانههای نیازمندان میرفتیم و آنها را توزیع میکردیم. گاهی اوقات خودش به در خانه نمیرفت و به من می گفت که فلان چیز را ببر در فلان خانه و بیا.
روزی ایشان به در یکی از خانهها رفت و مقداری از این وسایل را تحویل داد. من اطلاع نداشتم که این خانه متعلق به کیست. ایشان تذکر داد که شما حق ندارید بیایید. در ماشین بنشینید تا من بیایم، فقط بستههای سنگین را تا دم در بیاورید و بروید.
بعلاوه این که مقدرای پول در پاکت گذاشت و با خود برد. بعد از شهادت شهید متوجه شدم که این خانه متعلق به کسی است که پسر آن خانواده هر جا که مینشست بر علیه حاج آقا صحبت میکرد، اما ایشان معتقد بود که چون سادات هستند به گردن ما حق دارند. پس باید حق ایشان را ادا کنیم.
کتاب ترمه نور، ص 296
منبع: تسنیم


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















